Tuesday 22nd of August 2017   

«

»

Azmoone Melli

Print this نوشته

إمام ابن ماجه ربعی قزوینی

Garig-1

 

نوشته و تتبع از دانشمند گرامی آقای عبدالکریم غریق – هالند

إمام، علامه، محدث، مفسر، مؤرخ و حافظ بزرگ و سر شناس ابو عبدالله محمد بن یزید بن ماجه ربعی ملقب به ابن القزوینی یکی از مشاهیر و بزرگان محدثین و از علمای برجسته اهل سنت و جماعت و صاحب کتاب مشهور سنن ابن ماجه ششمین کتاب از صحاح سته بوده است. موصوف در بیست و هفتم ماه صفر سال ۲۰۹ هجری قمری مطابق سال ۸۲۴ میلادی در شهر قزوین متولد گردید، و در روز دوشنبه بیست و دوم ماه رمضان سال ۲۷۳ هجری قمری مطابق ماه نوامبر سال ۸۸۶ میلادی به عمر ۶۴ سالگی و بقولی در سال ۲۷۵ هجری قمری در روزگار خلیفه معتمد علی الله عباسی در آن شهر وفات یافت، و آرامگاه او تا مدت ها در قزوین شناخته شده بوده است. نامبرده معروف به ابن ماجه می باشد، و ماجه را بعضی از مؤرخین اسم جدش گفته اند اما بعضی دیگر از جمله صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدی صاحب کتاب الوافی بالوفیات می گویند : ماجه لقب پدر محمد بن یزید قزوینی است. و عده أی هم ماجه را لقب جد او آورده اند. و محمد مرتضی زبیدی متوفی سال ۱۲۰۵ هجری قمری در کتاب تاج العروس ماجه را اسم مادرش گفته است. و آن واژه فارسی است، و ماج در زبان فارسی آنکه پیوسته از دهانش از اثر پیری و کلان سالی لعاب روان باشد، و به معنی ماه نیز می باشد، چه در زبان فارسی جیم و ها گاهی به هم تبدیل می شوند و عربان آنرا قمر خوانند. فردوسی نیز در اشعارش ماج را به عوض ماه آورده است، چنانکه در شعر زیر می گوید:

چو تو شاه ننشست بر تخت عاج

فروغ از تو گیرد همه مهر و ماج

و نام راوی رودکی را نیز مج می گفتند که به معنی ماه است. (۱۸ ) و احتمالا ماجه همان ماه چه باشد که به معنی ماه کوچک است و آن را معرب گردانیده و ماج گفته اند، و در زبان فارسی دختران را مهتاب و ماهرو اسم می کنند و پسران نیز قمر و قمر الدین نام دارند. و ربعی انتساب او به قبیله ربیعه یکی از قبایل عرب است که یا پدرانش از موالی قبیله ربیعه بوده اند، یا به اساس دوستی و مراوده که به آن قبیله داشته اند خود را منتسب به آن قبیله کرده اند، و گاهی هم کسانی که توسط قبیله أی مسلمان می شدند خود را به همان قبیله منتسب می ساختند. و قزوینی نسبت وی به قزوین است که یکی از شهر های مشهور عراق عجم و ایران امروزی است، و آن شهر در سال بیست و چهارم هجری مطابق به سال ۶۴۴ میلادی در زمان خلافت حضرت عثمان ذی النورین(رض) فتح گردید، و اولین والی ان ولاء بعد از اسلام صحابی جلیل القدر براء بن عازب انصاری حارثی(رض) بوده است، و از روزی که اسلام به آن سر زمین داخل شد و تعدادی از مبلغان مسلمان به آن شهر ساکن گردیدند، فرهنگ اسلامی و زبان عربی در آنجا گسترش یافت، تا جائی که در قرن سوم هجری شهر قزوین یکی از مراکز بزرگ اسلامی و بخصوص پایگاه درس حدیث بود، و حتی بعضی از مؤرخین آنرا به باب الجنه یا دروازۀ بهشت مسمی ساختند، و تعداد زیادی از برجسته ترین محدثین نیز از آنجا بر خاستند، که از جمله ایشان حافظ ابوالحسن علی بن محمد طنافسی متوفی سال ۲۳۳ هجری قمری مطابق سال ۸۴۲ میلادی، حافظ عمرو بن رافع بجلی متوفی سال ۲۳۷ هجری قمری مطابق سال ۸۵۱ میلادی، إسماعیل بن توبه متوفی سال ۲۴۲ هجری قمری مطابق سال ۸۶۱ میلادی و ابن ماجه صاحب کتاب معروف سنن می باشند،(۲۰ ) ابن ماجه از اعجاب زمانه اش و از ثقات روزگارش بود که مثل او در بین بزرگان ائمه و فحول محدثین انگشت شمار اند. نامبرده به بلاد مختلفه ازجمله حجاز، شام و مصر برای فراگیری علوم متداوله سفر نمود، و از اکابر مشایخ و علمای آن روز دانش و علوم به خصوص علم حدیث را فرا گرفت.

اقوال دانشمندان مسلمان در بارۀ مسلک فقهی امام ابن ماجه متفاوت است، و بطور قطعی نمی توان مسلک ایشان را معین نمود، لذا به نظر چند تن از دانشمندان بر جسته جهان اسلام اکتفاء می کنیم.

۱ – امام شاه ولی الله محدث دهلوی متوفی سال ۱۱۷۶ هجری قمری می فرماید: رجحان ابن ماجه به طرف مسلک امام احمد بن حنبل بوده است.

۲ – دانشمند و محدث بزرگ هند سید انور شاه کشمیری متوفی سال ۱۳۵۲ هجری قمری می گوید: به احتمال زیاد ابن ماجه مذهب شافعی داشته است.

۳ – علامه شیخ طاهر بن صالح جزائری متوفی سال ۱۳۳۸ هجری قمری می گوید: ابن ماجه مقلد علمای مجتهد نبوده بلکه به طرف اقوال ائمه مثل شافعی، أحمد(بن حنبل)، إسحاق(بن راهویه مروزی) و ابو عبید(قاسم بن سلام هروی) تمایل داشته است. (۲۵ )

حافظ امیر ابو نصر علی بن هبه الله بن جعفر معروف به ابن ماکولا متوفی سال ۴۷۵ هجری قمری در کتاب معروف خود الإکمال می نویسد: ابن ماجه قزوینی صاحب کتاب السنن بوده، و او را(سلیمان) ابن طرخان(تیمی بصری متوفی سال ۱۴۳ هجری قمری) به نقل از أبی الفضل کناز مراغی ابن مِاجَّه به تشدید جیم آورده است. (۱ )

إمام حافظ أبی القاسم علی بن حسن دمشقی معروف به ابن عساکر متوفی سال ۵۷۱ هجری قمری در تاریخ شهر دمشق می نویسد: حافظ محمد بن یزید بن ماجه ابو عبدالله قزوینی صاحب سنن بوده، و در دمشق از هشام بن عمار، دحیم، عباس بن ولید خلال، عبدالله بن أحمد بن بشیر بن ذکوان، محمود بن خالد، عباس بن عثمان، عثمان بن إسماعیل بن عمران هذلی، هشام بن خالد، أحمد بن أبی الحواری و در مصر از حرمله بن یحیی، ابا طاهر بن سرح، محمد بن رمح، محمد بن حارث، یونس بن عبدالأعلی و در حمص از محمد بن مصفَّی، هشام بن عبدالملک یزنی، عمر و یحیی پسران عثمان و در عراق از ابابکر بن أبی شیبه، أحمد بن عبدالله، إسماعیل فزاری، ابا خیثمه زهیر بن حرب، سوید بن سعید، عبدالله بن معاویه جمحی و خلق زیادی دیگر حدیث روایت نموده، و از او ابوالحسن علی بن إبراهیم بن سلمه قطان، ابوعمرو أحمد بن محمد بن إبراهیم بن حکیم و ابو طیب أحمد بن روح بغدادی روایت کرده اند. (۲ )

ابو معمر مبارک بن أحمد انصاری از ابوالفضل محمد بن طاهر مقدسی و او از ابو زید واقد بن خلیل قزوینی خطیب ری و او از پدرش خلیل بن عبدالله در کتاب تاریخ قزوین روایت نموده، و می گوید: ابو عبدالله محمد بن یزید معروف به ماجه مولای ربیعه بوده، و او را کتبی در سنن، تفسیر و تاریخ است، و شخصی آگاه در این علوم می باشد، موصوف به سر زمین عراق یعنی بصره، کوفه و بغداد و نیز مکه، شام، مصر و ری برای نگارش حدیث سفر نمود، و در سال ۲۷۳ هجری قمری وفات یافت. (۲ )

ابن عساکر دمشقی می گوید: به خط علی بن عبدالله بن حسن رازی طبق آنچه از نوشتۀ دیگری نقل می کرد، خواندم که ابو عبدالله ابن ماجه رحمه الله می گوید: نسخه أی از کتاب السنن را بر ابو زرعه رازی عرضه داشتم، بر آن نظر کرد، و گفت: به گمانم اگر این کتاب در دسترس مردم قرار گیرد، دیگر جوامع معطل قرار می گیرند، یا چیزی از این توصیف بیشتر گفت. و نیز فرمود: در تمام این کتاب سی حدیث در اسناد شان ضعف دیده می شود، یا گفت: بیست حدیث یا مثل همین گفته. می گوید: در یکی از اجزاء این کتاب نظر انداخت که آن در نزدش مشتمل بر پنج جزء بود. و ابو معمر انصاری از ابوالفضل مقدسی روایت نموده، که گفت: در بالای جزء قدیم سنن ابن ماجه نوشته أی را دیدم که حکایتی را در آن حافظ ابو حاتم معروف به جاموس نوشته بود، که در آن ابو زرعه رازی گفت: کتاب أبی عبدالله ابن ماجه را مطالعه کردم، و در آن چیز مشکلی را نیافتم مگر اندکی، و در آن در حدود نوزده مورد یا حدود آنرا یاد آوری کرده بود. (۲ )

مقدسی می گوید: تاریخ قزوین ابن ماجه را دیدم که احوال رجال و امصار در آن از زمان صحابه تا اخر زمان ابن ماجه توضیح و تشریح گردیده بود، و آن به خط دوستش جعفر بن إدریس بود. ابو عبدالله محمد بن یزید معروف به ماجه در روز دوشنبه وفات یافت، و در روز سه شنبه که هشت روز از ماه رمضان سال ۲۷۳ هجری قمری باقی مانده بود دفن گردید. و از او شنیدم، که می گوید: ابن ماجه در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد گردید و ۶۴ سال عمر نمود، بر او برادرش ابو بکر نماز جنازه خواند، و برادرانش ابو بکر و ابو عبدالله و پسرش عبدالله متولی دفن او شدند.(۲ )

حافظ امام الدین ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی متوفی سال ۶۲۳ هجری قمری در کتاب التدوین فی اخبار القزوین می نویسد: أبی عبدالله محمد بن یزید ربعی معروف به ابن ماجه در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد گردید، موصوف در روزگاری پا به عرصه وجود گذاشت که قزوین در یک مؤقعیت برجستۀ علمی و فرهنگی قرار داشت و او در حالی جوانی را آغاز کرد که قلبش برای فراگیری علوم عموماً و برای فرا گیری علم حدیث خاصتاً می تپید، او قرآن کریم را حفظ کرد و به حلقات درس محدثین که در اکثر مساجد قزوین دائر بود اشتراک ورزید تا آنکه کمیت زیادی از احادیث را فرا گرفته و به حافظه سپرد، و وقتی این اندازه فراگیری عطش عشق او را به تعلیم حدیث فرو ننشاند، عزم سفر به دیگر اقطار کرد و راه سفر را در پیش گرفت و به خراسان، بصره، کوفه، بغداد، دمشق، مکه، مدینه، مصر و دیگر بلاد اسلامی آن روز گار سفر نموده و از علماء مدارس و مساجد معروف محل تدریس احادیث دیدار کرد، و به جهت کثرت مسافرت و دیدارش با علماء و بزرگانی متعدد او را در هر شهر و سر زمینی شیوخی جداگانه بوده چنانکه از جمله شیوخ او حافظ علی بن محمد طنافسی بوده که بیشترین روایت را از او نموده، و إبراهیم بن منذر حزامی متوفی سال ۲۳۶ هجری قمری شاگرد بخاری و محمد بن عبدالله بن نمیر و جباره بن مغلس که آنها از قدماء شیوخ او بوده اند، و عبدالله بن معاویه، هشام بن عمار، محمد بن رمح، داؤد بن رشید و مردمان زیادی دیگر که در سنن و تالیفاتش از آنها نام برده شده است. ابن ماجه را شاگردان زیادی نیز بوده است زیرا موصوف را تنها نشاط علمی از برای تالیف نبوده، بلکه در زمینه تعلیم، تدریس و محاضرات علمی نیز مقامی شامخ و بر جسته أی داشته و شاگردان ارجمندی را تربیت نموده است که از جمله آنها می توان از علی بن سعید بن عبدالله عدانی، إبراهیم بن دینار جرشی همدانی، أحمد بن إبراهیم قزوینی جد حافظ أبی یعلی خلیلی، ابو طیب أحمد بن روح مشعرانی، إسحاق بن محمد قزوینی، جعفر بن إدریس، حسین بن علی بن برانیاد، سلیمان بن یزید قزوینی، محمد بن عیسی صفار، حافظ ابوالحسن علی بن إبراهیم بن سلمه قزوینی، ابو عمرو أحمد بن محمد بن حکیم مدنی اصفهانی و دیگرانی از مشاهیر روات را نام برد. (۲۰ )

عزالدین ابوالحسن علی بن محمد بن عبدالکریم معروف به ابن اثیر جزری شیبانی متوفی سال ۶۳۰ هجری قمری در تاریخ الکامل می نویسد: و هم در این سال(سال ۲۷۳ هجری قمری) محمد بن یزید بن ماجه قزوینی که کتاب سنن را نگاشته و خردمند بود و پیشوای دانشمندان وفات یافت. (۳ )

جمال الدین أبی الحجاج یوسف مزی متوفی سال ۶۵۴ هجری قمری در کتاب تهذیب الکمال می نویسد: حافظ محمد بن یزید رَبَعِی از موالی قبیله ربیعه مکنی به ابو عبدالله بن ماجه قزوینی صاحب کتاب سنن می باشد، و او را تصانیف مفیده و سفر های متعدده بوده است. موصوف در خراسان، عراق، حجاز، مصر، شام و دیگر بلاد سفر نموده و از جماعت کثیری حدیث شنیده که اگر اسامی همه أی آنها را ذکر کنیم بحث ما به درازا می کشد، لهذا در آن توقف می کنیم. و از ابن ماجه جماعتی حدیث روایت نموده اند که از جملۀ ایشان إبراهیم بن دینار حَوشَبی هَمَدانِی، أحمد بن إبراهیم قزوینی جد أبی یعلی خلیلی، ابو طیب أحمد بن روح بغدادی شَعرانی، ابو عمرو أحمد بن محمد بن حکیم مَدینی اصفهانی، إسحاق بن محمد قزوینی، جعفر بن إدریس، حسین بن علی بن یزدانیار، سلیمان بن یزید قزوینی، ابوالحسن علی بن إبراهیم بن سلمه قزوینی قطان، علی بن سعید بن عبدالله عسکری و محمد بن عیسی صفار. (۴ )

حافظ ابو یعلی خلیل بن عبدالله خلیلی قزوینی ذکر ابن ماجه را در کتاب رجال قزوین آورده، و در آن می گوید: ابن ماجه شخصیتی بزرگوار، ثقه، حافظ برجسته، عارف به حدیث و متفق علیه بوده، و می شود به آن احتجاج کرد(او را دلیل و حجت آورد) و او را شناختی کامل در حدیث و حفظ آن بوده، و او را مصنفاتی در سنن، تفسیر و تاریخ می باشد. و در جای دیگر می گوید: ابو عبدالله محمد بن یزید معروف به ماجه مولای ربیعه بوده، و او را کتبی در سنن، تفسیر و تاریخ است، و نامبرده آگاه به این علوم بوده است، او به سر زمین عراق، بصره، کوفه، بغداد، مکه، شام، مصر و ری برای کتابت حدیث سفر نمود، و موصوف در سال ۲۷۳ هجری قمری وفات یافت. (۴ )

حافظ ابوالفضل محمد بن طاهر مقدسی می گوید: در قزوین تاریخی(تاریخ ابن ماجه) را دیدم که از رجال و امصار(شهر ها) بحث می نمود، و در آن از عصر صحابه تا زمان ابن ماجه نگارش یافته بود، و در آخر به خط جعفر بن إدریس دوست ابن ماجه مشاهده کردم، که آمده است: ابو عبدالله محمد بن یزید معروف به ماجه در روز دو شنبه وفات یافت، و در روز سه شنبه هشت روز باقیمانده از ماه رمضان سال ۲۷۳ هجری قمری دفن گردید، و نیز شنیدم، که می گفت: ابن ماجه در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد گردید، و در وقت مرگ ۶۴ ساله بود، بر او برادرش ابو بکر نماز جنازه خواند، و ابو بکر و ابو عبدالله برادرانش و پسرش عبدالله متولی دفن او شدند. و دیگران می گویند: وفات ابن ماجه در سال ۲۷۵ هجری قمری بوده است. (۴ )

أبی العباس أحمد بن محمد بن إبراهیم بن أبی بکر بن خلکان متوفی سال ۶۸۱ هجری قمری در کتاب وفیات الأعیان می نویسد: حافظ مشهور ابو عبدالله محمد بن یزید بن ماجه ربعی قزوینی از موالی قبیله ربیعه و از شهر قزوین بود، او مصنف کتاب السنن در حدیث می باشد، موصوف امام در حدیث آگاه به علوم حدیث و جمیع آنچه به آن تعلق می گیرد بوده است، ابن ماجه به عراق، بصره، کوفه، بغداد، مکه، شام، مصر و ری برای نگارش حدیث سفر نمود، و او را کتابی در تفسیر قرآن کریم و تاریخی دلپذیر نیز می باشد، و کتاب سنن او در حدیث یکی از کتب صحاح سته است. نامبرده در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد و در روز دوشنبه وفات یافت و در روز سه شنبه هشت روز باقیماند از ماه رمضان سال ۲۷۳ هجری قمری دفن گردید، خداوند او را رحمت کند، و برادرش ابوبکر بر او نماز جنازه خواند، و ابوبکر و عبدالله برادرانش و پسرش عبدالله متولی دفن او گردیدند. ماجه: به فتح میم و جیم و بین آنها الف و در آخر ها ساکنه می باشد. رَبَعِی: به فتح راء و باء موحده و بعد عین مهمله نسبتش به ربیعه اسم عده أی از قبایل(عرب) است، که معلوم نیست منتسب به کدام یکی از آنهاست. قَزوینی: به فتح قاف و سکون زاء و کسر واو و سکون یاء مثنی و بعد نون نسبتش به قزوین یکی از مشهور ترین شهر های عراق عجم می باشد، که تعدادی زیادی از علماء از آنجا برخاسته اند. (۵ )

ابو الفداء إسماعیل بن علی متوفی سال ۷۳۲ هجری قمری در کتاب المختصر فی اخبار البشر می نویسد: حافظ محمد بن یزید بن ماجه قزوینی مصنف مشهور کتاب سنن در حدیث در سال ۲۷۳ هجری قمری وفات یافت، و او إمام در حدیث و آگاه در علوم حدیث و آنچه به آن علوم تعلق داشته بوده است. موصوف به عراق، شام، مصر و ری به طلب حدیث سفر نموده است، و او راست تفسیر قرآن کریم و بهترین تاریخ، و کتابش در حدیث یکی از کتب صحاح ستته می باشد، ولادت ابن ماجه در سال ۲۰۹ هجری قمری بوده است. (۶ )

إمام شمس الدین أبی عبدالله محمد بن أحمد ذهبی متوفی سال ۷۴۸ هجری قمری در کتاب سیر أعلام النبلاء می نویسد: حافظ بزرگ، حجت و مفسر ابو عبدالله محمد بن یزید بن ماجه قزوینی مصنف کتاب های سنن، تفسیر و تاریخ و حافظ بزرگ قزوین در عصر خودش بوده است. وی در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد گردید، و بیشترین روایت او از حافظ علی بن محمد طنافسی بوده، و هم از قدماء شیوخش جُبَاره بن مُغلِس می باشد، و نیز ازمُصعب بن عبدالله زبیری، سُوید بن معبد، عبدالله بن معاویه جُمحی، محمد بن رُمح، إبراهیم بن مُنذر جَزامی، محمد بن عبدالله بن نُمیر، أبی بکر بن أبی شیبه، هشام بن عمار، یزید بن عبدالله یمامی، أبی مصعب زُهری(یکی از روات مؤطا از إمام مالک)، بِشر بن معاذ عَقدِی، حَمید بن مَسعَده، أبی حذافه سهمی، داؤد بن رُشَید، ابی خَیثمه(زهیر بن حرب یکی از ائمه مشهور حدیث)، عبدالله بن ذکوان مُقری، عبدالله بن عامر بن بزاد، أبی سعید أشج، عبدالرحمن بن إبراهیم دُحَیم، عبدالسلام بن عاصم هِسِنجَانِی، عثمان بن أبی شیبه و مردمان زیادی دیگر که در سنن و دیگر تالیفاتش مذکورند حدیث روایت نموده است، و از او ابو جعفر محمد بن عیسی مطوعی أبهری، ابو طیب أحمد بن روح بغدادی، ابو عمرو أحمد بن محمد بن حکیم مدینی، ابو الحسن علی بن إبراهیم قطان، سلیمان بن یزید فامی و دیگران روایت کرده اند. (۷ )

قاضی ابو یعلی خلیلی می گوید: پدرش(پدرابن ماجه) یزید معروف به ماجه بوده، و او از موالی قبیله ربیعه می باشد. و از ابن ماجه روایت است که می گوید: این سنن را بر ابو زرعه رازی عرضه داشتم، بر آن نظر کرد، و گفت: به گمانم اگر این کتاب به دسترس مردم قرار گیرد، دیگر جوامع(کتب حدیثی) تعطیل می گردند، یا بیشتر از آن گفت. و بعد فرمود: شاید در تمام این کتاب در حدود سی حدیث یا در حدود آن در اسناد آنها ضعف باشد. (۷ )

ذهبی می گوید: ابن ماجه شخصیتی حافظ، ناقد، صالح و واسع العلم بود، و آنچه از احادیث منکر که در کتابش آمده رتبه کتابش را کم نمی کند، و احادیث موضوعی نیز در آن کم است، و اگر قول ابو زرعه صحیح باشد در حدود سی حدیث است، و اما آنها از جمله احادیث مطروحه بوده، و ساقط کرده شده اند، و اما احادیثی که نمی شود آنها را حجت آورد در حدود یک هزار حدیث می باشند. (۷ )

ابو یعلی خلیلی می گوید: ابن ماجه شخصیتی بسیار ثقه، بزرگ و متفق علیه بود، و می شود او را حجت آورد، و او را معرفت و شناختی کامل در علم حدیث بوده است، و نامبرده به سر زمین های عراق، مکه، شام، مصر و ری برای نگارش حدیث سفر کرد. (۷ )

حافظ محمد بن طاهر می گوید: از برای ابن ماجه در شهر قزوین تاریخی را دیدم، که موضوع بحث آن شهر ها و شخصیت ها تا زمانه خودش بود، و در آخر آن به خط دوستش جعفر بن إدریس نوشته شده بود: ابو عبدالله در روز دو شنبه وفات یافت و در روز سه شنبه که هشت روز از ماه رمضان باقی مانده بود به خاک سپرده شد و بر او ابو بکر برادرش نماز خواند و ابو بکر و ابو عبدالله برادرانش و عبدالله پسرش متولی دفن او شدند. (۷ )

ذهبی می گوید: ابن ماجه در رمضان سال ۲۷۳ هجری قمری وفات یافت و بعضی از مؤرخین مرگ او را در سال ۲۷۵ هجری قمری گفته اند، که همان گفته اول صحیح تر است، و او به هنگام مرگ ۶۴ ساله بوده است. (۷ )

سنن مهم ترین تالیف ابن ماجه می باشد و روایاتش با اسنادی متصل و عالی است، و در حاشیه کتابش دوست وی ابوالحسن بن قطان آورده است: در بغداد از برادرش ابو محمد حسن بن ماجه قزوینی در حدود سال ۲۸۰ هجری قمری وقتی که به سفر حج رفته احادیثی را شنیده است. (۷ )

حافظ إسماعیل بن توبه قزوینی روایت نموده که از حافظ ابو طالب أحمد بن نصر شنیده است که می گوید: کتاب سنن ابن ماجه را در بعلبک از قاضی عبدالخالق بن عبدالسلام و به قرائت آن در حدود ثلث اول آن کتاب را شنیدم، و کل آن کتاب را از شیخ امام مؤفق الدین عبدالله بن قدامه در سال ۶۱۱ هجری قمری و نیز تماماً را در حلب از أبی سعید سنقر زینی و او از شیخ مؤفق الدین عبدالطیف بن یوسف به قرائت از أبی زرعه مقدسی و او از محمد بن حسین مقومی و او از قاسم بن أبی منذر خطیب و او از ابی الحسن قطان و او از ابن ماجه شنیده ام. و عدد کتب سنن ابن ماجه در حدود سی و دو کتاب است. ابوالحسن قطان می گوید: در سنن یک هزار و پنجصد باب است که مجموعاً چهار هزار حدیث می شود. (۷ )

در کتاب تذکره الحفاظ آمده است: حافظ بزرگ و مفسر قرآن کریم ابو عبدالله محمد بن یزید قزوینی معروف به ابن ماجه ربعی صاحب کتاب های سنن، تفسیر و تاریخ بوده، و محدث بزرگ این سر زمین(قزوین) می باشد، او در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد گردید، و از محمد بن عبدالله بن نمیر، جباره بن مغلس، إبراهیم بن منذر حزامی، عبدالله بن معاویه، هشام بن عمار، محمد بن رمح، داؤد بن رشید و هم ردیفان شان حدیث روایت نموده و از او محمد بن عیسی أبهری، ابو عمرو أحمد بن محمد بن حکیم، ابو الحسن قطان، سلیمان بن یزید فامی، احمد بن روح بغدادی و دیگران روایت کرده اند. از ابن ماجه نقل شده، که می گوید: من این سنن را بر ابو زرعه عرضه داشتم، به آن نظر کرد، و گفت: گمان می کنم که اگر این کتاب به دسترس مردم قرار بگیرد، دیگر جوامع(کتب حدیثی) تعطیل خواهد شد، یا بیشتر از آن گفت. و گفت: در تمام این کتاب سی حدیث در اسناد شان ضعف است. (۸ )

ذهبی می گوید: سنن أبی عبدالله کتابی نیکو است و احادیث واهی و مکدر در آن زیاد نیست. وفات ابن ماجه سه روز از ماه رمضان سال ۲۷۳ هجری قمری باقی مانده بود که واقع گردید، و شماره کتب سنن سی و دو کتاب می باشد. ابوالحسن قطان دوست ابن ماجه می گوید: سنن ابن ماجه یک هزار و پنج صد باب است که در آن چهار هزار حدیث گرد آوری شده است. (۸ )

در کتاب الکاشف آمده است: حافظ محمد بن یزید بن ماجه قزوینی مکنی به ابو عبدالله صاحب کتاب سنن بوده، و از اصحاب مالک و لیث حدیث شنیده، و از او ابوالحسن قطان و طائفه دیگر روایت کرده اند، موصوف در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد و در سال ۲۷۳ هجری قمری وفات یافت. (۹ )

صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدی متوفی سال ۷۶۴ هجری قمری در کتاب الوافی بالوفیات می نویسد: حافظ ابو عبدالله محمد بن یزید مولای ربیعه معروف به ابن ماجه قزوینی مصنف کتاب های سنن، تفسیر و تاریخ بوده و محدث بزرگ قزوین می باشد، موصوف در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد و از علی بن محمد طنافسی، عبدالله بن معاویه، هشام بن عمار، محمد بن رُمح، سوید بن سعید، عبدالله بن جراح قهستانی، مصعب بن عبدالله بن زبیر، إبراهیم بن محمد شافعی، یزید بن عبدالله یمامی، جُباره بن مغلس، داؤد بن رشید، إبراهیم بن منذر حِزامی، أبی بکر بن أبی شیبه، محمد بن عبدالله بن نمیر و مردمانی دیگر حدیث روایت نموده، و از او محمد بن عیسی أبهری، ابو عمرو أحمد بن محمد بن حکیم مدائنی، علی بن إبراهیم بن سلمه قطان، سلیمان بن یزید فامی قزوینی و ابو طیب أحمد بن روح بغدادی روایت کرده اند. و پدرش معروف به ماجه از موالی قبیله ربیعه بوده است. (۱۰ )

ابن ماجه می گوید: سنن را بر ابو زرعه عرضه داشتم، به آن نظر کرد، و گفت: گمان می کنم اگر این کتاب به دسترس مردم قرار گیرد، جوامع دیگر معطل خواهند شد، یا بیشر از این گفت، و بعد اظهار داشت: شاید در تمام این کتاب سی حدیث و یا در حدود آن دارای اسنادی ضعیف باشند. (۱۰ )

حافظ عماد الدین ابی الفداء ابن کثیر دمشقی متوفی سال ۷۷۴ هجری قمری در کتاب البدایه والنهایه می نویسد: ابو عبدالله محمد بن یزید بن ماجه قزوینی صاحب کتاب مشهور سنن می باشد که کتاب مذکور دلالت بر عمل، علم، تبحر، آگاهی و پیروی وی از سنت در اصول و فروع دارد، و سنن وی شامل سی و دو کتاب و یک هزار و پنجصد باب و چهار هزار حدیث می باشد که همگی آنها به غیر از تعداد اندکی از اسنادی خوبی بر خوردارند. می گویند: ابو زرعه رازی فقط بر اضافه از ده حدیث آن خرده گرفته است که شاید آنها موضوعی و یا منکر باشند. و نیز از برای ابن ماجه تفسیری مفید و تاریخی کامل است که از زمانه صحابه تا عصر خودش را در آن بیان نموده است.

ابو یعلی خلیل بن عبدالله خلیلی قزوینی می گوید: ابو عبدالله محمد بن یزید بن ماجه بوده، و یزید معروف به ماجه مولای ربیعه می باشد، وی عالمی بزرگوار و صاحب تصانیفی است، که از جمله آنها کتاب های تاریخ و سنن می باشد. ابن ماجه به سر زمین های عراق، مصر و شام سفر کرده، و تعدادی از مشایخ حدیث را ملاقات نموده، که ما الحمدلله والمنه شرح حال آنها را در کتاب التکمیل آورده ایم.

خلیلی قزوینی می گویدک ابن ماجه از کبار قدماء از جمله ابن سیبویه، محمد بن عیسی صفار، إسحاق بن محمد، علی بن إبراهیم بن سلمه قطان، جدی أحمد بن إبراهیم و سلیمان بن یزید حدیث روایت نموده است. (۱۱ )

بعضی از مؤرخین گفته اند: ابن ماجه در روز دو شنبه وفات یافت و در روز سه شنبه هشت روز باقیمانده از ماه رمضان سال ۲۷۳ هجری قمری مدفون گردید، و بر جنازه او برادرش ابو بکر نماز خواند و او را به همراه برادر دیگرش أبی عبدالله و پسرش عبدالله بن محمد بن یزید به خاک سپرد. (۱۱ )

شهاب الدین احمد بن علی مشهور به ابن حجر عسقلانی متوفی سال ۸۵۲ هجری قمری در کتاب تهذیب التهذیب می نویسد: حافظ محمد بن یزید ربعی(از موالی قبیله ربیعه) ابو عبدالله بن ماجه قزوینی بوده، و در خراسان، عراق، حجاز، مصر، شام و دیگر بلاد اسلامی سفر نموده، و از مشایخ آن سر زمین ها حدیث شنیده است. موصوف از علی بن سعید بن عبدالله غدانِ عسکری، إبراهیم بن دینار جرشی همدانی، أحمد بن إبراهیم قزوینی جد حافظ أبی یعلی خلیلی قزوینی، ابو طیب أحمد بن روح مشعرانی، إسحاق بن محمد قزوینی، جعفر بن إدریس، حسین بن علی بن برانیاد، سلیمان بن یزید قزوینی، محمد بن عیسی صفار، حافظ ابوالحسن علی بن إبراهیم بن سلمه قزوینی، ابو عمرو أحمد بن محمد بن حکیم مدنی اصفهانی و عدۀ دیگر حدیث روایت نموده است. (۱۲ )

خلیلی می گوید: ابن ماجه شخصیتی بزرگ، ثقه و متفق علیه بود که در شناخت حدیث و حفظ آن معرفت و مهارتی کامل داشت، و او را مصنفاتی در سنن، تفسیر و تاریخ است، می گوید: او در این علوم از شأن و معرفت کامل برخور دار بود، نامبرده در سال ۲۷۳ هجری قمری به عمر ۶۴ سالگی وفات یافت. (۱۲ )

ابن طاهر می گوید: تاریخی را دیدم که در آخر آن به خط دوست ابن ماجه جعفر بن إدریس نگارش یافته بود که ابو عبدالله(ابن ماجه) هشت روز از ماه رمضان سال ۲۷۳ هجری قمری باقی مانده بود که وفات یافت. و از او شنیدم که می گفت: ابن ماجه در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد گردیده است، بر جنازه ابن ماجه ابوبکر برادرش نماز گزارد، و پسرش و دیگران متولی دفن او گردیدند. اما بعضی دیگر از مؤرخین می گویند: ابن ماجه در سال ۲۷۵ هجری قمری وفات یافته است. (۱۲ )

ابن حجر می گوید: کتاب ابن ماجه یعنی سنن کتابی بسیار خوب و جامع است که دارای ابوابی زیاد بوده، و ظرافت کامل و دقت در نگارش آن آشکار است، اما احادیث ضعیف در آن زیاد می باشد، تا جائی که می گفت: آنچه از احادیثی را که ابن ماجه به تنهائی روایت کرده است، اغلب آنها ضعیف هستند که نمی شود به آنها اطمینان کرد، و نیز احادیث منکر در آنها زیاد اند، خداوند جل جلاله مستعان است. (۱۲ )

ابن حجر عسقلانی می گوید: به خط حافظ شمس الدین محمد بن علی حسینی مطلبی را دیدم که در آن آمده بود، که از شیخ خود حافظ ابا الحجاج مری شنیدم، که می گفت: هر آنچه را که ابن ماجه از احادیث به صورت انفرادی روایت نموده، و آنها را ائمه کتب پنج گانه دیگر صحاح سته نیاورده اند ضعیف است. و ابن طاهر در مسور ذکر کرده است که ابو زرعه می گوید: در سنن ابن ماجه فقط در حدود هفت حدیث ضعیف است. (۱۲ )

(ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد) رافعی قزوینی در تاریخ قزوین در شرح حال ابن ماجه آورده است: موصوف محمد فرزند یزید است، و ماجه لقب یزید می باشد که شکل تغیر یافته اسم فارسی است، و بعضی هم می گویند: او را محمد بن یزید بن ماجه گفته اند. و ابن حجر مطلب دوم را ثابت تر دانسته است. محمد بن أسود قزوینی در رثای ابن ماجه شعری سروده، که بیتی از آن چنین است:

     لقد أوهی دعائم عرش علم

     و ضعضع رکنه فقد ابن ماجه

     و نیز یحیی بن زکریا طرائفی در رثای او ابیاتی دارد که بیتی از آن چنین است:

     أیا قبر ابن ماجه غثت قطراً

     مساء بالغداه و بالعشی (۱۲ )

     می گویند: مشهور ترین کسانی که از سنن روایت کرده اند عبارت اند از: ابو الحسن قطان، سلیمان بن یزید، ابو جعفر محمد بن عیسی، ابو بکر حامد أبهری، و مشهور ترین رواتی که از ابن ماجه روایت کرده اند سعدون و ابراهیم بن دینار می باشند. (۱۲ )

     در کتاب تقریب التهذیب آمده است: حافظ محمد بن یزید ربعی ابو عبدالله بن ماجه قزوینی یکی از ائمه حدیث بوده، و صاحب کتب سنن، تفسیر و تاریخ می باشد، موصوف در سال ۲۷۳ هجری قمری به سن ۶۴ سالگی وفات یافته است. (۱۳ )

     غیاث الدین خواند میر هروی مؤرخ مشهور متوفی سال ۹۴۱ هجری قمری در تاریخ حبیب السیر می نویسد: ابن ماجه در سنه خمس و مأتین متولد شد، و چون به سن رشد و تمیز رسید به تحصیل علم حدیث متوجه اقطار آفاق گشته، در آن مساعی باب جمیله بتقدیم رسانید، و او را استماع احادیثی که میان او و حضرت رسالت صلی الله علیه و سلم سه کس واسطه اند میسر شد و به عرف محدثین آن احادیث را ثلاثیه گویند. (۱۴ )

     إمام شهاب الدین أبی الفلاح عبدالحی بن أحمد بن محمد بن عماد حنبلی متوفی سال ۱۰۸۹ هجری قمری در کتاب شذرات الذهب می نویسد: إمام حافظ ابو عبدالله محمد بن یزید بن ماجه قزوینی دارای مقامی ارجمند بوده، و صاحب کتب سنن، تفسیر و تاریخ می باشد، او در سال ۲۷۳ هجری قمری وفات است. (۱۵ )

     در کتاب العبر آمده است: ابن ماجه قزوینی از ابو بکر بن أبی شیبه، یزید بن عبدالله یمامی و هم ردیفان شان حدیث روایت نموده است. (۱۵ )

     (محدث و مؤرخ مشهور محمد بن عبدالله بن محمد قیسی دمشقی شافعی معروف به) ابن ناصرالدین می گوید: محمد بن یزید بن ماجه ابو عبدالله ربعی قزوینی از موالی قبیله ربیعه و یکی از ائمه بزرگ و صاحب سنن و یکی از نویسنده گان مسلمان و شخصیتی حافظ، ثقه و بزرگوار بوده است. موصوف کتبی را در موضوع سنن، تاریخ و تفسیر تصنیف نموده، و در کتاب سنن اش تنها در سی حدیث ضعف دیده می شود. (۱۵ )

     ابن خلکان می گوید: ابن ماجه امام در حدیث و آگاه به علوم حدیث و آنچه به این علوم تعلق دارد می باشد، او به عراق، بصره، کوفه، بغداد، مکه، شام، مصر و ری برای جمع آوری احادیث سفر نمود، و او را کتابی در حدیث و تفسیری بر قرآن کریم و تاریخی ملیح می باشد، که کتابش در حدیث یکی از کتب صحاح سته است. (۱۵ )

     مصطفی بن عبدالله قسطنطنی رومی حنفی کاتب چلبی مشهور به حاجی خلیفه متوفی سال ۱۰۶۷ هجری قمری در کتاب کشف الظنون می نویسد: حافظ محمد بن یزید بن ماجه ربعی مکنی به ابو عبدالله قزوینی در سال ۲۰۹ هجری قمری متولد و در سال ۲۷۳ هجری قمری وفات یافت، کتب ذیل از جمله تصانیف او می باشد: ۱ – تاریخ قزوین. ۲ – تفسیر قرآن. ۳ – السنن در حدیث که از جمله کتب شش گانه حدیث می باشد. و سنن ابن ماجه در نزد بعضی از محدثین کتاب ششم از جمله صحاح سته بوده و شروح او قرار ذیل است:

۱ – قسمتی از آنرا در پنج مجلد حافظ علاء الدین مغلطای بن قلیج متوفی سال ۷۶۲ هجری قمری شرح نموده است.

۲ – جلال الدین عبدالرحمن بن أبی بکر سیوطی تمام آنرا شرح نمود، و آنرا مصباح الزجاجه علی سنن ابن ماجه نامگذاری نموده، و در اولش آورده است الحمدلله ذی الجلال و الإکرام.

۳ – حافظ برهان الدین إبراهیم بن محمد حلبی نواسه ابن العجمی متوفی سال ۸۴۱ هجری قمری آنرا شرح نموده است.

۴ – شیخ کمال الدین محمد بن موسی دمیری شافعی متوفی سال ۸۰۸ هجری قمری آنرا در پنج جلد شرح نموده، و آنرا بنام الدیباجه نام گذاری نموده است.

۵ – شیخ سراج الدین عمر بن علی بن ملقن شافعی متوفی سال ۸۰۴ هجری قمری آنرا شرح نموده، و بر پنج کتاب دیگر یعنی صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن أبی داؤد، سنن ترمذی و سنن نسائی اضافه گردانیده، و آنرا در پنج مجلد تنظیم نموده و به ما تمس إلیه الحاجه علی سنن ابن ماجه مسمی گردانیده است. (۱۶ )

     مؤرخ و شاعر مشهور عرب خیرالدین زرکلی متوفی سال ۱۳۹۶ هجری قمری در کتاب اعلام می نویسد: ابو عبدالله محمد بن یزید ربعی قزوینی معروف به ابن ماجه یکی از ائمه حدیث و از اهالی قزوین بوده، و در سال ۲۰۹ هجری قمری مطابق سال ۸۲۴ میلادی وفات یافت، او به بصره، بغداد، شام، مصر، حجاز و ری سفر کرد، و کتاب سنن را در حدیث در دو مجلد تالیف نمود، که یکی از کتب شش گانه و قابل اعتماد می باشد، علاوتاً او تفسیری در قرآن کریم و کتابی در تاریخ قزوین دارد. (۱۷ )

     علامه دهخدا در لغت نامه اش می نویسد: ابو عبدالله محمد بن یزید ماجه قزوینی ربعی بالولاء از کبار ائمه محدثین و صاحب یکی از صحاح سته بوده، که آن کتاب بنام سنن ابن ماجه معروف است. مولد او بسال ۲۰۹ هجری قمری در قزوین بود و او بغداد، بصره، کوفه، شام ، مکه، مصر و ری را سیاحت کرد، و از مشاهیر محدثین عصر خود حدیث شنود، وی را در تفسیر و تاریخ نیز ید طولای بود، و علاوه بر سنن او را تفسیری است و نیز کتابی در تاریخ در نهایت نفاست و نیز تاریخ قزوین. وفات او در سال ۲۷۳ هجری قمری بوده است. (۱۸ )

     ملا محی الدین صالحی در کتاب شرح حال اصحاب سته می نویسد: محمد بن یزید بن ماجه ربعی قزوینی مشهور به ابن ماجه یکی از ائمه رجال حدیث و اعلام حفاظ در قرن سوم هجری بود که ربعی منسوب به ربیعه یکی از قبایل عرب می باشد، و قزوینی منسوب به قزوین یکی از شهر های مشهور ایران است که عده أی از علماء و دانشمند از آنجا بوده اند، و قزوین را باب الجنه نیز می گفتند، او از کبار محدثین و صاحب کتاب ششم از صحاح سته است، که به نام سنن ابن ماجه معروف است. ابن ماجه در سال ۲۰۹ هجری قمری در قزوین متولد گردید و به سال ۲۷۳ هجری قمری در روز دوشنبه در سن ۶۴ سالگی فوت کرد و در روز سه شنبه هشت روز به رمضان باقی مانده دفن گردید، در تذکره ها محل وفات او را ننوشته اند، اما به قرائن و از مفاد عبارات به نظر می رسد که در قزوین محل سکونت او فوت کرده باشد، والله اعلم. ابن ماجه به قزوین سکونت داشت اما گاهی هم مدتی در شهر هائی که به آنجا مسافرت می کرد، ساکن می گردید. او به کسب و نشر علم مشغول بود و به شهر های عراق(بصره، کوفه و بغداد) بلاد عرب، حجاز، مکه، شام، مصر، ری و شهر های دیگر مسافرت کرد. و در دمشق از هشام بن عمار، دحیم، عباس بن ولید خلال، عبدالله بن أحمد بن بشر بن ذکوان، محمد بن خالد، عباس بن عثمان، عثمان بن إسماعیل بن عمران ذهلی، هشام بن خالد و أحمد بن أبی الحواری و در مصر از ابا طاهر بن سرح، محمد بن رویح و یونس بن عبدالأعلی و در حمص از محمد بن مصفی، هشام بن عبدالملک یزنی و عمرو و یحیی دو پسر عثمان و در عراق از ابو بکر بن أبی شیبه، أحمد بن عبده، إسماعیل بن أبی موسی فزاری، ابا خیثمه زهیر بن حرب، سوید بن سعید، عبدالله بن معاویه جمحی و غیره حدیث شنید. (۱۹ )

آثار علمی ابن ماجه:

۱ – کتاب السنن که ششم صحاح سته است و اولین کسی که این کتاب را سادس صحاح سته قرار داد ابوالفضل بن طاهر مقدسی بوده، و سپس حافظ عبدالغنی مقدسی است، و بر این کتاب شیخ جلال الدین سیوطی شرح لطیفی را نوشته است که مصباح الزجاجه نام دارد، و ابوالحسن محمد بن عبدالهادی سندی متوفای۱۱۳۸ هجری قمری حاشیه و تعلیقاتی بر این شرح نگاشته که در دهلی و قاهره چاپ شده است. استاد محمد فؤاد عبدالباقی در خاتمه طبع سنن ابن ماجه می گوید: ابو یعلی خلیلی گفت: شماره کتب سنن ابن ماجه سی و دو کتاب بوده است. ابوالحسن دوست ابن ماجه می گوید: در سنن هزار و پانصد باب است و چهار هزار حدیث در آن جمع آوری گردیده است. استاد محمد فؤاد عبدالباقی می گوید: جملۀ احادیث سنن ابن ماجه ۴۳۴۱ حدیث می باشد، از این احادیث ۳۰۰۲ حدیث را کتب خمسۀ دیگر همۀ آنان یا بعضی از آنان را اخراج و نقل کرده اند، و بقیه احادیث که عدد آن ها ۱۳۳۹ حدیث است در کتب خمسه نیست، و زائد بر آنهاست، در بیان زوائد گفته می شود: از این احادیث زائد ۴۲۸ حدیث رجال آن ثقه و صحیح الاسناد است، ۱۹۹ حدیث حسنه الاسناد است، ۶۱۳ حدیث ضعیف الاسناد است، ۹۹ حدیث واهیه الاسناد یا منکره یا مکذوبه است. و این کتابی است که در بین ودفتین آن ۳۰۰۲ حدیث متفق علیه آمده، این احادیث را اصحاب کتب خمسه در کتاب های خود آورده اند، مع الوصف ابن ماجه این احادیث را از طرقی غیر از طرق آنها روایت می کند، همین تائیدیه قوه فوق قوۀ آن را برای آن احادیث می بخشد، سپس امام ابن ماجه با اعداد فوق ۴۲۸ حدیث صحیح الاسناد که رجال آن ثقه می باشند را اضافه می کند و ۱۹۹ حدیث حسنه الاسناد می آورد، و این کتاب دارای همین مزیت و مزایای دیگری است. کتاب سنن بر علم، عمل، تبحر، اطلاع و اتباع او بر کتاب خدا و سنت رسول الله(ص) در اصول و فروع دلالت دارد، وی رحمه الله اهل حفظ، ورع، شرع، اتقان، زهد و عرفان بود، بعضی در بارۀ او گفته اند:

     ابنُ یزید ماجَه القَزوینی      

     راو جَلا عَوارِفَ الفُنون (۱۹ )

     محمد فرید وجدی نویسنده و دانشمند معروف مصری متوفی سال ۱۹۵۴ هجری قمری صاحب کتاب دائره المعارف قرن بیستم می نویسد: او إمام در حدیث بود، و به علوم حدیث و ما یتعلق به عارف و آشنا بود، به عراق، بصره، کوفه، بغداد، مکه، شام، مصر و ری مسافرت نمود و از علمای بزرگ آن بلاد حدیث نوشت. او راست تفسیر قرآن کریم و تاریخ جید و کتاب او در حدیث یکی از صحاح سته مشهور است. کنیه او ابو عبدالله و ابن ماجه و ابن القزوینی و لقبش حافظ بوده است، تاریخ تولدش سال ۲۰۹ هجری قمری و مولودش شهر قزوین بوده است،، موصوف در سال ۲۷۳ هجری قمری فوت کرد و برادرش ابو بکر بر او نماز خواند و دو برادرش ابو بکر و عبدالله و پسرش عبدالله متولی دفن او بودند، و از قرائن چنان پیداست که مدفن او هم همان شهر قزوین بوده است، زیرا در مورد مدفنش در تذکره ها چیزی ثبت نشده است، و سنش ۶۴ سال بوده است، فرزندی بنام عبدالله داشته که شغلش معلوم نیست، اما مشغله خودش کسب علم و ترویج دین و نشر حقائق و معارف اسلامی خاصه حدیث نبوی بوده است، استادان حدیثش در دمشق هشام بن عمار، در مصر ابا طاهر بن سَرح، در عراق ابوبکر بن أبی شیبه و دیگران بوده اند، و از شاگردان نخبه وی ابوالحسن علی بن إبراهیم بن سلمه قطان، ابو عمرو أحمد بن محمد بن إبراهیم بن حکیم، ابو طیب بن روح بغدادی، محمد بن عیسی أبهری و سلیمان بن یزید قزوینی بوده اند، و از کبار علماء و قدما ابن سیبویه، محمد بن عیسی صبار و إسحاق بن محمد از او حدیث روایت کرده اند. (۱۹ )

     مولف حبیب السیر می نویسد: در سنه ثلاث و سبعین و مائتین ابن ماجه که مؤلف یکی از صحاح سته است به عالم آخرت پیوست، و هو ابو عبدالله محمد بن یزید قزوینی، و چنانچه در تصیح المصابیح سمت تصریح پذیرفته، ماجه لقب پدرش یزید است، و ابن ماجه در سنه خمس و مائتین متولد شد، و چون به سن رشد رسید، در تحصیل علم حدیث متوجه اقطار آفاق گشته و در آن مساعی باب جمیله به تقدیم رسانید، و او را استماع احادیثی که میان او وحضرت رسالت(ص) سه کس واسطه اند میسر شد و به عرف محدثین آن احادیث را احادیث ثلاثیه گویند. (۱۹ )

     امام ابو القاسم عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی متوفی سال ۶۲۳ هجری قمری در تاریخ قزوین در شرح حال ابن ماجه آورده است: وی محمد بن یزید است و ماجه لقب یزید می باشد. و در مرثیه او محمد بن اسد قزوینی ابیاتی سروده است که مطلع آن چنین شروع می شود:

لَقَد أَوهی دعائم عرش علمٍ

وَ ضَعضَع رکَنَهُ فَقَدُ ابن ماجه

ترجمه: به حقیقت فقدان و مرگ ابن ماجه پایه های تخت دانش و ستون علم را متزلزل ساخت.

     یحیی بن زکریا طرایفی نیز او را چنین مرثیه گفته است:

أیا قَبرَ ابن ماجه غثت قطراً

مساءً بالغداه و بِالعَشِیِّ (۱۹ )

     بطرس بستانی مؤرخ مشهور مارونی لبنانی در دائره المعارف خود می نویسد: (و له تفسیرالقرآن و تاریخ ملیح و کتابه فی الحدیث أحد الصحاح سته و تاریخ قزوین و کتابه السنن المنسوب الیه.) ترجمه: او راست تفسیر قرآن و تاریخی ملیح و تاریخ قزوین و کتاب السنن که به سنن ابن ماجه معروف است و کتاب او در حدیث یکی از صحاح سته است. امام ابن ماجه از بزرگان و مشاهیر علوم حدیث، تفسیر و تاریخ می باشد و اهل زهد، ورع، حفظ و اتقان بوده، و او را شخصیتی خوش بیان، شرین زبان، روشن دل و پاک روان گفته اند. (۱۹ )

     سایت عربی بوابه الفجر به سر دبیری عادل حموده مقاله أی سودمندی را در باره ابن ماجه و آثارش نشر کرده، و چنین آورده است: ابن ماجه آثار ارزشمندی را تالیف و تدوین نمود که از جمله آنها یکی تفسیر قرآن کریم بوده، که آنرا ابن کثیر دمشقی در کتاب البدایه والنهایه توصیف نموده، و می گوید: آن تفسیری همه جانبه و سودمندی است، و سیوطی نیز در کتاب الإتقان فی علوم القرآن به آن اشاره داشته است. و او را کتابی در تاریخ بوده که از عصر صحابه تا زمانه أی خودش را به رشتۀ تحریر در آورده است، و تاریخ مذکور مدت زمانی طولانی بعد از وفاتش در دسترس بوده، چنانچه حافظ ابن طاهر مقدسی متوفی سال ۵۰۷ هجری قمری آنرا مشاهده کرده، و تعلیقی را به خط جعفر بن إدریس شاگرد ابن ماجه در آن دیده است، و ابن کثیر می گوید: کتاب مذکور تاریخی کامل بوده است، و ابن خلکان آن را تاریخ ملیح خوانده و تأسف نموده و گفته است: نمی دانم که آیا از این آثار ارزشمند ابن ماجه به غیر از سنن او در حدیث اثری باقی مانده، یا خیر؟ و سنن او یکی از کتب صحاح سته بوده است. و از مشهور ترین مؤلفات ابن ماجه سنن او است که بواسطه آن ابن ماجه شناخته شده و شهرت جهانی یافته و جایگاه خود را در بین بزرگان و حفاظ محدثین باز نموده است و آن از بزرگترین آثار او است که تا زمان ما باقی مانده است، و چهار سنن معروف یعنی سنن أبی داؤد، سنن ترمذی، سنن نسائی و سنن ابن ماجه با دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم مجموعاً همان صحاح سته می باشند که کتب مرجع و اصول در احادیث نبوی شریف و محل مراجعه و متابعت عموم علمای اهل سنت و جماعت هستند. علمای متقدم بودند که پنج کتاب بزرگ و معتمد حدیث غیر از سنن ابن ماجه را صحاح خمسه می گفتند، اما علمای متأخرین سنن ابن ماجه را داخل ساخته و آنرا از جمله کتب معتمده حدیث شناخته و شامل پنج کتاب دیگر ساختند و آنرا صحاح سته گفتند، و اولین کسی که این کار را کرد امام حافظ ابن طاهر مقدسی بود که کتاب مذکور را در شروط اعتماد کتب قبلی داخل ساخت و آنرا آخرین کتاب از کتب صحاح بشمار آورد، و بعد جمیع ائمه حدیث این نظریه او را مورد اتفاق قرار دادند، و قبلاً علمای حدیث در این نظریه بحث داشتند و بعضی ها موطاء امام مالک را کتاب ششم از صحاح می گفتند و در این باره علامه محدث عبدالغنی نابلسی متوفی سال ۱۱۴۳ هجری قمری در مقدمه کتابش ذخائرالمواریث فی الدلاله علی موضع الحدیث می نویسد: علمای متقدمون در کتاب ششم از صحاح اختلاف داشتند در نزد علمای مشرق جهان اسلام کتاب سنن أبی عبدالله محمد بن ماجه قزوینی کتاب ششم از صحاح بود، و در نزد علمای مغرب جهان اسلام موطاء امام مالک بن انس کتاب ششم از صحاح بود، اما علمای متأخرین کلاً اتفاق نظر دارند به اینکه سنن ابن ماجه از کتاب الموطاء اولی تر است و آن کتاب ششم از صحاح سته می باشد. (۲۰ )

سخاوی می گوید: سنن ابن ماجه را بر موطاء مقدم شمردند، زیرا زوائد زیادی داشت بر پنج کتاب دیگر بر خلاف موطاء و منهج ابن ماجه چنان بود که سنن را بر کتب و ابواب مرتب ساخت چنان که شامل ۳۷ کتاب و یک هزار و پنجصد باب بوده که مشتمل بر ۴۳۴۱ حدیث می شود، و از این جمله ۳۰۰۲ حدیث را کتب پنج گانه دیگر نیز استخراج نموده اند، و ۱۳۲۷ حدیث را ابن ماجه منفردانه استخراج کرده که آنها زائد بر احادیث کتب پنج گانه قبلی است، و از بین آنها ۴۲۸ حدیث صحیح الاسناد ۱۱۹ حدیث حسن الاسناد بوده است، چنانکه ابن حجر عسقلانی می گوید: ابن ماجه احادیث صحیح زیادی را به تنهای استخراج کرده است، و ابن ماجه وقتی سنن را شروع کرده است بابی را به پیروی از سنت رسول الله(ص) اختصاص داده، و احادیثی را در آن ذکر کرده که دلالت بر حجت بودن سنت و وجوب پیروی از آن و عمل به آن دارد. سنن ابن ماجه را مثل سایر کتب تعدادی از علماء بر قبول و رضائیت از آن تعلیقات و حواشی نوشتند، و عده أی اندکی نیز آنرا نقد و احیاناً جرح نمودند، و ابن ماجه نیز مانند سایر بزرگان و علماء مصؤن از خطاء نبوده است، و کسی یافت نمی شود که چنین کتابی را تالیف نموده، و مورد نقد قرار نگیرد و لو که بعد از گذشت زیادی از زمانه و عصرش بوده باشد. و در سنن ابن ماجه احادیثی صحیح، حسن، ضعیف و به ندرت منکر و موضوع نیز یافت می شود، و مهم آنست که احادیث موضوعی در آن به تناسب بعضی از دیگر کتب حدیثی اندک است، زیرا آن کتابی است که در آن اضافه از چهار هزار حدیث گرد آوری شده و وجود تعداد اندکی حدیث غیر مستند از اهمیت و ارزش آن کم نمی کند. ذهبی می گوید: سنن أبی عبدالله کتابی نیکو است و در آن احادیث مکدر و واهی زیاد نیست، و از قول ابن ماجه آورده است که سنن را بر أبی زرعه عرضه داشتم، در آن نظر کرد، و گفت: این کتاب اگر در دسترس مردم قرار گیرد، دیگر جوامع معطل می شوند، یا بیشتر از آن گفت. و بعد گفت: تمام احادیثی که در سنن ابن ماجه اسنادی ضعیف دارند در حدود سی حدیث می باشد. اما ابن حجر عسقلانی می گوید: کتاب سنن در ترتیب ابواب بسیار خوب است، اما در آن احادیث ضعیف جداً زیاد است. و تعدادی از بزرگان و کبار حفاظ و محدثین بر سنن ابن ماجه شروح و تعلیقاتی نگاشته اند، که بارز ترین آنها بدین قرار اند:

۱ – شرح سنن ابن ماجه توسط حافظ علاء الدین مغلطای متوفی سال ۷۶۲ هجری قمری.

۲ – کتاب ما تمس الیه الحاجه علی سنن ابن ماجه بقلم سراج الدین عمر بن علی بن ملقن متوفی سال ۸۰۴ هجری قمری و آن شرح احادیثی است که تنها به روایت ابن ماجه آمده اند و در صحاح پنج گانه دیگر موجود نیستند.

۳ – کتاب الدیباجه فی شرح سنن ابن ماجه بقلم شیخ کمال الدین محمد بن موسی دبیری متوفی سال ۸۰۸ هجری قمری.

۴ – کتاب مصباح الزجاجه فی شرح سنن ابن ماجه بقلم جلال الدین سیوطی متوفی سال ۹۱۱ هجری قمری.

۵ – کتاب شرح سنن ابن ماجه بقلم محدث محمد بن عبدالهادی سندی متوفی سال ۱۱۳۸ هجری قمری.

۶ – کتاب زوائد السنن بقلم علامه محدث شهاب الدین أحمد بن زین الدین بوصیری که در آن در باره اسانید احادیث سنن ابن ماجه از صحیح، حسن و ضعیف بحث شده است. (۲۰ )

     در دائره المعارف بزرگ اسلامی در ذیل نگارش مقاله أی راجع به ابن ماجه قزوینی چنین آمده است: ابو عبدالله محمد بن یزید ربعی قزوینی در سال ۲۰۹ هجری قمری مطابق سنه ۸۲۴ میلادی در قزوین متولد گردید، او محدثی بزرگ و گرد آورنده سنن ابن ماجه ششمین کتاب از صحاح سته در حدیث می باشد. ابن ماجه برای تکمیل دانش حدیثی خود به شهر ها و سر زمین های مختلف علمی آن روزگار از قبیل بغداد، بصره، کوفه، شام، حجاز و ری مسافرت کرد و از مشایخ بزرگی هم چون علی بن محمد طنافسی، مصعب بن عبدالله زبیری و……….. علوم حدیث را فراگرفت. منبع اساسی در مورد تاریخ ولادت و وفات او به دستخط شاگردش جعفر بن إدریس است، که تنها بخشی از زنده گی ابن ماجه بدان پرداخته شده، که مربوط به سفر های علمی و شیوخ وی در این سفر هاست، و بر اساس گزارش همین منابع شرح حالی که با اسانید سنن ابن ماجه تائید می شود. ابن ماجه پس از استماع از مشایخ زاد گاه خود قزوین چون علی بن محمد طنافسی و ابو محمد عمرو بن رافع راهی سفر شد، وی با توجه به اینکه هیچ گاه تاریخ مسافرت های وی در منابع نیامده تعین ترتیب آنها نمی تواند قطعی باشد. به هر حال او مدتی در عراق به تحصیل پرداخت، در کوفه از بزرگانی چون ابو کریب محمد بن علاء، ابو بکر و عثمان پسران أبی شیبه، محمد بن عبدالله بن نمیر، هناد بن سری و در بصره از استادانی نظیر نصر بن علی جهضمی، محمد بن بشار بندار و در واسط از کسانی هم چون أحمد بن سنان قطان، تمیم بن منتصر و در بغداد از شیوخی چون ابو خیثمه زهیر بن حرب و ابو ثور إبراهیم بن خالد حدیث آموخت. موصوف چندی نیز در شام اقامت گزید، و در دمشق از عالمانی چون هشام بن عمار، عبدالرحمن بن إبراهیم دحیم، عبدالرحمن بن أحمد بن بشیر بن ذکوان و در حمص از محمد بن مصفی، هشام بن عبدالملک یزنی و دیگران استماع حدیث کرد. هم چنین سفری به مصر داشت و از مشایخ آن دیار چون محمد بن رمح، ابو طاهر بن سرح و یونس بن عبدالأعلی بهره برد، در مدت حضور در مکه و مدینه نیز از شماری از شیوخ آنجا دانش آموخت. با مطالعه أی دربارۀ این مشایخ می توان تاریخ سفر او را به غرب(جهان اسلام) در حدود سالهای ۲۳۰ – ۲۴۰ هجری و قمری بر آورد کرد، و در مورد سفر های ابن ماجه به شرق(جهان اسلام) گرچه بر ما معلوم است که گذار او به ری و نیشابور افتاده، و در ری از حمید رازی در سال ۲۴۸ هجری قمری و در نیشابور از محمد بن یحیی ذهلی در سال ۲۵۸ هجری قمری استماع حدیث کرده است، اما تخمین جزئیات این سفر نیاز به اطلاعات بیشتری دارد، و سیاق گفتار مؤرخان قزوین چون خلیلی و رافعی در شرح حال ابن ماجه و نیز بررسی در بارۀ شاگردان وی نشان می دهد، که او پس از مسافرت خود به قزوین بر گشته و در آنجا به تدریس و تالیف پرداخته است. از جمله شاگردان ابن ماجه از علی بن إبراهیم قطان، محمد بن عیسی صفار أبهری، إسحاق بن محمد قزوینی، ابو عمرو أحمد بن محمد مدینی، ابو طیب أحمد بن روح بغدادی را می توان نام برد. ابن ماجه در قزوین در گذشت و در سوگ او شاعران مرثیه ها سروده اند، و مزار او در قزوین تا مدت ها شناخته شده بود. به رغم شهرت ابن ماجه منابع شرح حال وی بسیار اندک بوده، و دانسته ها در بارۀ زنده گی او ناچیز است، نگاهی ژرف به منابع مربوط به ابن ماجه نشان می دهد که همواره در طول تاریخ بین شهرت شخص ابن ماجه و اشتهار کتاب مهم او سنن رابطۀ مستقیم وجود داشته است، یعنی به موازات کم رواج بودن سنن در سده های آغازین شخصیت ابن ماجه نیز کمتر معروف بوده است. در مقایسه با دیگر کتب صحاح سته می توان گفت که سنن ابن ماجه تا سده ششم هجری مطابق قرن دوازدهم میلادی اغلب از رواج محلی برخوردار بوده، و عمدتاً در سطح منطقه رایج بوده است، به عبارت دیگر در فاصله سه قرن روایت نسل به نسل سنن ابن ماجه کمتر از منطقه خصوصاً قزوین خارج شده است، بسته بودن محیط علمی قزوین و ارتباط نسبتاً ضعیف آن با دیگر مراکز را باید از عوامل آن شمرد. ابن ماجه سنن را بر شاگردان خود عرضه داشت و کسانی چون علی بن إبراهیم قطان قزوینی، أحمد بن إبراهیم خلیلی قزوینی، سلیمان بن یزید فامی قزوینی، حامد بن یشویه أبهری، محمد بن عیسی أبهری و إبراهیم بن دینار همدانی آن را از وی فرا گرفتند، در این میان روایت قطان بر دیگران چیره شد، و در بارۀ سر گذشت تاریک راویان دگر این اندازه آگاهی وجود دارد که روایت قزوینیان و أبهریان چندی در منطقۀ قزوین باقی بوده، و روا یت إبراهیم همدانی احتمالاً از راه همدان به عراق رسیده و بدون اینکه نشانی از رواج آن در دست باشد نسخه آن تا سده هفتم هجری قمری دوام داشته است. اعتبار قطان در میان اهل حدیث و عمر ۹۱ ساله وی موجب آن شد که جمعی گرد او در آیند و سنن را از وی فرا گیرند، البته در میان این جمع روایت ابو طلحه قاسم بن أبی منذر قزوینی بر دیگران غلبه یافت، و در درجه بعد روایت ابوبکر بن لال همدانی از اندک رواجی برخوردار شد، هم چنین شاگرد دیگر قطان عبدالرحمن بن أحمد قزوینی در سال ۳۰۹ هجری قمری هنگام گذار از بغداد برخی احادیث سنن را در آن جا رواج داد، ابو طلحه قزوینی نیز در سال ۴۰۸ و ۴۰۹ هجری قمری در حالی که افزون بر ۶۰ سال از وفات قطان می گذشت، کتاب سنن را در قزوین تدریس نمود، و جمعی از محدثان آن را از وی استماع کردند، از آن جمله محمد بن حسین مقومی قزوینی که در آن زمان بسیار جوان بود توانست حدود ۸۰ سال سنن را در ثبت خود نگهدارد و در سال ۴۸۰ و ۴۸۱ هجری قمری آن را در قزوین باز گوید. (۲۱ )

   اما رواج سنن ابن ماجه در ری چنان بوده است که در نیمه های سده پنجم هجری تنها از طریق روایت واقد بن خلیل(از علی بن حسن بن إدریس از قطان) در سطح محدودی شناخته شده بود. در واقع سال ۴۸۴ هجری قمری مطابق سال ۱۰۹۱ میلادی را که در آن محمد بن حسین مقومی به ری آمده و سنن را به روایت ابو طلحه باز خوانده است، باید نقطه عطفی در تاریخ رواج سنن دانست، در ری محدثانی چون ابن ناصر بغدادی، ابو سعد عبدالرحمن حصیری، ابوالقاسم محمود طالقانی، ابن قیسرانی و فرزند وی ابو زرعه طاهر بن محمد مقدسی در مجلس مقومی حضور یافتند و به سماع سنن نایل شدند، ابن ناصر سنن را با خود به بغداد برد، و کسانی چون ابن شهر آشوب و ابن جوزی آنرا از او فرا گرفتند، سپس روایت حصیری و طالقانی به دست کسانی چون سمعانی از خراسان و ابن عساکر از شام افتاد، گفتنی است که ابو زرعه مقدسی سال ۴۸۰ هجری قمری به هنگام شرکت در مجالس مقومی خرد سال بود، و نسخه أی که او روایت می کرد در واقع متنی بود که پدرش ابن قیسرانی از مقومی فرا گرفته و پس از آن استنساخ کرده بود، فاصله ۸۰ سال میان جلسات مقومی تا وفات وی به سال ۵۶۶ هجری قمری انگیزه أی شد تا ابو زرعه مقدسی به عنوان تنها شاهد باز مانده آن مجالس مورد توجه طالبان سنن قرار گیرد و شوق به دست آوردن سندی عالی تر روایت دیگر شاگردان را به بوته فراموشی سپرد، دیگر عامل توجه ابو زرعه این بود که وی در حدود سال ۵۶۰ هجری قمری به بغداد رفت و در آنجا به نشر سنن پرداخت. و چنانکه ابن قیسرانی گزارش کرده رواج سنن ابن ماجه در مناطق دیگر چنان بوده که در قرن پنجم هجری قمری سنن ابن ماجه در منطقۀ جبال جنوب خراسان (قهستان) و مازندران از رواج و اعتبار شایسته أی بر خور دار بود، در حالی که در دیگر مناطق هنوز آن گونه که شاید برای اهل دانش آشنا نبوده است، این عدم آشنائی حتی در مورد برخی نقاط چون شمال خراسان نیز صادق بوده است. و در یک بررسی بر روی اسانید بر جای مانده از تدوال سنن می توان نتجه گرفت که رواج چشم گیر آن از ابو زرعه مقدسی آغاز شده و با تلاش شاگردان عراقی و شامی او به کمال رسیده است، از مؤثرترین این شاگردان می توان از مؤفق الدین ابن قدامه مقدسی، عبدالطیف بن یوسف بغدادی، عبدالطیف بن محمد قبیطی، عمر بن محمد سهروردی، انجب بن أبی السعادات حمامی و ابوبکر بن باقا را ذکر کرد، که حلقه های واسطه در زنجیره روایات متدوال سنن ابن ماجه هستند. بر اساس آنچه از اسانید یاد شده بر می آید سنن ابن ماجه به طور جدی از نیمه دوم سده ششم هجری قمری در عراق، شام و سپس مصر شناخته شده و دقیقاً از همین دوره است که نقل از سنن ابن ماجه در آثار مؤلفان این نواحی بسیار دیده می شود، و طبعی به نظر می رسد که پس از شام و مصر این کتاب راه مغرب و اندلس را بر روی خود باز کرده باشد و در سده های ششم و هفتم هجری قمری مطابق قرن دوازدهم و سیزدهم میلادی در فهارس مغربی چون فهرس ابن عطیه و فهرس ابن اخی و برنامج رعینی جای خالی سنن ابن ماجه حس می شود، ولی از آشنائی جسته و گریخته مغربیان با سنن ابن ماجه اطلاعاتی در دست است، چنانکه محمد بن إبراهیم بن خطاب مغربی اندکی پس از سال ۵۸۰ هجری قمری در رحله علمی خود به قزوین آمده و سنن را استماع کرده است، هم چنین محمد بن أحمد قرطبی متوفی سال ۶۷۱ هجری قمری از سنن بهره برده و بار ها از آن نقل کرده، و در سده هشتم هجری ابن خلدون در مقدمه اش سنن ابن ماجه را مورد استناد قرار داده است، و در پی او ابن رشد،وادی آشه و ابن غازی روایت مشهور ابو زرعه را از مشایخ شرقی گرفته، و در فهارس مغرب ثبت کردند، پس از سده نهم هجری قمری نیز می توان روایت سنن ابن ماجه را با اسانید مختلف در فهارس مغربی نظیر ثبت بلوی و صله الخلف رودانی باز یافت. (۲۱ )

سنن ابن ماجه ششمین کتاب از صحاح سته :

اساساً وجود نظریه أی به عنوان صحاح سته یا مثلاً صحاح خمسه پیش از سده پنجم هجری روشن نیست تا بتوان از حضور سنن ابن ماجه در آن میان سخن راند، در واقع نخستین شخصیت شناخته شده أی که در دو کتاب شروط الائمه السنه و اطراف الکتب السته را مطرح ساخت ابن قیسرانی متوفی سال ۵۰۷ هجری قمری بود که ابن ماجه را مؤلف ششمین صحیح از صحاح سته شناخت(در کنار بخاری، مسلم، ابو داؤد، ترمذی و نسائی) در پی ابن قیسرانی ابن عساکر متوفی سال ۵۷۱ هجری قمری که در تالیفی با عنوان الاشراف(الاطراف) که سنن سه گانه را گرد آورده بود، با مطالعه کتاب ابن قیسرانی(الاطراف) سنن ابن ماجه را نیز بدان افزود، و عبدالغنی جماعیلی مقدسی متوفی سال ۶۰۰ هجری قمری در کتاب الکمال که بعد ها مبنای کار مزّی در کتاب تهذیب الکمال قرار گرفت، رجال صحاح سته را جمع آوری کرد، به هر صورت در سده های هفتم و هشتم هجری آشکارا نظریه صحاح سته در مشرق جای خود را محکم ساخت، البته باید در نظر داشت که در کنار نظریه غالب(صحاح سته) نظریه صحاح خمسه و نظریات دیگری که با حذف کتاب ابن ماجه یا حفظ آن، نام سنن دارمی را به عنوان ششمین کتاب از صحاح سته به میان می آوردند. در مغرب زمین رزین عبدی متوفی سال ۵۲۵ هجری قمری که هنوز مغرب مالکی مذهب سنن ابن ماجه را نشناخته بود، کتب پنج گانه را به همراه مؤطاء امام مالک صحاح سته خواند و این نظریه در سده ششم هجری حتی مورد پذیرش برخی از شرقیان چون ابن اثیر جزری قرار گرفت، ولی با گسترش رواج سنن ابن ماجه نظریه صحاح سته در مغرب زمین نیز جای خود را باز کرد. (۲۱ )

تفاوت سنن ابن ماجه با صحاح دیگر: در مقایسه محتوائی سنن ابن ماجه با دیگر صحاح همواره این کتاب از نظر اعتبار احادیث در ردیف ششم قرار داشته و بیش از دیگران احادیث آن مورد نقد قرار گرفته است، اول نقدی که دیده شده مربوط به ابو زرعه رازی سال ۲۴۵ هجری قمری از محدثان بزرگ ری است که پس از مطالعه سنن در عین اینکه آنرا ستوده یاد آور شده که در آن شماری احادیث ضعیف یافته است، پس از او ابوالحسن قطان سال ۳۴۵ هجری قمری مهم ترین راوی سنن برخی از اسانید کتاب را معلل دانست و بر حواشی آن تعلیقاتی نوشت، قطع نظر از مسأله صحت اسانید، حسن ترتیب و باب بندی سنن ابن ماجه از امتیازات آن نسبت به دیگر کتب شمرده شده است، و گزارشی که قطان از ترتیب اولیه کتاب سنن به دست داده با ترتیب کنونی آن کاملاً سازگار است و این نشان می دهد که ترتیب سنن ابن ماجه اصل است و مربوط به دوره های بعدی نیست. (۲۱ )

آثار دیگر ابن ماجه: به جز از سنن دو اثر دیگر از ابن ماجه یاد شده است:

۱– التاریخ که خلیلی(قزوینی) آنرا ذکر کرده و ابن قیسرانی که نسخه آن را دیده، و یاد آور شده است که این کتاب بر اساس شخصیت ها و سر زمین ها مرتب شده بوده و از عهد صحابه تا مؤلف را در بر می گرفته است، رافعی نیز در مواردی از آن نقل کرده است، کتاب تاریخ الخلفاء به روایت ابوبکر سدوسی از شخصی به نام ابو عبدالله محمد بن یزید که به عنوان ابن ماجه در سال ۱۹۷۹ میلادی در مجله مجمع اللغه العربیه دمشق به چاپ رسیده است.(با توجه به شواهدی که در متن آن وجود دارد نمی تواند بخشی از تاریخ گم شده ابن ماجه باشد.)

۲ – تفسیر که از قدماء خلیلی از آن نام برده، و تا مدت ها در بارۀ آن سکوت شده است، و در رأس سده هفتم هجری قمری ابن تیمیه تنها از آن در شمار تفاسیر روائی نام برده، و در پی آن مزی متذکر شده که بر نسخه أی از تفسیر ابن ماجه که تنها دو جزء منتخب از کتاب را در بر داشته دست یافته است، او خود در جای جای تهذیب الکمال به بررسی اسانید آن پرداخته است، اکنون نشانی از این کتاب در دست نیست. (۲۱ )

بررسی منابع در بارۀ ابن ماجه:

قدیم ترین منابع در بارۀ ابن ماجه دست نوشته های پراکنده از شاگردان ابن ماجه و دیگران است، چون دست خط های إبراهیم بن دینار بر نسخه أی از سنن، جعفر بن إدریس بر پایان التاریخ ابن ماجه، علی بن إبراهیم قطان، هبه الله بن زاذان و ابو حاتم خاموش بر ظهر نسخه کهن و دست خط نا شناخته أی که مورد استفاده منتخب الدین رازی قرار گرفته بود، قطع نظر از این نوشته های پراکنده در سده چهارم هجری قمری صالح بن أحمد در تاریخ همدان اطلاعاتی در بارۀ ابن ماجه بدست داده است، در سده پنجم هجری قمری نیز خلیلی در تاریخ قزوین و شیرویه دیلمی در تاریخ همدان شرح حال ابن ماجه را آورده اند. شایان ذکر است که خلیلی در الارشاد در بخش مربوط به قزوین از وی شرح حالی بدست نداده است، در حالی که ابن ماکولا تقریباً هیچ آگاهی در مورد او نداده، ابن قیسرانی در (کتاب) شروط داده های برخی از منابع یاد شده را گرد آورده است، ولی بعضی از اطلاعاتی را که (صاحب کتاب) درالمنثور به دست داده است یافته های خود او است، در سده ششم هجری قمری نیز ابن عساکر به هنگام تالیف تاریخ مدینه دمشق نوشته های ابن قیسرانی را در (کتاب) شروط و نیز یاداشتی از منتخب الدین و احتمالاً مطالب تاریخ همدان شیرویه را مورد استفاده قرار داده، و شرح حال مختصری که ابن جوزی در(کتاب) المنتظم آورده اقتباسی از شروط ابن قیسرانی است، و در اوائل سدۀ هفتم هجری قمری تنها داده های رافعی در کتاب التدوین و تا اندازه أی ابن نقطه در کتاب التقید از تازه گی برخور دار است، مأخذ اساسی یاقوت در معجم البلدان شیرویه دیلمی مؤلف تاریخ همدان بوده، و عزالدین ابن اثیر در تاریخ الکامل چیزی بر گفته های ابن جوزی نیفزوده است. (۲۱ )

افراد دیگر خاندان ابن ماجه:

برخی دیگر از افراد خاندان ابن ماجه نیز از عالمان شناخته شده قزوین بوده اند، هم چون برادر وی ابو محمد حسن بن یزید ، پسرش ابوالحسن أحمد بن حسن و پسر پسرش علی بن أحمد، پسر ابن ماجه عبدالله بن محمد بن یزید و برادر دیگرش ابوبکر بن یزید. (۲۱ )

     در سایت خبرگزاری ایمنا آمده است: ابو عبدالله محمد بن یزید بن ماجه قزوینی معروف به ابن ماجه از مشاهیر و بزرگان حدیث اهل سنت و جماعت و گرد آورنده یکی از صحاح سته اهل تسنن در تاریخ بیست و هفتم صفر المظفر سال ۲۰۹ هجری قمری در شهر قزوین از شهر های مشهور ایران که در آن زمان از مشهور ترین شهر های عراق عجم بود، چشم به جهان هستی گشود. پدرش یزید ربعی قزوینی و لقبش ماجه بود، و علت شهرت او به ربعی نسبت دوستی بین خاندان او با قبیله عرب ربیعه بوده است. ابن ماجه از پیشوایان علم حدیث محسوب می شود، و در تمامی شعب آن دانا و منحصر به فرد می باشد. خاندان ابن ماجه عموماً از عالمان شناخته شده بودند از جمله: برادرش ابو محمد حسن بن یزید و پسر برادرش أحمد بن حسن. در مورد زنده گی او به غیر از دست نوشته های بعضی از شاگردانش چون جعفر بن إدریس چیزی وجود ندارد، البته در قرن چهارم و پنجم هجری در کتب تاریخ همدان و قزوین شرح حالی از او آمده است، که بیشتر این منابع هم راجع به سفر های او است، که تاریخ آنها هم به درستی مشخص نیست. ابن ماجه ابتداء در زادگاهش قزوین و سپس در شهر های کوفه، بصره، بغداد، شام، مصر، مکه و مدینه به تحصیل علم و استماع حدیث پرداخت، و از جملۀ اساتید و کسانی که از آنها حدیث شنیده است می توان از ابو کریب محمد بن علاء، أحمد بن سنان قطان و ابو خیثمه زهیر بن حرب را نام برد، افراد بسیار دیگری از بزرگان و دانشمندان آن زمان هم بودند که ابن ماجه از محضر شان استفاده های فراوانی کرده است، ابن ماجه طی سفر هایش به شرق به ری رفت و از محمد بن حمید رازی بهره مند شد و در نیشابور از محمد بن یحیی ذهلی استماع حدیث کرد، او بعد از همۀ سفر های خود به گفته مؤرخان قزوین هم چون خلیلی مجدداً به قزوین مراجعت کرد، و در آنجا به امر تدریس و تالیف کتاب اشتغال یافت. شهرت ابن ماجه به واسطه اثر مشهورش به نام سنن ابن ماجه است، سنن ابن ماجه ششمین کتاب از صحاح سته کتب حدیث اهل سنت و جماعت است که صحاح سته اصلی ترین و مؤثق ترین کتاب های حدیث اهل سنت و جماعت می باشد که همگی نویسنده گان آنها مشهور اند. و شش کتاب مورد اشاره عبارت اند از: صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابو داؤد، سنن ترمذی، سنن نسائی و سنن ابن ماجه. باید اظهار داشت که سنن ابن ماجه در بین این شش کتاب اعتبار کمتری دارد و ضعیف تر است، چرا که احادیث کم اعتبار، ضعیف و واهی نیز در آن نقل شده است، و حتی عده أی سند های آن را غیر معتبر می دانند. ابن ماجه در تاریخ و تفسیر نیز عالم و متبحر بوده و دارای تالیفاتی می باشد، و دو کتاب دیگر به نامهای التاریخ و تفسیر از آثار او است. ابو عبدالله محمد بن یزید بن ماجه قزوینی معروف به ابن ماجه سر انجام در سال ۲۷۳ یا ۲۷۵ هجری قمری در روزگار خلیفه معتمد عباسی در سن ۶۴ سالگی در قزوین چشم از جهان فرو بست. و در جلد چهارم دائره المعارف بزرگ اسلام آمده است: ابن ماجه در قزوین در گذشت و در رثای او شاعران مرثیه ها سرودند، و آرامگاه او در قزوین تا مدت ها شناخته شده بود. (۲۲ )

     در سایت در مسیر نیک بختی مضمونی نگاشته شده که بخشی از آن چنین است: آثار علمی ابن ماجه عبارت اند از:

۱ – کتاب السنن که ششمین صحیح از صحاح سته می باشد و نخستین کسی که این کتاب را سادس صحاح سته قرار داد، ابوالفضل بن ماهر مقدسی بود و شیخ جلال الدین سیوطی شرح لطیفی به نام مصباح الزجاجه بر آن نوشته و ابوالحسن محمد صادق بن عبدالهادی متوفی سال ۱۱۳۸ هجری قمری تعلیقاتی بر آن کتاب دارد.

۲ – تفسیر قرآن کریم که به تفسیر ابن ماجه معروف است.

۳ – تاریخ ابن ماجه که از عصر صحابه تا زمان خود او است.

۴ – تاریخ قزوین. (۲۳ )

ابو یعلی خلیلی تعداد تالیفات او را غیر از سنن ۳۲ کتاب نوشته است. و ابوالحسن مصاحب ابن ماجه گفته است: سنن شامل ۱۵۰۰ باب و چهار هزار حدیث است، و این کتاب بر علم، عمل، تبحر و اطلاع فراوان او بر کتاب خدا و سنت رسول خدا در فروع و اصول دلالت دارد. (۲۳ )

     در سایت ویکی پیدیا آزاد مضمونی در باره ابن ماجه نگاشته شده که در قسمتی از آن راجع به آثار ابن ماجه آمده است:

۱ – کتاب سنن ابن ماجه مشتمل بر ۴۰۰۰ حدیث در ۱۵۰ فصل.

۲ – کتاب تفسیر قرآن.

۳ – کتاب تاریخ در باره قزوین.

بر جسته ترین اثر ابن ماجه سنن است که در زمینه های فقهی در دو جلد نگاشته شده، و در میان صحاح سته اهل سنت به عنوان واپسین کتاب از نظر اعتباری شناخته شده است، البته بیشتر مؤلفان مالکی به جای سنن ابن ماجه مؤطاء امام مالک را به عنوان کتاب معتبر در میان صحاح سته می شناسند، گذشته از طرفداران مذهب مالکی شماری از صاحب نظران هم چون ابن اثیر جزری مؤطاء امام مالک را بر سنن ابن ماجه ترجیح داده و برخی دیگر سنن دارمی را از سنن ابن ماجه برتر می دانند. (۲۴ )

     شرح ها و تعلیقات بر سنن ابن ماجه:

۱ – شرح سنن ابن ماجه اثر حافظ علاء الدین مغلطای حنفی درگذشته در سال ۷۶۲ هجری قمری.

۲ – شرح سنن ابن ماجه اثر علامه ابن رجب زبیدی.

۳ – ماتمس إلیه الحاجه علی سنن ابن ماجه اثر شیخ سراج عمر بن علی الملقن درگذشته سال ۸۰۴ هجری قمری.

۴ – الدیباجه شرح سنن ابن ماجه اثر کمال بن موسی دمیری درگذشته سال ۸۰۸ هجری قمری.

۵ – شرح سنن ابن ماجه اثر حافظ برهان ابراهیم بن محمد معروف به سبط ابن العجمی درگذشته سال ۸۴۱ هجری قمری.

۶ – مصباح الزجاجه اثر سیوطی متوفی سال ۹۱۱ هجری قمری.

۷ – شرح سنن ابن ماجه اثر شیخ ابوالحسن محمد بن عبدالهادی سندی حنفی درگذشته سال ۱۱۳۸ هجری قمری.

۸ – إنجاح الحاجه بشرح سنن ابن ماجه اثر شیخ عبدالغنی مجددی دهلوی حنفی درگذشته سال ۱۱۳۸ هجری قمری.

۹ – حاشیه بر سنن ابن ماجه اثر فخرالحسن گنگوهی.

۱۰ – مفتاح الحاجه حاشیه شیخ محمد علوی. (۲۴ )

——–

منابع و مآخذیکه در مطلب فوق از آنها استفاده شده است:

۱ – الاکمال جزء هفتم صفحه ۱۹۹ تالیف امیر حافظ ابو نصر علی بن جعفر معروف به ابن ماکولا متوفی سال ۴۷۵ هجری قمری مطابق ۱۰۸۲ میلادی چاپ دارالکتب اسلامی.

۲ – تاریخ دمشق جزء پنجاه و ششم صفحه ۲۷۱ و ۲۷۲ شماره ۷۱۳ تالیف إمام حافظ أبی القاسم علی بن حسن بن هبه الله بن عبدالله دمشقی معروف به ابن عساکر متوفی سال ۵۷۱ هجری قمری چاپ دارالفکر – لبنان – بیروت – سال چاپ ۱۹۹۸ میلادی.

۳ – تاریخ الکامل جلد دهم صفحه ۴۴۷۲ تالیف عزالدین ابوالحسن علی بن محمد بن عبدالکریم ابن اثیر جزری شیبانی متوفی سال ۶۳۰ هجری قمری مطابق سال ۱۲۳۳ میلادی – برگردان بفارسی حمید رضا آژیر – چاپ تهران ایران – انتشارات اساطیر – چاپ اول – سال چاپ ۱۳۸۲ هجری شمسی.

۴ – تهذیب الکمال جلد بیست و هفتم صفحه ۴۰ ،۴۱ و ۴۲ شماره ۵۷۱۰ تالیف جمال الدین أبی الحجاج یوسف مزّی متوفی سال ۶۵۴ هجری قمری- چاپ موسسه رسالت – بغداد – عراق – سال چاپ ۱۴۰۳ هجری قمری مطابق سال ۱۹۸۳ میلادی.

۵ – وفیات الأعیان جلد چهارم صفحه ۱۰۵ تصنیف أبی العباس أحمد بن محمد بن إبراهیم بن أبی بکر بن خلکان متوفی سال ۶۸۱ هجری قمری – چاپ دارالکتب العلمیه – بیروت – لبنان – چاپ اول – سال ۱۴۱۹ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۸ میلادی.

۶ – المختصر فی اخبار البشر صفحه ۵۴ – تالیف ابوالفداء إسماعیل بن علی متوفی سال ۷۳۲ هجری قمری – چاپ اول – مطبعه حسینیه مصر.

۷ – سیر أعلام النبلاء جزء سوم – حرف میم – صفحه ۳۷۷۱ و ۳۷۷۲ شماره ۵۹۸۴ تالیف إمام أبی عبدالله شمس الدین محمد بن أحمد ذهبی – چاپ بیت الافکار الدولیه.

۸ – تذکره الحفاظ جزء دوم صفحه ۶۳۶ شماره ۶۵۹ تالیف إمام ابو عبدالله شمس الدین محمد بن أحمد ذهبی متوفی سال ۷۴۸ هجری قمری – چاپ دارالکتب العلمیه – بیروت – لبنان.

۹ – الکاشف جزء سوم صفحه ۹۱ تالیف أبی عبدالله محمد بن أحمد ذهبی متوفی سال ۷۴۸ هجری قمری – چاپ دارالفکر بیروت – لبنان – سال چاپ ۱۴۱۸ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۷ میلادی.

۱۰ – الوافی بالوفیات جزء پنجم صفحه ۱۴۳ و ۱۴۴ شماره ۲۲۹۰ تالیف صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدی متوفی سال ۷۶۴ هجری قمری – چاپ دار الإحیاء التراث العربی – بیروت – لبنان – چاپ اول – سال چاپ ۱۴۲۰ هجری قمری مطابق سال ۲۰۰۰ میلادی.

۱۱ – البدایه والنهایه جلد ششم صفحه ۵۷ و جزء یازدهم صفحه ۵۲ تالیف أبی الفداء حافظ ابن کثیر دمشقی متوفی سال ۷۷۴ هجری قمری – چاپ دارالکتب العلمیه – بیروت – لبنان – چاپ دوم – سال ۱۴۲۶ هجری قمری مطابق سال ۲۰۰۵ میلادی.

۱۲ – تهذیب التهذیب جلد پنجم صفحه ۳۱۵ و ۳۱۶ تالیف شهاب الدین أحمد بن علی مشهور به ابن حجر عسقلانی متوفی سال ۸۵۲ هجری قمری – چاپ دارالمعرفه بیروت لبنان – چاپ اول – سال ۱۴۱۷ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۶ میلادی.

۱۳ – تقریب التهذیب جزء دوم صفحه ۲۲۹ تالیف إمام شهاب الدین أحمد بن علی مشهور به ابن حجر عسقلانی متوفی سال ۸۵۲ هجری قمری – چاپ دارالمعرفه بیروت لبنان – چاپ دوم – سال چاپ ۱۴۱۷ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۷ میلادی.

۱۴ – تاریخ حبیب السیر جلد دوم صفحه ۲۸۲ تالیف غیاث الدین هروی خواند میر متوفی سال ۹۴۱ هجری قمری با مقدمه استاد جلال الدین همائی و زیر نظر و تصحیح دکتر محمد دبیر ساقی – انتشارات خیام – تهران – ایران.

۱۵ – شذرات الذهب جلد دوم صفحه ۳۲۶ تالیف إمام شهاب الدین أبی الفلاح عبدالحی بن أحمد بن محمد بن عماد حنبلی متوفی سال ۱۰۸۹ هجری قمری – چاپ دارالکتب العلمیه بیروت لبنان – چاپ اول – سال ۱۴۱۹ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۸ میلادی.

۱۶ – کشف الظنون جلد دوم صفحه ۴۵ و ۴۶ و جلد ششم صفحه ۱۶ تالیف مصطفی بن عبدالله قسطنطنی رومی حنفی مشهور به حاجی خلیفه متوفی سال ۱۰۶۷ هجری قمری – چاپ مکتبه حنفیه – کویته پاکستان.

۱۷ – اعلام زرکلی جزء هفتم صفحه ۱۴۴ تالیف خیرالدین زرکلی – چاپ دارالعلم للملایین – بیروت لبنان.

۱۸ – لغت نامه دهخدا جلد اول صفحه ۳۹۰ و جلد سیزدهم صفحه ۱۹۹۲۰ تالیف علامه علی اکبر دهخدا – چاپ دانشگاه تهران – چاپ دوم – سال ۱۳۷۷ هجری شمسی.

۱۹ – شرح حال و زنده گی اصحاب سته از صفحه ۱۵۳ الی صفحه ۱۶۱ تالیف ملا محی الدین صالحی – نشر عقیده – تاریخ ۲۶ / ۹ / ۱۳۴۸

۲۰ – سایت عربی بوابه الفجر به سر دبیری عادل حموده – تاریخ نشر ۱۳ اپریل سال ۲۰۱۵ ساعت ۲۵ / ۹

۲۱ – سایت ویکی فقه دانشنامه حوزوی – دانش نامه بزرگ اسلامی – دائره المعارف برزگ اسلامی – بر گرفته از مقاله ابن ماجه – جلد چهارم شماره ۱۷۰۹

۲۲ – خبر گزاری ایمنا – تولید شده توسط نرم افزار استودیو خبر.

۲۳ – سایت در مسیر نیک بختی – اسلام و دین – پنجشنبه یازدهم آذر سال ۱۳۸۹ هجری شمسی ساعت ۵۰ / ۲۳ توسط عبدالله.

۲۴ – ویکی پیدیا دانش نامه آزاد – تاریخ نشر ۱۵ می سال ۲۰۱۴ میلادی ساعت ۳۵ / ۹

۲۵ – وبلاک مسجد نور – اهل سنت ارومیه – تاریخ نشر – پانزدهم مهر ماه سال ۱۳۹۲ هجری شمسی ساعت ۵ / ۱۶

 

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/4913