Sunday 25th of June 2017   

«

»

Azmoone Melli

Print this نوشته

تکنوکراتها واوضاع بحرانی افغانستان

Ziahee-Bahuhdin-1-128x1505
ارسالی دانشمند گرامی جناب آقای  بهاالدین ضیائی – هالند
قسمت اول
حاکمیت مغزهای متفکرتکنوکرات وسقوط دادن این بارکشورنه دردامن شوروی، بلکه درگرداب نا امنی وفقر، اختلاف ونفاق نژادی، مذهبی، قومی، زبانی وگروهی، وفساد درهمه ابعاد آن، یعنی بعد  اداری، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی واخلاقی، اعتیاد به مواد مخدر، وبرای اولین مرتبه  تبدیل کردن افغانستان به بزرگترین کشورتولید کنندۀ مواد مخدردرجهان،  ازدستآورد های عظیم این زمامداران وازمهمترین کارنامه های این نوابغ زمان ( تکنوکرات ها) بحساب می آید.
    تکنوکراتهای که ادعا می کردند که ازافغانستان، آلمان ویا جاپان می سازند، عَتش آنها برای رسیدن به قدرت، افغانستان را به لبۀ پرتگاه کشانده است.
   پس ازفروپاشی شوروی ومتعاقب آن پس ازسقوط رژیم نجیب، وزمینه سازی برای مداخلات خارجی (جنگهای تحمیلی) درافغانستان، حرف ازاین بود که اگرنیروهای تکنوکرات غرب دیده، جایگزین مجاهدین گردند نه تنها افغانستان آرام وآباد خواهد گردید که علاوتاً افغانستان به یک کشورپیشرفتۀ دنیا مانند آلمان ویا جاپان تبدیل خواهد شد.
   یکی ازعاشقان ومشتاقان غرب ادعا می کرد که اگرپای ظاهرشاه به افغانستان داخل گردد همه چیزدگرگون خواهد شد وآنگاه نه مجاهدی خواهد بود ونه هم تفنگ وتفنگ سالاری وبازمیگفت: که اگرپای امریکا به افغانستان کشانده شد آنگاه نه تنها طالبی درافغانستان وحتی طالبی درپاکستان هم نخواهد ماند بلکه همه مدارس دینی پاکستان بسته خواهند گردید. وبازمی گفت: که دوای درد مردم افغانستان دردست تکنوکرات هاست که اگرروزی تکنوکرات ها درافغانستان به قدرت برسند همه چیزراعوض خواهند کرد، وهمین گونه هم شد.
    همین که درکنفرانس بن پلان های غرب به بارنشست، ویکی ازتحصیل یافته گان ونخبگان شان  دررأس قدرت قرارداده شد بلافاصله عزل ونصب ها آغازگردید وآنچه ازتربیه یافتگان ومهره های مورد اعتماد شان درگوشه وکنارجهان سراغ می گردید بدون درنگ به افغانستان فراخوانده شدند و آنها هم شعارداده وهورا کشیده داخل افغانستان گردیده ودرپست های حساس وازجمله وزارتخانه ها وادارات حساس وکلیدی به کارگمارده شدند.
   این عناصربی عُرضه وبی مایه با همه آن سرافگندگی وذلتی که دررأس قدرت قرارگرفته بودند نه تنها مانند شاه شجاع و یا ببرک به استقبال قوت های خارجی رفتند، بلکه قوت های خارجی را ناجی خود ومردم خود وکشورخود ( ازطریق مصاحبه ها و کنفرانس ها و سمینارهای داخلی وخارجی) بحساب آورده ودراین روش وبرخورد خود آنگونه ذلیلانه عمل کردند که حتی یک نوکردربرابربادارخود نمی کند. واما امروزاین نیروها با چنان عجله وشتاب ومسابقۀ قصد بیرون رفتن ازاین مهلکه را دارند که برای مشتاقان شان باورکردنی نیست. اما آن هایی که هدف اصلی آنها ازآن خوش آمد گوئی ها رسیدن به مشتی مال وجاه بود، با استقراراین نیروها، چنان غرق مال وجاه گردیدند که هیچ فرصتی برای فکرکردن به آلام ودرد های مردم پیدا نکردند وآن فرصتی را که بازهم برای رفع اقلاً یک سلسله پرابلم های خارجی وداخلی کشورویا لااقل برای رسیدن به اهداف دنیائی فراهم گردیده بود ( چنانچه که یکروزی برای پاکستان دردوران زمامداری انگلیس ها و یا برای شاه ایران دردوران وابستگی به غرب فراهم گردیده بود وازاین فرصت ها استفادۀ کافی کردند )، اینها با یورش بردن به مال وجاه، دوپرابلم عمدۀ نا امنی وفقردرکشوررا به حالش رها کرده وافغانستان  را به یک بحران بی سابقه روبرو ساختند.
     اینها برای امنیت وآرامش کشورودفع تجاوز، نه تنها این که ازنیرووقوت وقدرت مجاهدینی که هیچ قوت وقدرتی به پایۀ آن نمی رسید استفاده نکرده ودست رد به سینۀ آنها زدند، بلکه اینها درخلع سلاح مجاهدین هم لحظۀ درنگ نکرده ودراولین فرصت بدست آمده، به نابودی مراکزجهادی وجمع آوری سلاح جهاد اقدام کردند وازاین طریق چراغ سبزی را برای دشمن به ارمغان آوردند،
     اینها با افراد ودسته جات و نهاد های که درسطح ملی وبین المللی به دشمنان افغانستان معروف ومشهوربودند نه تنها به سراغ آنها وتصفیۀ حساب با آنها نرفتند بلکه ایام حساس ومهم وسرنوشت سازکشوررا درزد وبند ومعامله با آنها سپری کردند ومثل این که قصد آنرا داشتند که تا پایان ماجرا یعنی تا تروروتصفیۀ همۀ عناصرآزادیخواه ودلسوزومدافع کشوروملت یعنی حریفان خود به کجدارومریزادامه داده ودرنهایت تا سقوط کامل کشوربه دامن دشمن، آب به آسیاب دشمن بریزند. آنها (دشمن ) به تصفیۀ عناصروشخصیت های مؤمن ودلسوزومدافع کشوروکشتارمردم بی گناه ما ادامه دادند واین ها با شعارصلح وآشتی وتشکیل شوری وکمیسیون های نمایشی، متشکل ازافراد حامی دشمن دست تسلیم به سینه گذاشته پیاپی تقاضا کردند که ازبرای خدا به برادران خود رحم کنید.
   واینها علاوه براین که منابع عظیم اقتصادی افغانستان را نا دیده گرفتند، اززراعت و مالداری تا بند وانهاروذخایربزرگ زیرزمینی که هزاران ملیارد دلار برآورد گردیده است علاوتاً آنچه را هم که به قسم کمک باعوض وبلاعوض به افغانستان سرازیرگردیده بود درحیف ومیل و نابودی آن ها ازهیچ عمل شرم آوری پرهیزنکردند.
   این ها هرچه بردند وخوردند هنوزهم سیرنشدند ولی بالعکس مردم مظلوم خود را درمضیقه و زیرفشارقراردادند تا مردم بی سرنوشت و درمانده، به هرسو روی آورده ومجبورشوند برای نجات خود به هرخس وخاشاکی چنگ زده وبه هرکس وناکسی دست درازکنند.
   رؤسای که به آوازبلند اعلام می دارند که ما ( دربرابر…..) ازهردری مجبوربه گدائی گردیده ایم، چگونه می توانند که ازمردم درماندۀ خود بخواهند که شما ازکسی ( دشمن) چیزی دریافت نکنید ویا زمامدارانی که برای اهداف مادی خود به منابع مشکوک وغیرشفاف روی می آورند چگونه خواهند توانست تا ازعمل بالمثل مردم گرسنه وپا برهنۀ خود جلوگیری کنند و آن دشمن هدفمندی را هم که حاضراست، اگرچه  گرسنه بماند برای رسیدن به اهدافش پولهای گزافی را خرچ کند، ازاین هدف نا  میمونش بازدارند.
   حرکت هایی خطرناکی را که دراکثرنقاط کشورشاهد آن هستیم، تنها به این وآن واین چیزوآن چیز نسبت دادن دردی را دوا نمی کند بلکه باید مشکل را دردرون خود ونظام سیاسی واقتصادی و اجتماعی واخلاقی خود جستجوکرد. درکشوری که افراط وتفریط بیداد می کند و نه تنها ازعدالت وانصاف خبری نیست بلکه ظلم وبیداد گری غوغا به پا کرده است و امورمردم نه دردستان آدمیان که دردستان گرگان است. پس چگونه می توان انتظارامن وامان وآرامش وآسایش را داشت.
   رؤسای جمهوری (تکنوکرات) که درطی این مدت زمام امورکشوررا بدست گرفتند به گونۀ ظاهرشدند که گوئی ازکوه پائین آمده اند، رؤسای که قیافۀ شان به ارباب وحرکات شان به کمدین وحرف هایشان به فکاهی شباهت بیشتری دارد تا به سخنان یک مدیر، رئیس، چه اینکه به سخنان یک رئیس جمهورواگرکسی آن قیافه ها وآن حرکات و آن حرف ها را ردیف کند ( که امروزویا فردا همین کاررا خواهند کرد) چیزی جورخواهد شد که درقطی عطارهم پیدا نخواهند کرد و آنوقت آبروی رفتۀ کشوربازهم بیشترازپیش خواهد رفت واما آنچه درعمل هم انجام داده اند افتضاحی تاریخی است که ازتعفن آن هرافغانی احساس ذلت خواهد کرد.
   رژیم های که ازحال مردم ( درد وآلام مردم ) خود بیخبراند، ویا اصلاً رغبتی به مردم مظلوم خود ندارند ونمیدانند که کاربجائی کشیده است که این مردم مضطرب ووحشتزده فراررا برقرارترجیح می دهند، درحالی که خود درزیرچترنیروهای امنیتی با آرامش وآسایش ورفاه زندگی می کنند وتمام هم وغم شان درزد وبند ها وحرکت های غیرمسئولانه صرف می شود اما حرف شان این است که این مردم (مظلوم وبی کس وبی پناه) آزاد اند که به هرطرفی که می خواهند بروند، اگرچه همۀ ایشان در دریا ها غرق گردیده و با بدست باند های تبه کاربه عملیات های انتحاری و یا تله های انفجاری کشانده شوند و یا بدست دزدان ویا دشمنان خاک و وطن ویا همسایگان ظالم وبیرحم کشته شوند.
   اکثراً این مهاجرین پس ازخروج ازکشوریا بدست باند های مافیائی رسمی وغیررسمی ( دولتی وغیردولتی ) می افتند که درهمان ابتدای امر، آبرو وعزت ومقام شان زیرپا می گردد ومانند برده ها واسیران میدان های جنگ درمی آیند که نه درمال خود ( مزدکارخود) ونه درجان خود و نه هم درسرنوشت خود اختیاری دارند.
    درکشورهای مختلف برخورد های متفاوت با این مهاجرین بی کس و بی وطن صورت می گیرد. دربعضی ازاین کشورها علاوه براین که این مهاجرین مانند اسپ لجام شان دردست دیگران است، علاوتاً این مهاجرین را با تهدید وتخویف وحیله وتزویر( وبا گروگان گرفتن خانواده هایشان ) به جبه های جنگ ودرکشورهای دیگری می فرستند که تعداد زیادی ازاین جوانان مهاجرزنده برنمی گردند و اگرزنده هم برگردند مانند جوانان مظلوم هزاره که درغزنی به گروگان گرفته شدند به چنگ مخالفین افتاده و به چنان سرنوشت وحشتناکی روبرو می گردند که برای همه اتباع کشوردرد آورورنج دهنده است. زیرا این فضای تاریکی که درداخل  کشورایجاد گردیده و باعث این همه آوارگی و هجرت پیاپی گردیده است فضای وحشت ودهشت، وفضای پرازترس واضطراب است.
   به شترگفتند که گردنش کج است، درجواب گفت که کجایش راست است. این نظامی که همه چیزش درد آورو دردسرسازاست، ازمسائل سیاسی تا اقتصادی، اجتماعی واخلاقی همه درهم وبرهم است که جزلجام گسیختی وفساد چیزی به چشم نمی خورد، زیرا افراد مؤمن وپاک وبی آلایش را کنارزدند ودزدان وجواسیس ومزدوران ودشمنان دین و وطن را دررأس امور قرارد ادند، ازادارات تا ولایات و تا وزارتخانه های حساس وسفارت خانه های مهم.
   پول های هنگفتی را که بنام بودجۀ جنگی و یا پول های را که بنام کمک به بازسازی ویا دولت افغانستان اختصاص یافته بود دراختیارکسانی ازاین خودی ها قراردادند ( انجئوها، مؤسسات خارجی وداخلی وافرادی که براساس نصفش لی ونصفش لک ) وچنان به تاراج بردند که آثاری ازآن همه پول وامکانات بچشم نمی خورد وحتی به نیازمندی های مبرم زندگی شهرنشینی پشت پا زده واقلاً برای جمع آوری زباله ها وسیستم فاضلاب کشورکه اگرراه وچارۀ برای آن پیدا نگردد، بیشترین آصیب را به صحت وسلامتی مردم خواهد رساند، حتی درسطح ولایات بزرگ، ولااقل درسطح شهرکابل راه وچارۀ برای آن جستجونکرده اند وطوری که گفته می شود آب های خوردنی یعنی آب چاه ها با آب فاضلاب درحال یکجا شدن است وامکان آن وجود دارد که فاجعۀ بزرگی را برای شهروندان ببار بیاورد و اما اینها که باید ازاین فرصت طلائی که بازسازی افغانستان را آغازکرده بودند قبل ازهرچیزبه این امرمهم توجه می کردند، خصوصاً کشوری را که کاربازسازی اش ازصفرآغازیافته بود، اگربه این معضله توجهی می کردند، بامصارف کم وناچیزمی توانستند این معضله را حل وفصل نمایند ولی حالا که یک قسمت مهم سرک ها اسفالت گردیده وساختمان سازی درنقاط مهم به جلورفته است هرگاه بخواهند اقدامی درزمینه انجام دهند خیلی هزینه بردارخواهد بود. واما همانگونه که درهمه بخش های حیاتی واساسی کشورکاری انجام نداده اند، حتی یک بیماری را که باید چِک نموده  ومورد آزمایش قراردهند به کشورهای دورونزدیک باهزینه های گزاف می فرستند ولی این نا بخردان ونامردان،حتی یک کلینیک مجهزبرای دولتمردان واقارب ونزدیکان خود هم که شده است درافغانستان فراهم نکرده اند، زیرا ترجیح میدهند تا به هربهانۀ هم که شده به خارج سفرنمایند.
   هرگاه کسی به دقت توجه کند بغیرازچند ساختمان وهتل ورستوران وسالن های عروسی که آنها را هم، مردم ما خود بدست خود ساخته اند، کاری که بیانگریک طرح وبرنامه ریزی دولتی باشد سراغ نمی گردد.
   برخی ازاین سرمایه گذاری های به باد رفته را نهادی امریکائی بنام سیگار( ادارۀ بازرسی عمومی امریکا) به اطلاع همگان رسانده است. که بطورنمونه می توان ازپروژۀ ساختن یک پمپ گازفشرده درشهرشبرغان به قیمت ۴۳ ملیون دالریاد آورشد، پروژۀ که مانند صد ها پروژۀ دیگر درلست مصارف آمده اما درعمل نشانۀ ازآن وجود ندارد پروژۀ که معادل آن درپاکستان با ۵۰۰ هزاردالرساخته شده است. ( گذارش بی بی سی – ۳ نومبر۲۰۱۵).
     ازشاهکارهای دیگراین تکنوکرات ها:
– انتخابات تقلبی وتلاش برای قبضۀ قدرت ازهرطریق ممکن حتی غیرقانونی، بصورتی که درچند قرن گذشته درافغانستان جریان داشته است.
-تسلیم شدن وزانو زدن دربرابرکشمکش های نژادی، قومی، مذهبی وگروهی.
– تقسیم قدرت برمبنای امتیازات طبقاتی ونژادی و مذهبی وگروهی وشعله ورکردن بیش ازپیش تعصبات نژادی ومذهبی وقومی وحزبی.
– دامن زدن به پراکندگی واختلاف وهرج ومرج اجتماعی وادعای قوت وقدرت و پاسخگوئی.
– لاف وپوف زدن وحرف های چِرت وپِرت ووعده های کاذب وغیرعملی.
– زانو زدن دربرابرقلدرمآبی وتسلیم شدن دربرابرتهدیدات واخطارهای شفاهی.
– کرنش دربرابرزورگوئی وانقیاد دربرابر شرط وشروط تحمیلی ( داخلی وخارجی).
– بی رغبتی به وحدت ملی وبرادری اسلامی وچشم امید به حمایت خارجی.
– بی توجهی به سرمایه های عظیم معنوی ومادی و چشم براه کمک خارجی.
– ازدزدان دین ودولت وملت وازسرمایه های باد آورده وحرام ونامشروع قدردانی.
– دامن زدن به افراط وتفریط درهمه ابعاد آن، (فقروسرمایه داری، باحجاب و بد حجابی، تدین وبیدینی……..) .
 – دارائی های عامه را به غارت بردن و ازجمله ( سرمایه گذاریهای داخلی وخارجی ) را دربین اطرافیان واقوام ونزدیکان خود جابجا کردن ( یک نمونه کابل بانک ).
-مناطق مختلف ونقاط حساس کشوررا به ساحۀ نفوذ بیگانگان تقسیم کردن ونسبت به آیندۀ کشوربی تفاوتی.
 
-پست های حساس دولتی وحتی نمایندگی های مهم خارجی را سپردن به دستگاه های استخباراتی.
-ادعای حمایت ودفاع ازقوم کردن ولی درعمل به قوم ومردم خود دشمنی.
-نه تنها درجهت وحدت عمل نکردن بلکه دامن زدن به اختلافات نژادی وقومی ومذهبی وگروهی.
– تقسیم  کشوربه واحد های کوچک و آنهم برمبنای انگیزه های قومی و نژادی.
-علاقه داری ها را به السوالی ها والسوالیها را به ولایات، و ولایات را به حوزه ها تقسیم و به افراد موذی واستفاده جو وسران قومی وقلدورو زورگو باج دادن و پایه های آنها را محکم کردن و ملت مسلمان ومجاهد را به پای آنها انداختن.

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/4916