Thursday 14th of December 2017   

«

»

Azmoone Melli

Print this نوشته

إمام مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری

Garig-1

ارسالی دانشمند گرامی جناب محترم آقای عبدالکریم غریق – هالند

حجه الإسلام، إمام، حافظ، محی السنه و شیخ الحدیث مسلم بن حجاج بن مسلم بن ورد بن کوشان قشیری نیشابوری مکنی به ابوالحسین بوده، اما بعضی از مؤرخان کنیت او را ابوالحسن گفته اند. نامبرده در سال ۲۰۴ هجری قمری در شهر نیشابور در سر زمین خراسان متولد گردید،(۱۰ ) و تعدادی از مؤرخین سال ولادت او را سنه ۲۰۶ هجری قمری آورده اند، او را قُشَیری گفته اند، زیرا نسبت او به طائفه قشیر بن کعب بن ربیعه بن عامر بن صعصعه بوده که قبیلۀ معروفی و بزرگی از عرب است و تعداد زیادی از علماء منسوب به آن می باشند،   (۴ ) و بعضی هم پدران او را از موالی قبیله قشیر می دانند. إمام مسلم در خانۀ علم و فضل پرورش یافت زیرا پدرش یکی از شیوخ حدیث شهر خود بود، و از جمله شیوخ خود مسلم نیز می باشد، مسلم از خورد سالی به فراگرفتن علم بخصوص علم حدیث و حفظ آن روی آورد و اولین فراگیری حدیث او در سال ۲۱۸ هجری قمری به سن دوازده سالگی بود، مسلم اول از شیوخ شهر خود علم آموخت و از آنها احادیث زیادی را فراگرفت، و بعد به سفر های متعددی در شهر های اسلامی از قبیل شهر های خراسان، ری، عراق، شام، جزیره العرب، مصر و غیره برای کسب علم و طلب حدیث رفت، نامبرده به سفر حج رفت و از ائمه و بزرگان حدیث آن جا حدیث شنید، مکه مکرمه و مدینه منوره را زیارت کرد، محدثین و علمای بزرگ را ملاقات نمود و بعد رهسپار عراق شد، از شهر های بصره، کوفه و بغداد بازدید نمود، و باز به شام، مصر و ری رفت، و مدت پانزده سال را در طلب حدیث گذرانید، و تعداد زیادی از بزرگان و علمای علم حدیث را ملاقات کرد و اضافه از سیصد هزار حدیث مسموعه را بدون تکرار گردآوری و حفظ نمود، که صحیح خود را از بین آن احادیث جمع و تنظیم کرد. ابوالحسین مسلم بن حجاج نیشابوری از برجسته ترین علمای علم حدیث در نزد اهل سنت و جماعت است و صحیح مسلم یکی از معتبر ترین کتب حدیث می باشد که آنرا سومین صحیح ترین کتاب بعد از قرآن کریم و صحیح البخاری می دانند.

ابو عبدالله حاکم محمد بن عبدالله طهمانی نیشابوری صاحب تاریخ نیشابور می نویسد: امام مسلم بن حجاج بن مسلم ابوالحسین قشیری نیشابوری شخصیتی پیشتاز و حجت در بین صحیح و سقیم بود، موصوف در زمجار و در منجزه خان محمش ساکن بود، او شغل زراعت و زمین داری داشت، و گاهی هم کسب آزاد و تجارت می نمود، و از همین راه امرار معاش می کرد. موصوف شامگاه روز یکشنبه وفات یافت، و در روز دوشنبه پنج شب باقی مانده از ماه رجب سال ۲۶۱ هجری قمری به خاک سپرده شد، و مقبره او در منطقۀ سر میدان زیاد که در حوالی ترباباد(نصرآباد) در قسمت شرقی و کهن نیشابور قدیم و زیارتگاه می باشد، و محله میدان زیاد به غایت بزرگ بود، و محله نصرآباد نیز بزرگ و عریض و محل بود و باش علماء، تجار و اشراف بود. (۲۱ ) هیچ یک از مورخین فرزند ذکوری را برای امام مسلم ذکر نکرده اند.

حاکم نیشابوری می گوید: از ابا عمرو بن أبی جعفر شنیدم، که می گفت: از ابوالعباس بن سعید بن عقده شنیده است که در بارۀ محمد بن إسماعیل بخاری و مسلم بن حجاج نیشابوری سوال گردید، که کدام یک شان داناتراند؟ گفت: محمد عالم بود و مسلم عالم بود. این سوال چند مرتبه از او پرسان شد، و او مثل همین جواب را داد، بعد از آن برایم گفت: ای ابا عمرو! بدرستی که از برای محمد بن إسماعیل اشتباهی در لفظ(راویان) اهالی شام واقع گردیده است که نوشته های شان را اگر نظر کنید، باری یکی از ایشان را به کنیت نوشته و باز همان را در جای دیگر به اسم آورده است و این توهم را پیش می آورد که آنها دو شخص هستند، اما مسلم این اشتباه در نوشته هایش نیامده است، زیرا مسانید را نوشته و مقاطیع و مراسیل را ننوشته است. (۱۶ )

امام أبی الفلاح عبدالحی بن أحمد بن محمد بن عماد حنبلی در کتاب شذرات الذهب می نویسد: امام مسلم بن حجاج بن مسلم بن ورد بن کوشاذ قشیری نیشابوری صاحب صحیح و یکی از ائمه، حفاظ و برجسته گان محدثین بود، نامبرده به حجاز، عراق و شام سفر نموده و از یحیی بن یحیی نیشابوری، أحمد بن حنبل، إسحاق بن راهویه، عبدالله بن مسلمه و دیگران حدیث شنیده است، او بارها به بغداد سفر نمود، و اهالی آنجا از او حدیث روایت کرده اند، و آخرین سفرش به عراق در سال ۲۵۹ هجری قمری بوده است، مسلم در هنگام وفات شصت سال داشت و از وی ترمذی حدیث روایت نموده، و او شخصیتی قابل اعتماد و مورد قبول است.(۹)

ذهبی در کتاب العبر آورده است: حافظ مسلم بن حجاج مکنی به ابوالحسین قشیری نیشابوری یکی از ارکان علم حدیث بوده، و صاحب کتاب صحیح و غیره می باشد، نامبرده در ماه رجب به عمر شصت سالگی وفات یافت، و او صاحب ثروت، مکانت و املاک در منطقۀ نیشابور بود، و در سال ۲۲۰ هجری قمری به حج رفت، و در آنجا با قعنبی و هم ردیفانش ملاقات نمود.

خواند میر در تاریخ حبیب السیر مینویسد: در سنه احدی و ستین و مائتین مسلم بن الحجاج القشیری النیشابوری به جهان جاودانی انتقال فرمود و هو ابوالحسن مسلم بن الحجاج بن مسلم بن ورد بن کوشاذ القشیری. (۱۸)

در تصحیح المصابیح مسطور است: ولادت مسلم در سنه اربع و مائتین روی نمود، و بعضی در سنه ست و مائتین گفته اند، و او در خراسان از یحیی بن یحیی و إسحاق بن راهویه استماع حدیث کرد و در ری از محمد بن مهران الجمال و در عراق از أحمد بن حنبل و در حجاز از سعید بن منصور و در مصر از عمرو بن شوار. (و اعلی ما وقع له اسنادان بینه و بین النبی صلی الله علیه و سلم اربعه رجال وذلک فی نیف و ثمانین حدیثاً، توفی عشیه یوم الاحد و دفن یوم الاثنین فی خمس والعشرین من شهر رجب فی السنه المذکوره بظاهر مدینه نیسابور.)(۱۸)

       در تاریخ امام یافعی مذکور است: مسلم صحیح خود را از سیصد هزار حدیث مسموعه تصنیف نمود، و میان علماء در باب تفضیل صحیح بخاری و مسلم اختلافست، و مشهور آنست که کتاب البخاری افقه و کتاب مسلم احسن سیاق للرویات والله تعالی اعلم.(۱۸)

     عزالدین ابن اثیر در تاریخ الکامل می نویسد: ابوحسین مسلم بن حجاج نیشابوری نگارنده کتاب صحیح(در حدیث) در همین سال(سال شصت و یکم هجری قمری) فرشته مرگ را در آغوش کشید. (۱۷ )

       شهاب الدین أحمد بن علی صاحب کتاب تقریب الثقات آورده است: مسلم بن حجاج بن مسلم قشیری نیشابوری شخصی ثقه، حافظ، إمام، مصنف و عالم در فقه بود، او در سال ۲۶۱ هجری قمری به عمر ۵۷ سالگی وفات یافت.(۱۱ )

       حافظ أبی محمد عبدالرحمن بن أبی حاتم رازی در کتاب الجرح والتعدیل نگاشته است: مسلم بن حجاج نیشابوری مکنی به ابوالحسین از یحیی بن یحیی نیشابوری، محمد بن إسحاق مسیبی، عبدالله بن مسلمه قعنبی، خالد بن خداش، إسماعیل بن أبی أویس، حسن بن ربیع، أحمد بن یونس حدیث روایت نموده، و او ثقه و از جمله حفاظ حدیث بوده که در حدیث شناختی کامل داشته است. ابن أبی حاتم می گوید: از پدرم در باره اش سوال نمودم. او گفت: او صدوق(بسیار راستگو) است. (۸ )

       صاحب کتاب الکاشف آورده است: مسلم بن حجاج مکنی به ابوالحسین قشیری حافظ حدیث و صاحب صحیح بوده، و از قعنبی و یحیی بن یحیی حدیث روایت نموده و از او ابن خزیمه، ابن شرقی و محمد بن مخلد روایت کرده اند. بعضی از مؤرخین گفته اند: مسلم در سال ۲۰۴ هجری قمری متولد گردیده است. او در ماه رجب سال ۲۶۱ هجری قمری وفات یافت. (۱۲ )

     در کتاب مراه الجنان فی تواریخ الزمان آمده است: إمام حافظ مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری یکی از ارکان حدیث، صاحب صحیح و غیره بوده، و در سال ۲۶۱ هجری قمری وفات یافت، مناقبش مشهور و سیرتش مقبول است. او به عراق، حجاز، شام و مصر سفر کرد و از یحیی بن یحیی نیشابوری، أحمد بن حنبل، إسحاق بن راهویه، عبدالله بن مسلمه قعنبی و دیگران حدیث روایت نموده است. موصوف چند مرتبه به بغداد رفت و اهالی بغداد از او حدیث روایت کرده اند. از امام مسلم روایت است که گفت: این مسند صحیح را از بین سیصد هزار حدیث مسموعه تصنیف نمودم. در بین ائمه متاخرین علم حدیث در مسئله تفضیل صحیحین اختلاف است، اکثر علمای متأخر صحیح بخاری را بر صحیح مسلم فضیلت دادند، و بعضی هم صحیح مسلم را افضل دانستند، از جمله ابو علی نیشابوری می گوید: در زیر آسمان در علم حدیث کتابی صحیح تر از صحیح مسلم نمی باشد، اما صاحب کتاب مرأه الجنان می گوید: معروف آنست که کتاب بخاری أفقه و کتاب مسلم أحسن السیاق للروایات می باشند. (۷ )

       خطیب بغدادی می گوید: مسلم برای بخاری قدر و منزلتی فوق العاده قایل بود، تا جائیکه به سبب آن بین امام مسلم و امام محمد بن یحیی ذهلی اختلاف افتاد. (۷ )

       حافظ ابو عبدالله محمد بن یعقوب می گوید: وقتی بخاری در نیشابور ساکن گردید، اختلاف بین مسلم و محمد بن یحیی ذهلی زیاد شد، و محمد بن یحیی ذهلی امام بخاری را به واسطه اعتقاد به مخلوق بودن لفظ قرآن ملامت می کرد، و مردم را از مصاحبت با او منع می نمود، و تمام مردم را با امام بخاری مخالف ساخت، تا آنکه امام بخاری هجرت کرد و از نیشابور بیرون شد، در این روزگار سخت به غیر از امام مسلم همگی مردم با امام بخاری قطع رابطه کردند، اما امام مسلم هیچ وقت زیارت و ملاقات با امام بخاری را ترک نکرد، تا آنکه محمد بن یحیی ذهلی به مردم گفت: مسلم بن حجاج در گذشته و حال بر روش امام بخاری بوده و از آن بر گشت نکرده است. و باز امام محمد بن یحیی ذهلی در مجلش گفت: هر کسی که می گوید: لفظ قرآن مخلوق است برایش حلال نیست که به مجلس ما حاضر شود. إمام مسلم ردایش را بر بالای عمامه اش انداخت و به حضور مردم از مجلس محمد بن یحیی ذهلی بیرون شد، و تمام چیزهائی که از محمد بن یحیی نوشته بود را جمع کرد و به پشت حمالی نمود و به دروازه محمد بن یحیی فرستاد، بواسطه این کار امام مسلم اختلاف بین او و محمد بن یحیی ذهلی شدت گرفت، و امام مسلم با محمد بن یحیی ذهلی مخالفت کرد و دیگر به ملاقات او نرفت. (۷ )

       أبی العباس أحمد بن محمد معروف به ابن خلکان در کتاب وفیات الأعیان می نویسد: ابوالحسین مسلم بن حجاج بن مسلم بن ورد بن کوشاذ قُشیری نیشابوری صاحب صحیح و یکی از ائمه ، حفاظ و بزرگان محدثین بوده است، او به حجاز، عراق، شام و مصر سفر نمود، و از یحیی بن یحیی نیشابوری، أحمد بن حنبل، إسحاق بن راهویه، عبدالله بن مسلمه قعنبی و دیگران حدیث شنیده است، نامبرده بار ها به بغداد رفته و اهالی بغداد از او حدیث روایت کرده اند، مسلم آخرین بار در سال ۲۵۷ هجری قمری به بغداد رفت، و از او ترمذی حدیث روایت کرده و او از جمله ثقات می باشد. (۶ )

       محمد ماسرجسی می گوید: از مسلم بن حجاج شنیدم که می گفت: این مسند صحیح را از مجموعه سیصد هزار حدیثی شنیده شده تالیف نموده ام.(۶ )

       حافظ ابو علی نیشابوری می گوید: در روی زمین در علم حدیث صحیح تر از کتاب مسلم نمی باشد. (۶ )

         خطیب بغدادی می گوید: مسلم بسیار بخاری را تعظیم می کرد، حتی در این باره بین او و محمد بن یحیی ذهلی رنجش و کدورت به میان آمد. (۶ )

       حافظ ابو عبدالله محمد بن یعقوب می گوید: وقتی که بخاری در نیشابور سکونت اختیار کرد، به سبب آن اختلافات بعضی مردم با مسلم نیز زیاد گردید، زیرا وقتی اختلاف در بین محمد بن یحیی ذهلی و بخاری در مسئله لفظ(مخلوق بودن لفظ قرآن) واقع گردید، و ذهلی بر مردم اعلام نمود، و آنها را از مراجعه به بخاری منع کرد، و بخاری مجبور شد هجرت کند و از نیشابور بیرون گردیده و دچار رنج و محنت شد، اکثر مردم غیر از مسلم با بخاری قطع رابطه کردند، اما او همیشه به دیدار بخاری می شتافت، و هیچ وقت زیارت او را ترک نکرد، و محمد بن یحیی مسلم را بر پیروی از بخاری بر روش گذشته و حالش ملامت کرد، و مسلم بدین سبب سفر عراق و حجاز را در پیش گرفت. روزی محمد بن یحیی در آخر مجلسش گفت: کسی که می گوید لفظ قرآن مخلوق است جواز ندارد در مجلس ما حاضر گردد. مسلم ردایش را گرفت و بر روی عمامه اش انداخت و بر حضور مردم از مجلس محمد بن یحیی برخواسته و بیرون شد و تمام احادیثی که از وی نوشته بود همگی را بدست حمالی داد که آنها را به دروازۀ خانه محمد بن یحیی ببرد و از محمد بن یحیی کناره گرفت و با وی مخالفت کرد و او را ملاقات ننمود. (۶ )

       مسلم شب هنگام روز یکشنبه وفات یافت و در روز دوشنبه پنج شب باقیمانده از ماه رجب سال ۲۶۱ هجری قمری به عمر ۵۵ سالگی وفات یافت و در قریه نصرآباد نیشابور دفن گردید. (۶ )

     ابن خلکان می گوید: این مطلب را در بعضی از کتب یافتم، اما هیچ کدام از حفاظ را ندیدم که تاریخ تولد و عمر او را ضبط کرده باشند و همگی اتفاق نظر دارند که تولدش بعد از سال ۲۰۰ هجری قمری بوده است، و تنها شیخ من تقی الدین ابو عمرو عثمان معروف به ابن صلاح تاریخ تولدش را ذکر کرده است و غالب گمانم بر این بود که سال ۲۰۲ هجری قمری را گفته است و بعد متوجه شدم که آنچه را ابن صلاح گفته سال ۲۰۶ هجری قمری بوده است، و این را از کتاب علماء الامصار تصنیف حافظ حاکم أبی عبدالله بن بَیع نیشابوری نقل کرده و من هم بر کتابی که از آن نقل کرده ام، و در این کتاب نیز آمده است که مسلم بن حجاج در سال ۲۶۱ هجری قمری که پنج روز از ماه رجب باقیمانده بود به عمر ۵۵ سالگی در نیشابور وفات یافت و ولادتش در سال ۲۰۶ هجری قمری بوده است والله اعلم خداوند تعالی او را رحمت کند.(۶ )

     حافظ ابی بکر احمد بن علی خطیب بغدادی در تاریخ بغداد می نویسد: مسلم بن حجاج بن مسلم مکنی به ابوالحسین قشیری نیشابوری یکی از ائمه و حفاظ حدیث و صاحب مسند صحیح بوده است، موصوف به عراق، حجاز، شام و مصر سفر نموده، و از یحیی بن یحیی نیشابوری، قتیبه بن سعید، إسحاق بن راهویه، محمد بن عمرو زُنَیجَا، محمد بن عمر جَمَّال، إبراهیم بن موسی فَرَّاء، علی بن جَعد، أحمد بن حنبل، عبیدالله قواریری، خَلَف بن هِشام، سُرَیج بن یونس، عبدالله بن مسلمه قَعنبی، أبا ربیع زَهرانی، عبیدالله بن معاذ بن معاذ، عمر بن حفص بن غیاث، عمرو بن طلحه قَنَّاد، مالک بن إسماعیل نَهدِی، أحمد بن یونس، أحمد بن جَوَّاس، إسماعیل بن أبی أویس، إبراهیم بن مُنذَر، أبا مُصعب زُهری، سعید بن منصور، محمد بن رُمح، حَرمله بن یحیی، عمرو بن سَوَّار و دیگران حدیث روایت نموده است.

     مسلم چندین مرتبه به بغداد رفت و در آنجا حدیث شنید و از وی اهالی بغداد از جمله یحیی بن صاعد و محمد بن مَخلَد حدیث روایت نموده اند، و آخرین سفر او به بغداد در سال ۲۵۹ هجری قمری بوده است. (۲ )

     ابو عمر عبدالواحد بن محمد بن عبدالله بن مهدی از محمد بن مخلد دُوری و او از مسلم بن حجاج و او از محمد بن مهران و او از عمر بن ایوب و او از مصاد بن عُقبه و او از زیاد بن سعد و او از زُهری و او از عباد بن تمیم و او از عمویش روایت نموده، که گفت: رسول الله(ص) را دیدم که بر پشت خوابیده بودند و یک پای شان بر بالای پای دیگر شان بود.(۲ )

     محمد بن أحمد بن یعقوب از محمد بن نعیم ضَبِّی و او از ابوالفضل محمد بن ابراهیم و او از أحمد بن سلمه روایت نموده که می گفت: ابو زرعه و ابو حاتم را دیدم که مسلم بن حجاج را در شناخت حدیث بر مشایخ روزگارش مقدم می شمردند.(۲ )

     ابن یعقوب از محمد بن نعیم و او از حسین بن محمد ماسرجسی روایت نموده، که می گفت: از پدرم شنیدم که گفت: از مسلم بن حجاج شنیدم که می گفت: این مسند صحیح را از بین سیصد هزار حدیث مسموعه تصنیف نمودم. (۲ )

       ابوالقاسم عبدالله بن أحمد بن علی سُوذَرجانی در اصفهان از محمد بن إسحاق بن منده و او از ابو علی حسین بن علی نیشابوری روایت نموده، که می گفت: در علم حدیث در روی زمین صحیح تر از کتاب مسلم بن حجاج نمی باشد.(۲ )

       ابن یعقوب از محمد بن نعیم و او از عمر بن أحمد زاهد روایت نموده که می گفت: از یکی از دوستان ثقه ام که به گمان اغلب او ابو سعید بن یعقوب بود شنیدم که می گفت: مثلی که در خواب ببینی دیدم که ابو علی زَغُوری در راه بزرگ حیره(منطقه أی در نیشابور) می رود و در دستش جزئی از کتاب مسلم یعنی پسر حجاج است. برایش گفتم: خداوند تعالی با تو چه کرد؟ گفت: بوسیله این نجات یافتم، و اشاره کرد به همین جزء از کتاب مسلم. (۲ )

     ابوبکر أحمد بن محمد بن عبدالواحد مُنکدِری از حافظ ابو عبدالله محمد بن عبدالله بن محمد در نیشابور و او از محمد بن إبراهیم هاشمی و او از أحمد بن سلمه و او از حسین بن منصور روایت نموده، که گفت: از إسحاق بن إبراهیم حنظلی شنیدم، که از مسلم بن حجاج یاد نمود، که جمله زیر را می گفته است: (مردا کاین کان بود.) منکدری در تفسیر و معنای این جمله گفته است: یعنی این مرد کیست؟ (شاید این جمله فارسی بوده که آنرا مسلم تکرار می کرده است.) (۲ )

     ابوالقاسم سُوذرجانی از محمد بن إسحاق بن منده روایت نموده، که می گفت: از محمد بن یعقوب أخرم شنیدم که از بخاری و مسلم یاد می کرد، و می گفت: اگر بخاری و مسلم نمی بودند بدین متانت احادیث جمع و گردآوری نمی شد. (۲ )

       أبی عمرو محمد بن أحمد بن حمدان حیری می گوید: از أبی العباس بن سعید بن عقده درباره محمد بن إسماعیل بخاری و مسلم بن حجاج نیشابوری سوال نموده و گفتم: کدام یکی از ایشان عالمتراند؟ گفت: محمد بن إسماعیل عالم است و مسلم عالم است. باز همین مطلب را چند مرتبه پرسان کردم و او از جواب دادن طرفه می رفت، تا اینکه گفت: یا ابو عمرو! به تحقیقی که برای محمد بن إسماعیل در بارۀ راویان شامی اشتباه رخ داده به اینکه او کتب آنها را گرفته و آنرا یاداشت کرده اما در بعضی از جاها فردی را با کنیتش ذکر کرده، و همان فرد را در جای دیگر با اسمش آورده که توهم آنرا بوجود می آورد که صاحب آن اسم و کنیه دو شخص می باشد، اما مسلم آن اشتباه را کم دارد زیرا او مقاطیع و مراسیل را ننوشته است. و گفتم: بدرستی که مسلم راه بخاری را رفته و در علمش نظر داشته و روش او را ادامه داده، و وقتی بخاری در آخر کارش به نیشابور آمد مسلم او را همراهی کرد و اختلافی با او نداشته است.(۲ )

       عبیدالله بن أحمد صَیرِفِی می گوید: از ابوالحسن دارقطنی شنیدم که می گفت: اگر بخاری نمی بود مسلم به آن راه(جمع آوری حدیث) نمی رفت و نه هم بود. (۲ )

       ابوبکر منکدری از حافظ محمد بن عبدالله بن محمد و او از ابو نصر أحمد بن محمد وَرَّاق و او از ابو حامد أحمد بن حمدون قصار روایت نموده که می گوید: در باره مسلم بن حجاج شنیدم که به نزد محمد بن إسماعیل بخاری آمد و پیشانی او را بوسه زد و گفت: بگذار تا پا های تو را بوسه زنم، ای استاذ الأساتیذ و ای سید المحدثین و ای طبیب حدیث در شناخت علل آن……………… (۲ )

و مسلم از بخاری حمایت می کرد تا جائیکه بین او و بین محمد بن یحیی ذهلی به سبب آن اختلاف افتاد.(۲ )

         محمد بن یحیی مقری از محمد بن عبدالله نیشابوری و او از حافظ ابو عبدالله محمد بن یعقوب روایت نموده، که گفت: وقتی محمد بن إسماعیل بخاری در نیشابور مقیم گردید، فشار بر مسلم بن حجاج بواسطه اختلاف بین محمد بن یحیی و بخاری بر سر مسئله مخلوق بودن لفظ قرآن زیاد گردید و محمد بن یحیی مردم را با بخاری مخالف ساخت، تا آنکه بخاری مجبور به هجرت شد، و بواسطه این مشکل از نیشابور بیرون گردید، و اکثر مردم با بخاری قطع رابطه کردند، اما مسلم هیچ وقت دیدار با امام بخاری را قطع نکرد، و محمد بن یحیی آگاهی پیدا کرد که مسلم قدیماً و حدیثاً بر مذهب بخاری است، با وی نیز مخالفت کرد تا آنکه مسلم به سفر عراق رفت و بر نگشت. و در این باره گفته اند وقتی که محمد بن یحیی در آخر مجلس خود گفت: هر آنکسی که می گوید: لفظ قران مخلوق است حلال نیست بر مجلس ما حاضر گردد، مسلم ردایش را بر پشت عمامه اش انداخت و به حضور مردم از مجلش بر خواست، و هر آنچه از محمد بن یحیی ذهلی نوشته بود بر پشت حمالی کرد، تا به دروازۀ خانه محمد بن یحیی ببرد، و از آن روز اختلاف بین این دو زیاد گردید، و دیگر مسلم به نزد محمد بن یحیی نرفت و او را زیارت ننمود.(۲ )

       محمد بن عبدالله نیشابوری از ابو عبدالله محمد بن یعقوب و او از أحمد بن سلمه روایت نموده، که گفت: برای مسلم بن حجاج مجلسی برای بحث و مذاکره آماده شد، و برای او حدیثی را پیش کردند که حدیث مزبور را نشناخت، و او بمنزلش رفت و چراغ را روشن نمود، و برای اهل خانواده اش گفت: هیچ یکی از شما به این خانه داخل نشود. برایش گفته شد که طبق خرمای را برای ما هدیه آورده اند. گفت: آنرا به نزدم بیاورید، آنرا به نزدش آوردند، حدیث را جستجو می کرد، و خرمای را بر می داشت و تناول می کرد تا آنکه صبح شد و خرما ها تمام شد و حدیث مذکور را یافت. محمد بن عبدالله می گوید: یکی از دوستان مورد اعتماد برایم گفت: او به اثر همان فشار وفات کرد. و نیز گفته است: از حافظ ابو عبدالله محمد بن یعقوب شنیدم که می گفت: مسلم بن حجاج در شامگاه روز یکشنبه وفات یافت و در روز دوشنبه پنج روز باقی مانده از ماه رجب سال ۲۶۱ هجری قمری دفن گردید. (۲ )

       حافظ ابن کثیر دمشقی در کتاب البدایه والنهایه آورده است: او مسلم ابوالحسین قشیری نیشابوری یکی از ائمه و حفاظ حدیث و صاحب صحیح می باشد که در نزد اکثر علماء نزدیک به صحیح بخاری است. اما اکثر علماء در غرب جهان اسلام و ابو علی نیشابوری از جمله شرقیان را عقیده بر این است که صحیح مسلم بر صحیح بخاری فضیلت دارد، زیرا در صحیح مسلم به تناسب بخاری تعلیقات کمتری دیده می شود. مسلم به عراق، حجاز، شام و مصر سفر نموده و از تعداد زیادی از مشایخ محدثین حدیث روایت کرده است و جماعت کثیری از جمله ترمذی، صالح بن محمد جزره، عبدالرحمن بن أبی حاتم، ابن خزیمه، ابن صاعد و ابو عوانه اسفراینی از او روایت کرده اند. (۳ )

       خطیب می گوید: محمد بن أحمد بن یعقوب از أحمد بن نعیم ضبی و او از ابوالفضل محمد بن إبراهیم روایت نموده که از أحمد بن مسلمه شنیده که می گفت: ابو زرعه و ابو حاتم را دیدم که مسلم بن حجاج را در شناخت حدیث صحیح بر مشایخ زمانه اش مقدم می شمردند. و ابن یعقوب برای محمد بن نعیم گفت که از حسین بن محمد ماسرجسی نقل کرده که می گفت: از پدرم شنیدم که می گفت: از مسلم بن حجاج شنیده است که اظهار می داشت: این مسند صحیح را از بین سیصد هزار حدیث مسموعه تصنیف نمودم. (۳ )

       خطیب می گوید: ابوالقاسم عبیدالله بن أحمد سورجانی در اصفهان گفت: از محمد بن إسحاق بن منده شنیدم که او از ابو علی حسین بن علی نیشابوری شنیده بود که می گفت: در زیر آسمان صحیح تر از کتاب مسلم بن حجاج در علم حدیث نمی باشد. (۳ )

       إسحاق بن منصور برای مسلم گفت: نیکوئی نابود نمی شود تا زمانی که خداوند تو را برای مسلمین باقی بگذارد. و جماعت زیادی از علمای اهل حدیث و دیگران توصیف و ثنای مسلم بن حجاج را گفته اند. (۳ )

     خطیب می گوید: مسلم همان راه بخاری را رفت و از علمش استفاده نموده، لذت و شرینی آنرا چشید، و وقتی بخاری در آخر کارش به نیشابور آمد، مسلم او را همراهی می کرد. (۳ )

       عبیدالله بن أحمد بن عثمان صیرفی می گوید: از ابوالحسن دارقطنی شنیدم که می گفت: اگر بخاری نمی بود مسلم نمی بود و نه هم همان راه را می رفت.(۳ )

       خطیب می گوید: ابوبکر منکدر از حافظ محمد بن عبدالله و او از ابو نصر بن محمد زراد در روایتی از ابو حامد احمد بن حمدان قصار شنیده است که مسلم بن حجاج به نزد محمد بن إسماعیل بخاری آمد میان دو چشمش را بوسه زد و گفت: پای خود را به من بده تا آنرا بوسه کنم ای استاذ الاستاذین و ای سیدالمحدثین و ای طبیب علل حدیث. (۳ )

       خطیب سبب مرگ مسلم رحمه الله را چنین نگاشته است: روزی مجلس مذاکره أی برای مسلم بر پا گردید و از او از حدیثی سوال شد، مسلم آنرا نشناخت، و به منزلش برگشت چراغ را روشن نمود و برای اعضای خانواده اش گفت: کسی امشب به اینجا داخل نشود، و کسی برای او طبق خرمای آورده بود آنرا در نزدش آورد و آنرا باز نموده، دانه دانه تناول می کرد و در جستجوی حدیث بود تا آنکه صبح شد و خرما خلاص شد و حدیث مذکور را پیدا نمود و به جهت فشار مریض شد و مریضی اش شدت پیدا کرد و به اثر آن وفات یافت. وفات مسلم هنگام شام روز یکشنبه بود و در روز دوشنبه پنج شب باقی مانده از ماه رجب سال ۲۶۱ هجری قمری در نیشابور دفن گردید و تولد او در سال ۲۰۴ هجری قمری همان سالی که امام شافعی وفات یافته بود می باشد و عمرش ۵۷ سال، خداوند او را رحمت کند.(۳ )

       در کتاب تذکره الحفاظ آمده است: حجه الإسلام امام حافظ ابوالحسین مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری صاحب تصانیفی بوده، و بنا به قولی در سال ۲۰۴ هجری قمری متولد گردیده است. مسلم اولین بار در سال ۲۱۸ هجری قمری حدیث شنیده است. موصوف اکثراً از یحیی بن یحیی تمیمی، قعنبی، أحمد بن یونس، یربوعی، إسماعیل بن أبی أویس، سعید بن منصور، عون بن سلام، أحمد بن حنبل و مردمان زیادی دیگر حدیث روایت نموده، و از او ترمذی یک حدیث، إبراهیم بن أبی طالب، ابن خزیمه، سراج، ابن صاعد، ابو عوانه، ابو حامد ابن الشرقی، ابو حامد أحمد بن حمدان أعمشی، إبراهیم بن محمد بن سفیان فقیه، مکی بن إبراهیم، عبدالرحمن بن أبی حاتم، محمد بن مخلد عطار و خلق بسیاری روایت کرده اند. (۱۳ )

       ابن الشرقی می گوید: از مسلم شنیدم که می گفت: هیچ چیز را در کتاب خود ننهادم مگر به دلیلی و هیچ چیز را از آن ساقط نساختم مگر به دلیلی. مسلم در ماه رجب سال ۲۶۱ هجری قمری وفات یافت و قبر او را زیارت می کنند. (۱۳ )

       امام أبی سعد عبدالکریم تمیمی سمعانی در کتاب انساب می نویسد: ابوالحسین مسلم بن حجاج بن مسلم قشیری نیشابوری یکی از ائمه مشهور دنیا و نویسنده کتاب صحیح و معروف در شرق و غرب است، او به خراسان، عراق، شام، مصر و حجاز سفر نموده و از یحیی بن یحیی، قُتَیبَه بن سعید، إسحاق بن راهویه، علی بن جعد، أحمد بن حنبل، محمد بن رُمح، حَرمَلَه بن یحیی، قَعنَبِی و هم ردیفان شان حدیث روایت نموده، و از او ابو حامد شرقی، ابو عبدالله محمد بن یعقوب أخرم، یحیی بن محمد صاعد، محمد بن مَخلَد، إبراهیم بن محمد بن سفیان، ابو محمد عبدالرحمن بن أبی حاتم رازی و پدرش حدیث روایت نموده اند. (۴ )

         أبی حاتم رازی می گوید: از مسلم در ری حدیث نوشتم و او از حافظان ثقه بود که با حدیث معرفتی کامل داشت. نامبرده از قول مسلم نقل می کند که گفته است: مسند صحیح خود را از مجموعه سیصد هزار حدیث مسموعه تصنیف نمودم.(۴ )

         حافظ ابن حجر عسقلانی در کتاب تهذیب التهذیب آورده است: حافظ مسلم بن حجاج بن مسلم قشیری مکنی به ابوالحسین بوده، و از قعنبی، أحمد بن یونس، إسماعیل بن أبی أویس، داؤد بن عمرو ضبی، یحیی بن یحیی نیشابوری، هیثم بن خارجه، سعید بن منصور، شیبان بن فروخ و مردمان زیادی دیگر حدیث روایت نموده، و از او ترمذی یک حدیث به نقل از یحیی بن یحیی بن أبی معاویه و او از محمد بن عمرو و او از أبی سلمه و او از أبی هریره در باره هلال ماه رمضان روایت نموده است و نیز ابوالفضل أحمد بن سلمه، إبراهیم بن أبی طالب، ابو عمرو خفاف، حسین بن محمد قبانی، ابو عمرو مستملی، حافظ صالح بن محمد، علی بن حسین هلالی، محمد بن عبدالوهاب فراء، علی بن حسین بن جنید، ابن خزیمه، ابن صاعد، سراج، محمد بن عبد بن حمید، ابو حامد عبدالله ابن الشرقی، علی بن إسماعیل صفار، ابو محمد بن أبی حاتم رازی، إبراهیم بن محمد بن سفیان، محمد بن مخلد دوری، إبراهیم بن محمد بن حمزه، أبو عوانه اسفراینی، محمد بن إسحاق فاکهی در کتاب مکه، ابو حامد أعمشی و ابو حامد حسنویه روایت کرده اند. (۱ )

       ابو عمرو مستملی می گوید: در سال ۲۵۱ هجری قمری إسحاق بن منصور بر ما املاء می گفت و وقتی بر مسلم رسید، گفت: خیر از ما گرفته نمی شود تا زمانی که مسلم را خداوند بر ما نگهدارد.(۱ )

       ابوالفضل محمد بن إبراهیم از قول أحمد بن سلمه می گفت: برای مسلم مجلسی مذاکره دایر گردید و برایش حدیثی ذکر گردید که آنرا نمی شناخت او بمنزلش باز گشت و برایش ظرفی از خرما آورده شد، او حدیث را طلب نمود، از آن خرما دانه دانه گرفت، تا آنکه صبح شد، و خرما تمام گردید و حدیث مذکور را یافت. (۱ )

       محمد بن یعقوب می گوید: مسلم پنج شب از ماه رجب سال ۲۶۱ هجری قمری باقی مانده بود که وفات یافت، و بعضی از مؤرخین گفته اند: مسلم در سال ۲۰۴ هجری قمری متولد گردیده است. (۱ )

       ابن حجر عسقلانی می گوید: در کتاب مسلم لذت بی نهایت بزرگی برای خواننده حاصل می شود که در غیر آن نیست به همین سبب بعضی از مردم صحیح مسلم را بر صحیح بخاری فضیلت داده اند و این از جهت راه های جمع آوری، زیبائی سیاق و محافظت در ادای الفاظ بوده است. (۱ )

       حاکم می گوید: مسلم مردی بلند قامت و دارای سر و ریشی سفید بود و شاخه أی عمامه خود را بین دو شانه اش آویزان می کرد. (۱ )

         محمد بن عبدالوهاب فراء می گوید: مسلم از دانایان مردم و گسترش دهنده علم بوده و دانش وی ثمره أی خیر داشت او شغل بزازی داشته و پدرش حجاج نیز از شیوخ او بوده است. (۱ )

       ابن أخرم می گوید: از شهر ما این سه نفر از مردان حدیث بر آمده اند: محمد بن یحیی، إبراهیم بن أبی طالب و مسلم.(۱ )

       ابوالعباس أحمد بن محمد بن سعید همدانی کوفی معروف به ابن عقده می گوید: بسیار کم است که اشتباهی در رجال مسلم واقع شود زیرا او حدیث را با راویش می نوشت.(۱ )

         ابوبکر جارودی می گوید: مسلم بن حجاج از گسترش دهنده گان علم بود.(۱ )

         مسلمه بن قاسم می گوید: مسلم ثقه و از ائمه جلیل القدر بود. (۱ )

         بندار گفته است: حفاظ حدیث چهار کس اند: ابو زرعه، محمد بن إسماعیل، دارمی و مسلم. (۱ )

       إمام أبی عبدالله شمس الدین ذهبی در کتاب سیر أعلام النبلاء می نویسد: مسلم بن حجاج بن مسلم بن وَرد بن کوشاذ قُشَیری نیشابوری صاحب کتاب صحیح بوده، و احتمالاً از موالی بنی قشیر می باشد، او إمامی بزرگ، حافظی برجسته، حجت و راستگو است. میگویند: او در سال ۲۰۴ هجری قمری متولد گردیده، و اولین استماع حدیث او در سال ۲۱۸ هجری قمری از یحیی بن یحیی تمیمی بوده است. مسلم در نوجوانی در سال ۲۲۰ هجری قمری به سفر حج رفت و در مکه از قعبنی که بزرگترین شیخ او بوده حدیث شنید. و او در کوفه از أحمد بن یونس و جماعتی دیگر حدیث شنید و بعد به زادگاهش برگشت، و باز بعد از چند سال دوباره در حدود سال ۲۳۰ هجری قمری رخت سفر بر بست و از علی بن جعد نیز در این سال ها حدیث روایت نموده، اما در صحیح اش چیزی را از او نیاورده است. مسلم در عراق، حرمین و مصر نیز به جمع آوری حدیث پرداخت. شیوخ مسلم بر طریقه الفباء قرار ذیل اند: إبراهیم بن خالد یَشکُرِی، إبراهیم بن دینار تَمَّار، إبراهیم بن زیاد سَبَلان، إبراهیم بن سعید جَوهری، إبراهیم بن عَرعَرَه، إبراهیم بن موسی، أحمد بن إبراهیم، أحمد بن جعفر، أحمد بن جناب، أحمد بن جَوَّاس، أحمد بن حسن بن خِرَاش، أحمد بن سعید رُباطی، أحمد بن سعید دارمی، أحمد بن سِنَان، أحمد بن عبدالله کُردی، أحمد بن عبدالله بن یونس، أحمد بن عبدالرحمن بن وهب، أحمد بن عَبده، أحمد بن عثمان أَودِی، أبی الجَوزاء أحمد بن عثمان نُوفلی، أحمد بن عمرو کیفی، أحمد بن عیسی تُستَرِی، أحمد بن حنبل، أحمد بن منذر قَزَّار، أحمد بن منیع، أحمد بن یوسف سُلَمِی، إسحاق بن راهَویه، إسحاق بن عمر سَلِیط، إسماعیل بن أبی أویس، إسماعیل بن خلیل، إسماعیل بن سالم صائغ، أمیه بن بسطام، بشر بن حکم، بشر بن خالد، بشر بن هلال، جعفر بن حُمید، حاجب بن ولید، حامد بن عمر بَکراوی، حبان بن موسی، حجاج بن شاعر، حَرمَلَه بن یحیی(صاحب شافعی)، حسن بن أحمد حَرَّانی، حسن بن ربیع بُورانی، حسن بن علی خَلال، حسن بن عیسی بن ماسرجِس، حسین بن حُرَیث، حسین بن عیسی بِسطامِی، حکم بن موسی، حماد بن إسماعیل بن عُلَیَّه، حُمَید بن مَسعده، خالد بن خِداش، خلف بن هشام، داؤد بن رُشید، داؤد بن عمرو، رِفاعه بن هیثم واسطی، زکریا بن یحیی کاتب العمری، زُهَیر بن حرب، زیاد بن یحیی حسانی، سُرَیج بن یونس، سعید بن عبدالجبار کرابیسی، سعید بن عمرو أشعثی، سعید بن محمد جُرمِی، سعید بن منصور، سعید بن یحیی أزهر، سعید بن یحیی أموی، سلیمان بن داؤد خُتلِی، سهل بن عثمان، سُوید بن سعید، شُجاع بن مَخلَد، شهاب بن عباد، شیبان بن فَرُوخ، صالح بن حاتم، صالح بن مِسمار، صلت بن مسعود، عاصم بن نضر، عباد بن موسی، عباس بن عبدالعظیم، عباس بن ولید نُرسِی، عبدالله بن بَرَّاد، عبدالله بن جعفر برمکی، عبدالله بن صَبَّاح، عبدالله بن عامر بن زُراره، عبدالله دارمی، عبدالله بن عمر بن أبان، عبدالله بن عمر بن رومی، عبدالله بن عون خَرَّاز، عبدالله بن محمد بن اسماء، عبدالله بن محمد زهری، عبدالله بن مسلمه قَعنبِی، عبدالله بن مُطیع، عبدالله بن هاشم، عبدالجبار بن علاء، عبدالحمید بن بَیَّان، عبدالرحمن بن بشر، عبدالرحمن بن بکر بن ربیع بن مسلم، عبدالرحمن بن سلام جُمَحِی، عبدالملک بن شعیب، عبدالوارث بن عبدالصمد، عبد بن حُمَید، عبیدالله قورایری، عُبید الله بن محمد بن یزید بن خُنَیس، عبیدالله بن مُعاذ، عُبید بن یَعیش، عثمان بن أبی شیبه، عُقبه بن مُکَرم عمی، علی بن حُجر، أبی الشَّعثَاء علی بن حسن، علی بن حکیم أُزدِی، علی بن خَشرَم، علی بن نصر، عمر بن حفص بن غیاث، عمرو بن حماد، عمرو بن زُراره، عمرو بن سواد، عمرو بن علی، عمرو ناقد، عون بن سلام، عیسی بن حَمَّاد، فضل بن سهل، قاسم بن زکریا، قُتَیبَه بن سعید، قُطَن بن نُسَیر، مجاهد بن موسی، مُحرِز بن عون، محمد بن أحمد بن أبی خلف، محمد بن إسحاق صاغانی، محمد بن إسحاق مسیبی، بُندار، محمد بن بکار رَیَّان، محمد بن بکار عَیشِی، محمد بن أبی بکر مُقَدمِی، محمد بن جعفر وَرکانِی، محمد بن حاتم سمین، محمد بن حرب نَشَانِی، محمد بن رافع، محمد بن رُمح، محمد بن سلمه مرادی، محمد بن سهل بن عسکر، محمد بن عبدالله بن قُهزَاد، حافظ محمد بن عبدالله بن نمیر، محمد بن عِباد، محمد بن صَبَّاح دُولابی، محمد بن طَرِیف، محمد بن عبدالله رُزِّی، محمد بن عبدالأعلی، محمد بن عبدالرحمن بن سَهم، ابن أبی الشوارب، محمد بن عبید بن حساب، محمد بن عمرو زنَیج، محمد بن عمرو بن أبی رَوَّاد، أبی کُرَیب، محمدبن فَرَج هاشمی، محمد بن قدامه بخاری، محمد بن مُثَنَّی، محمد بن مرزوق باهلی، محمد بن مسکین یمامی، محمد بن معاذ بن معاذ، محمد بن معمر قیسی، محمد بن مِنهال ضریر، محمد بن مهران، محمد بن نضر بن مُساور، محمد بن ولید بُسرِی، محمد بن یحیی قُطَعِی، محمد بن یحیی مروزی صائغ، محمد بن یحیی عَدَنِی، محمود بن غیلان، مَخلَد بن خالد شَعِیرِی، مِنجَاب بن حارث، منصور بن أبی مُزَاحِم، موسی بن قُرَیش بخاری، نصر بن علی، هارون بن سعید، هارون حَمَّال، هارون بن معروف، هُدبَه، هُرَیم بن عبدالأعلی، هَنَّاد، هَیثَم بن خارجه، واصل بن عبدالأعلی، ولید بن شجاع، وهب بن بَقِیَّه، یحیی بن أیوب، یحیی بن بشر، یحیی بن حبیب، یحیی بن معاویه لُؤلُؤی، یحیی بن معین، یحیی بن یحیی نیشابوری، یعقوب دورقِی، یوسف بن حماد مَعنِی، یوسف بن عیسی مَروَزِی، یوسف بن یعقوب صفار، یونس بن عبدالأعلی، أبی الأحوص بغوی محمد، أبی أیوب غَیلانِی سلیمان، أبی بکر بن خلاد محمد، أبی بکر بن أبی شیبه عبدالله، أبی بکر بن نافع، أبی بکر بن أبی نضر، أبی بکر أعین بن محمد، أبی داؤد سنجی سلیمان، أبی داؤد مبارکی سلیمان، أبی ربیع زَهرانی، أبی زُرعَه رازی، أبی سعید أشج، أبی طاهر بن سَرح، أبی غَسَّان مِسَمَعِی مالک، أبی قُدامَه سرخسی، أبی کامِل جَحدَرِی، أّبی مصعب زُهری، أبی معمر هُذلی، أبی معین رُقاشی، أبی نصر تَمَّار، أبِی هشام رَفاعی و جماعتی دیگر که تعداد شان به ۲۲۰ کس می رسد و امام مسلم در صحیح اش از آنها روایت نموده است. و از برای مسلم شیوخ دیگری غیر از این ها نیز بوده که مسلم از آنها در صحیح اش روایت نکرده است امثال علی بن جَعد، علی بن مدینی و محمد بن یحیی ذهلی. و حاکم در شیوخ مسلم أبا غسان مالک نَهدِی را نیز ذکر کرده که مسلم از مردی و او از أبا غسان روایت نموده، و مسلم او را ندیده و موصوف به همراه ابو نعیم در سال ۲۲۰ هجری قمری وفات یافته است.(۵)

       حافظ ابوالقاسم بن عساکر در تاریخش از مسلم نام برده و آورده است که او از اهالی دمشق فقط از محمد بن خالد سَکسَکِی حدیث روایت نموده، و او را در مراسم حج ملاقات کرده است، زیرا مسلم هیچ وقت به دمشق نرفته و از اهالی دمشق تنها از یک شیخ حدیث روایت کرده است والله اعلم. (۵ )

       راویان از امام مسلم افراد ذیل می باشند: علی بن حسن بن أبی عیسی هلالی که او از مسلم بزرگتر بوده است، محمد بن عبدالوهاب فراء شیخش اما از او چیزی را در صحیحش نیاورده است، حسین بن محمد قَبَّانِی، ابوبکر محمد بن نضر بن سلمه جارودِی، علی بن جنید رازی، صالح بن محمد جَزره، ابو عیسی ترمذی در جامع اش، أحمد بن مبارک مُستَملی، قاضی عبدالله بن یحیی سرخسی، ابو سعید حاتم بن أحمد بن محمود کندی بخاری، إبراهیم بن إسحاق صَیرِفِی، إبراهیم بن أبی طالب رفیقش، إبراهیم بن محمد بن حمزه، إبراهیم بن محمد بن سفیان فقیه الزهد راوی صحیح، ابو عمرو أحمد بن نصر خفاف، زکریا بن داؤد خفاف، عبدالله بن أحمد بن عبدالسلام خفاف، حافظ ابو علی عبدالله بن محمد بن علی بلخی، عبدالرحمن بن أبی حاتم رازی، علی بن إسماعیل صفار، ابو حامد أحمد بن حمدون أعمش، ابو حامد أحمد بن محمد الشرقی، ابو حامد أحمد بن علی بن حَسنَوِیه، المقرئ أحد الضعفاء(یکی از ضعفاء)، حافظ أحمد بن سلمه، سعید بن عمرو بَرذَعِی، ابو محمد عبدالله بن محمد بن الشرقی، فضل بن محمد بلخی، ابوبکر بن خزیمه، ابوالعباس سراج، محمد بن عبد بن حمید، محمد بن مَخلد عطار، مکی بن عَبدَان، یحیی بن محمد صاعد، حافظ ابو عوانه و حافظ نصر بن أحمد بن نصر. (۵ )

       ابو عمرو مستملی می گوید: إسحاق کَوسج در سال ۲۵۱ بر ما املاء می گفت، و من املاء می کردم، مسلم نظری بر وی وارد کرد. إسحاق بسویش دید، و گفت: خداوند(ج) خیر را قطع نمی کند تا وقتی که ترا برای مسلمین نگهدارد. (۵ )

       ترمذی در جامع اش بغیر از یک حدیث دیگر از مسلم روایت نکرده است. (۵ )

        ابوالقاسم بن عساکر می گوید: أبو نصر یُونَارتِی گفت: صالح بن أبی صالح ورقه أی به خط مسلم از حرف حاء شجره أی را برایم داد، که آن نقل حدیثی بود که در دمشق به نقل از ولید بن مسلم نوشته شده بود. گفتم: اسناد این منقطع است و ثابت نمی باشد. (۵ )

         أحمد بن مسلمه می گوید: ابو زرعه و ابو حاتم را دیدم که مسلم را بر مشایخ زمانه اش در شناخت حدیث صحیح مقدم می شمردند.(۵ )

         حسین بن منصور می گفت: از إسحاق بن راهویه شنیدم که از مسلم یاد می کرد که بفارسی سخنی را گفته است که معنایش این است: این مرد کیست؟ (۵ )

         أحمد بن مسلمه می گفته است: برای مسلم مجلس بحث و مذاکره أی بر پا داشته شد و حدیثی را برای وی ذکر کردند که آنرا نمی شناخت، او بمنزلش باز گشت و چراغ را روشن نمود و برای کسانیکه بخانه بودند گفت: کسی از شما به این خانه داخل نشود. برایش گفته شد، برای ما سبدی از خرما هدیه آوردند. گفت: آنرا بیاورید. آنرا برایش آوردند. و حدیث را طلب کرد، از خرما دانه دانه می گرفت، تا آنکه صبح شد و خرما تمام گردید و حدیث را پیدا کرد. ابو عبدالله حاکم می گوید: باز(أحمد بن مسلمه) گفت: فردی از دوستان مورد اعتمادم اضافه نموده است که مسلم از آن حالت وفات یافته است.(۵ )

         عبدالرحمن بن أبی حاتم می گوید: مسلم از حفاظ ثقه بود و از او در ری حدیث نوشتم، و از پدرم در بارۀ او سوال گردید. گفت: او نهایت راستگو است. (۵ )

         حافظ ابو قریش می گوید: از محمد بن بشار شنیدم که می گفت: حفاظ دنیا چهار کس اند: ابو زرعه در ری، مسلم در نیشابور، عبدالله دارمی در سمرقند و محمد بن إسماعیل بخاری در بخارا. (۵ )

         ابو عمرو بن حمدان می گوید: از حافظ ابن عُقدَه در بارۀ بخاری و مسلم سوال نمودم که کدام یک از ایشان عالم ترند؟ گفت: ای أبا عمرو! محمد عالم است. و مسلم عالم است، این سوال را چند بار تکرار کردم. گفت: ای أبا عمرو! به تحقیقی که برای محمد(بخاری) اشتباهی چند در مورد اهل شام پیش آمده است، و چنان بوده که کتب آنها را گرفته و در آنها نظر کرده و بعضی از آنها را با کنیت نوشته است و باز همان را در جای دیگر با اسمش نوشته است که این توهم را بوجود می آورد که فرد مذکور دو کس می باشد، اما برای مسلم خیلی کم در علل حدیث اشتباهی بوجود آمده است زیرا او تمام مسانید را نوشته و مقاطیع و مراسیل را ننوشته است. گفتم: منظورم از مقاطیع اقوال صحابه و تابعین در فقه و تفسیر است. (۵ )

         حافظ ابو عبدالله محمد بن یعقوب أخرم گفت: از نیشابور سه کس بر آمده است: محمد بن یحیی، مسلم بن حجاج و إبراهیم بن أبی طالب. (۵ )

       حسین بن محمد مَاسَرجسِی می گوید: از پدرم شنیدم که می گفت: از مسلم شنیده که گفته است: این مسند صحیح را از سیصد هزار حدیث مسموعه تصنیف نمودم. (۵ )

       ابن منده می گوید: از محمد بن یعقوب أخرم شنیدم که می گفت: با نگاشتن حدیث هیچ وقت بخاری و مسلم نمی میرند. (۵ )

       حاکم می گوید: از ابو عبدالرحمن سلمی شنیدم که می گفت: شیخی زیبا روی و خوش لباسی را دیدم که ردای نیکو بر دوش داشت و شاله عمامه اش را بین دوشانه انداخته بود، کسی گفت: او مسلم است. اصحاب سلطان او را مقدم داشتند و گفتند: امیر المؤمنین امر کرده است که مسلم بن حجاج امام مسلمین باشد، و او را در مسجد جامع پیش نمودند، تکبیر گفت، و با مردم نماز را بجای آورد. (۵ )

       أحمد بن مسلمه می گوید: من در تالیف صحیح به مدت پانزده سال به همراه مسلم بودم. می گوید: او دوازده هزار حدیث همراه داشت. می گوید: یعنی به تکرار وقتی او می گفت: حدثنا قتیبه و اخبرنا ابن رُمح و بعد دو حدیث را می آورد که لفظ شان یکی بود اما در یک کلمه اختلاف داشتند. (۵ )

         حافظ ابن منده می گوید: از حافظ ابو علی نیشابوری شنیدم که می گفت: در زیر آسمان کتابی در علم حدیث صحیح تر از کتاب مسلم نیست. (۵ )

           مکی بن عبدان می گوید: از مسلم شنیدم که می گفت: این کتابم مسند را به أبی زرعه پیش کردم، و هر آنچه را در این کتاب اشاره کرد به علت و سببی برای آن آنرا ترک کردم، و هر آنچه را گفت صحیح است و علتی برای آن نیست، آنرا استخراج نمودم، و اگر اهل حدیث تا دو سال حدیثی را بنویسند، مبنی و مدار شان بر این مسند خواهد بود. و از مسلم در بارۀ علی بن جعد سوال کردم، گفت: ثقه بوده، اما جهمی است. و از مسلم در بارۀ محمد بن یزید سوال کردم، گفت: از او چیزی ننویس. و از او در بارۀ محمد بن عبدالوهاب و عبدالرحمن بن بشر سوال نمودم. آنها را ثقه گفت. و از او در بارۀ قُطَن بن إبراهیم سوال کردم. گفت: حدیث او را ننویس. (۵ )

           ابو أحمد حاکم می گوید: ابوبکر بن علی نجار برایم گفت: از إبراهیم بن أبی طالب شنیدم که می گفت: برای مسلم گفتم: بسیار زیاد در صحیح از أحمد بن عبدالرحمن وهبی روایت شده در حالی که حالتش معلوم است. گفت: بعد از خروجم از مصر او را سرزنش نمودم. گفتم: در صحیح مسلم روایت از عوالی کم است مانند قعنبی از أفلح بن حُمید و حدیث حماد بن سلمه، همام، مالک، لیث و در کتاب حدیث برابر نیست از شعبه، ثوری و اسرائیل و این کتابی کامل و نفیس است و وقتی حفاظ حدیث آنرا دیدند بر آن تعجب کردند………………(۵ )

         حاکم مروایات راویان مسلم را جمع آوری نموده و کتابی را تالیف کرد و نام آنرا مستخرج علی صحیح مسلم نامید، و بعد از او عده أی دیگری از بزرگان حدیث نیز این کار را کردند، که از جمله آنها افراد ذیل می باشند که اسامی بعضی از ایشان قرار ذیل است:

۱ – ابوبکر محمد بن محمد بن رجاء.

۲ – ابو عوانه یعقوب بن إسحاق إسفراینی.

۳ – زاهد ابو جعفر أحمد بن حمدان حیری.

۴ – ابوالولید حسان بن محمد فقیه.

۵ – ابو حامد أحمد بن محمد شارکی هروی.

۶ – ابوبکر محمد بن عبدالله بن زکریا جوزقی.

۷ – إمام ابو علی ماسرجسی.

۸ – ابو نعیم أحمد بن عبدالله بن أحمد اصفهانی.

و دیگرانی که فعلاً اسامی شان را به حافظه ندارم.(۵ )

         دارقطنی می گوید: اگر بخاری نمی بود مسلم نه شگوفا می شد، و نه هم می آمد. (۵ )

       حاکم می گوید: مسلم شغل تجارت داشت و از طریق ضیاعت امرار معاش می کرد، و اولاد دختری اش را در خانۀ دیدم، و از پدرم شنیدم که می گفت: مسلم مردی بلند قامت بود که ریش و سری سفید داشت و شاله عمامه اش را میان دو شانه اش می انداخت. (۵ )

         حافظ ابو قریش می گوید: در نزد ابو زرعه بودم، مسلم بن حجاج آمد، سلام کرد، و ساعتی نشست و با هم مذاکره کردند، و وقتی رفت، برای ابو زرعه گفتم: این مرد چهار هزار حدیث را در صحیح اش جمع کرده است. گفت: باقی را ترک نکرده است؟ از برای این عقلی نیست، اگر محمد بن یحیی را بگذارد مردی می شود.(۵ )

         ابو عبدالله حاکم می گوید: محمد بن عبدالوهاب فراء گفته است: مسلم بن حجاج از دانایان مردم و از امانت داران علم بود.(۵ )

           حاکم می گوید: از ابوالفضل محمد بن إبراهیم شنیدم که می گفت: از أحمد بن مسلمه شنیده است که ابو زرعه و ابو حاتم مسلم بن حجاج را در شناخت حدیث صحیح بر مشایخ روزگارش مقدم می شمردند. و بعد مصنفات امام اهل حدیث مسلم رحمه الله علیه را چنین شمرده است:

۱ – کتاب المسند الکبیر علی الرجال.

۲ – کتاب الجامع علی الأبواب.

۳ – کتاب الأسامی و الکنی.

۴ – کتاب المسند الصحیح.

۵ – کتاب التمییز.

۶ – کتاب العلل.

۷ – کتاب الوحدان.

۸ – کتاب الأفراد.

۹ – کتاب الأقران.

۱۰ – کتاب سوالاه أحمد بن حنبل.

۱۱ – کتاب عمرو بن شعیب.

۱۲ – کتاب الانتفاع بأهب السباع.

۱۳ – کتاب مشایخ مالک.

۱۴ — کتاب مشایخ ثوری.

۱۵ – کتاب مشایخ شعبه.

۱۶ – کتاب من لیس له إلا راو واحد.

۱۷ – کتاب المخضرمین.

۱۸ – کتاب اولاد الصحابه.

۱۹ – کتاب اوهام المحدثین.

۲۰ – کتاب الطبقات.

۲۱ – کتاب افراد الشامیین.

و بعد حاکم تصانیف دیگری را برای او یاد کرد که به حافظه ندارم. (۵ )

       از ابن الشرقی به روایت از مسلم نقل شده که می گوید: آنچه را در این کتاب گذاشتم با حجت گذاشتم و آنچه را برداشتم با حجت برداشتم.(۵ )

         مسلم در ماه رجب سال ۲۶۱ هجری قمری در نیشابور به عمر پنجاه و چند سالگی وفات یافت و مزار او را زیارت می کنند.(۵ )

         علامه دهخدا در لغت نامه اش می نویسد: مسلم بن حجاج بن مسلم قشیری نیشابوری مکنی به ابوالحسن و ملقب به امام الحفاظ در سال ۲۰۴ هجری قمری متولد و در سال ۲۶۱ هجری قمری وفات یافت. نامبرده از مردم خراسان و از محدثین بزرگ قرن سوم هجری است، مولدش به نیشابور بود، و زنده گی اش در حجاز، مصر، شام و عراق گذشت، وی را تالیفاتی است که اشهر آن کتاب (صحیح) می باشد، که به (صحیح مسلم) شهرت دارد، و یکی از کتاب های معتبر در حدیث و از(صحاح سته) است، مسلم در طول ۲۵ سال بالغ بر ۱۲۰۰۰ حدیث در این کتاب جمع آوری کرده است. در تصحیح المصابیح مسطور است که ولادتش در سنه اربع و مأتین روی نمود، و او در خراسان از یحیی بن یحیی و إسحاق بن راهویه استماع حدیث کرد، و در ری از محمد بن مهران الجمال و در عراق از أحمد بن حنبل و در حجاز از سعید بن منصور و در مصر از عمرو بن سوار. و به چهار واسطه از نبی(ص) روایت حدیث کند. وفاتش در شب یکشنبه بیست و پنجم رجب سال ۲۶۱ هجری قمری در نیشابور اتفاق افتاد و هم در آن شهر مدفون گشت. در تاریخ امام یافعی مذکور است که مسلم صحیح خود را از ۳۰۰ هزار حدیث مسموعه تصنیف نمود و میان علماء اهل سنت در باب تفضیل صحیح بخاری و صحیح مسلم اختلاف است، و مشهور است که کتاب بخاری أفقه و کتاب مسلم أحسن سیاق را در روایات دارد.(۲۱ )

       مرحوم عبدالحی حبیبی در کتاب تاریخ افغانستان بعد از اسلام می نویسد: ابوالحسین مسلم بن حجاج نیشابوری از مردم نیشابور خراسان است، که در حدود سال ۲۰۲ هجری قمری مطابق ۸۱۷ میلادی در آنجا بدنیا آمد، و در مدارس حدیث خراسان که امامان بزرگ این علم در آن سوابق علمی و تدریسی داشتند پرورده شد، و حافظ معروف و امام محدثان بود، که به حجاز، مصر، شام و عراق در طلب حدیث سفر ها کرد، و بار ها به بغداد آمد که آخرین آمدنش بدین مرکز ثقافت اسلامی در سنه ۲۵۹ هجری قمری مطابق سال ۸۷۳ میلادی بود، و چون به خراسان برگشت بتاریخ ۲۵ رجب سال ۲۶۱ هجری قمری مطابق ماه می سال ۸۷۵ میلادی در روستای نصر آباد نیشابور از جهان رفت. کتاب معروف امام مسلم نیشابوری(صحیح مسلم) است که بعد از صحیح بخاری کتاب دوم صحاح سته اسلامی و دارای دوازده هزار حدیث نبوی است که در پانزده سال از جمله سه صد هزار حدیث مسموع او تدوین شده است. امام مسلم در مقدمه این کتاب به تفصیل از اصول علم حدیث بحث رانده و در صحیح خود اکثر احادیث بخاری را از طرق دیگر غیر اسناد امام بخاری آورده است. صحیح مسلم طبع های زیاد دارد که اقدم آن طبع کلکته سال ۱۲۶۵ هجری قمری. در بولاق قاهره سال ۱۲۹۰ هجری قمری. در دهلی سال ۱۳۱۹ هجری قمری. در استانبول سال ۱۳۳۰ هجری قمری بوده است. و شروح آن بقول اهلورد ۲۷ جلد است که از آن جمله ۱۸ شرح آنرا بروکلمان ضبط کرده و ۱۲ جلد مختصرات و تهذیب های آنرا نشان داده است. آثار دیگر امام مسلم:

۱ – کتاب الکنی والأسماء در چهار جزو(خطی در کتابخانه ظاهریه دمشق ۸۲ ، شهید علی استانبول و پتنه هند ۲۸۹۸ )

۲ – کتاب المفردات والوحدان طبع آگره سال ۱۳۲۳ هجری قمری.

۳ – رجال عروه نسخه خطی کتابخانه ظاهریه دمشق.

۴ – المسند الکبیر مرتب بر اسامی رجال.

۵ – اقران.

۶ – مشایخ ثوری.

۷ – کتاب المخضرمین.

۸ – کتاب اولاد الصحابه.

۹ – اوهام المحدثین.

۱۰ – الطبقات.

۱۱ – افراد الشامیین.

۱۲ – التمییز.

۱۳ – العلل. (۱۹ )

       خیرالدین زرکلی در کتاب اعلام می نویسد: إمام حافظ مسلم بن حجاج بن مسلم قشیری نیشابوری مکنی به ابوالحسین از ائمه محدثین بوده است. موصوف در نیشابور متولد و به حجاز، مصر، شام و عراق سفر نموده، و در نیشابور وفات یافته است. مشهور ترین کتابش صحیح مسلم است که مجموعه أی از دوازده هزار حدیث می باشد و آنرا در مدت پانزده سال جمع آوری کرده، و آن یکی از صحیح ترین کتب حدیث در نزد اهل سنت و جماعت می باشد، و بر آن شروح زیادی نوشته شده است.(۱۴ )

       محی الدین صالحی در کتاب شرح حال و زنده گی اصحاب سته آورده است: در معجم المطبوعات العربیه آمده است: إمام مسلم بعد از مسافرت های زیاد و رحلات عدیده در نیشابور اقامت گزید. (و کان له املاک و ثروه فبقی یتأجر فیها حتی توفی.) ترجمه: برای او املاک و ثروتی بود که با آن تجارت می کرد تا هنگامی که وفات یافت. (۲۱ )

       رابطه مسلم با حکومت هم مانند بخاری بی طرف و گوشه گیرانه بوده، یعنی وقت خود را بیشتر صرف کسب و نشر علم نموده، حتی وقتی که شیخ ذهلی با امام بخاری بد بین شد و بالآخره امیر بخارا هم از او بدبین گردید، و منع می کردند که کسی با بخاری تماس داشته باشد، با این هم امام مسلم به خدمت او می شتافت و از لومه لائم خوف نمی کرد. (۲۱ )

         فرید وجدی در دائره المعارف خود می گوید: به محمد بن یحیی خبر رسید که مسلم بر مذهب بخاری است قدیماً و حدیثاً ، و روزی که مسلم در مجلس محمد بن یحیی بود، محمد در خاتمه مجلس گفت: بیدار باشید کسی که به لفظ بگوید: (أَلقُرآنُ مَخلُوقٌ بِاللَفظِ.) ترجمه: لفظ قرآن مخلوق است. حلال نیست در مجلس ما حاضر شود. مسلم ردای خو را بر عمامه خود انداخت و بر رؤس مردم به پا خواست و از مجلس او بیرون رفت، و هر چه را از او نوشته بود، جمع کرد و آن را به پشت حمالی نهاد و فرستاد به در خانه محمد بن یحیی، به این جهت وحشت امام مسلم نسبت به او زیاد شد، و از زیارت او تخلف کرد.(۲۱ )

       صاحب کتاب شذرات الذهب می نویسد: محمد بن یحیی ذهلی نیشابوری نیز از اعیان حفاظ بود که بخاری، مسلم، ابو داؤ، ترمذی، نسائی و ابن ماجه از او روایت کرده اند، و او ثقه بود. و باز می گوید: بخاری در سی موضوع از او روایت کرده، در موضوع صوم، طب، جنائز، عتق و غیره، ولی تصریح به اسم او نکرده، و نگفته است حدثنا محمد بن یحیی ذهلی، بلکه گفته است: حدثنا محمد و دیگر بقیه را اضافه نمی کند.(۲۱ )

       امام مسلم در خراسان از یحیی بن یحیی، إسحاق بن راهویه و غیره سماع حدیث نمود، در ری از محمد بن مهران، ابا غسان و دیگران روایت حدیث کرد، در عراق از أحمد بن حنبل، عبدالله بن مسلمه و دیگران روایت نمود، در حجاز از سعید بن منصور، ابا مصعب و دیگران سماع حدیث کرد، در مصر از عمرو بن سواد، حرمله بن یحیی و غیره به سماع حدیث پرداخت.(۲۱ )

     إمام مسلم در مدارس و مکاتب شهرهای خراسان بخصوص نیشابور و خصوصا مسجد جامع نیشابور و دیگر شهرهای که به آنجا ها مسافرت کرده درس خوانده است، و در آن روزگار بیشتر اهل علم در مدارس و مساجد درس می خواندند و گاهی هم تعلیم و تربیه در خانه های مدرسین بزرگ صورت می گرفته است.(۲۱ )

     مسلم رحمه الله یکی از رجال برجسته ائمه حدیث و از کبار مبرزین و اهل حفظ ، اتقان و تحقیق بوده، و در پی تحقیقات درباره این علم به سوی شهرها و اقطار جهان مسافرت ها کرده است، و اهل حذق و عرفان بدون خلاف در این شان به تقدم او اعتراف کرده اند. (۲۱ )

     یحیی بن یحیی و اسحاق بن راهویه و غیرها گویند: به خراسان مسافرت کرده است. محمد بن مهران و ابا غسان و غیره می گویند: به ری آمده است. ابن حنبل، عبدالله بن سلمه و غیر این ها گویند: به عراق سفر نموده است. سعید بن منصور و ابا مصعب و دیگران گویند: به حجاز رفته است. عمر بن سودان، حرمله و دیگران اظهار می کنند: به مصر رفته است. هم چنان به جزیره العرب و شام نیز مسافرت کرده است. و برای جمع آوری احادیث و صحت و سقم آنها متحمل رنج های سفر شده، و در سفر و حضر به سعی و کوشش پرداخته است.(۲۱ )

     شاگردان نخبه و کسانی که از مسلم سماع حدیث کرده و روایت نموده، عبارت اند از: ابو عیسی ترمذی، یحیی بن ساعد، إبراهیم بن محمد بن سفیان(فقیه الزهد) محمد بن إسحاق بن خزیمه، محمد بن عبدالوهاب الفراء، علی بن الحسین، مکی بن عبدان، ابو حامد أحمد بن محمد الشرقی و برادر او عبدالله، حاتم بن أحمد کندی، حسین بن محمد بن زیاد قبانی، إبراهیم بن أبی طالب، صالح بن محمد، ابوبکر بن نصر جارودی، أحمد بن مسلمه، ابو عوانه یعقوب بن إسحاق بن ابراهیم اسفراینی، ابو عمرو أحمد بن مبارک مستملی نیشابوری، ابو حامد أحمد بن حمدون أعمش، ابوالعباس محمد بن إسحاق بن سراج ثقفی نیشابوری، زکریا بن داؤد خفاف، حافظ نصر بن أحمد بن نصر بن عبدالعزیز کندی مکنی به ابو محمد و معروف به نصرک، ابن ساعد، عبدالرحمن بن أبی حاتم، محمد بن مخلد عطار و عده أی زیادی دیگر که از او روایت کرده و در حلقه درس او حاضر بوده اند و بسیاری از ائمه و حافظین و کسانی که در ردیف و درجه او بوده اند مانند ابو حاتم رازی، مؤمن بن هارون، أحمد بن مسلمه و امام ترمذی که از او روایت کرده اند. (۲۱ )

     اگر کسی در مورد صحیح مسلم تحقیق کند اطلاع می یابد بر آنچه که او تنظیم کرده از اسناد، حسن سیاق، طریقه بدیع، نفایس تحقیق، جواهر تدقیق، انواع ورع و احتیاط، لیاقت در روایات، اختصار طرق، ضبط متفرعات و انتشار آن ها، زیادی اطلاع، وسعت روایات و غیر این ها که از محاسن، عجائب و لطائف ظاهرات و خفیات آن است. او امامی است که بعد از او کسی هم پایه او در علم حدیث نبوده و مثل او کمتر کسی به پایه او رسیده است. علمای اسلام بر امامت امام مسلم اجماع کرده و می گویند: علو مرتبه، تقدم و پهلو داری او در صنعت علم حدیث مورد اجماع است. بزرگترین دلیل بر جلالت، امامت، ورع و تفنن او در علم حدیث کتاب صحیح مسلم است که از میان مجموعه سیصد هزار حدیث مسموعه آنرا جمع و تصنیف نموده، و آن دومین کتاب از کتب صحاح سته است. آگاهان علم حدیث گفته اند: صحیح مسلم در میان کتب قبلی و بعدی از حسن ترتیب و تلخیص طرق حدیث بدون زیاد و کم و احتراز از تحویل در اسناد کم نظیر بوده، و مانند ندارد. او در این کتاب از اختلاف در متن اسناد با این که به یک حرف هم باشد بر آنچه که در الفاظ روایت است تنبیه و اشاره کرده و به روایت مصرحه به سماع مدلسین نیز تنبیه نموده است، با این وجود صحیح بخاری را اصح و مفید تر تشخیص داده اند. جمهور علماء این نظریه را تائید کرده و این را صحیح و مختار دانسته اند، ولی کتاب مسلم در دقایق اسانید اجود و زیبا تر است و برای کسی که بخواهد از علم حدیث بهره مند گردد و راغب به کسب فیض و فوائد از اخبار نبوی باشد باید توجه به صحیح مسلم داشته باشد و آن را مورد توجه و اعتناء قرار دهد، تفنن در دقایق حدیثی، غور در مباحث و ترتیب و تجوید صحیح مسلم شاهد محاسن و عجائب صنایع آن است. (۲۱ )

       منصور علی ناصف صاحب کتاب تاج الاصول در مقدمه جلد اول این کتاب می نویسد: ابوالحسن مسلم بن حجاج بن مسلم قشیری نیشابوری در سال ۲۰۴ هجری قمری به دنیا آمد و در سال ۲۶۱ هجری قمری وفات یافت. او می گوید: مسلم رحمه الله گفت: این کتاب را از سیصد هزار حدیث مسموعه اخذ و تصنیف کردم، و اگر اهل حدیث اجتماع کنند و در باره حدیث نگارش نمایند، و مدت دو سال به بحث و فحص بپردازند، هنوز مستغنی از صحیح مسلم نمی گردند، و باز مدار آنها بر همین مسند است. احادیثی را که امام مسلم در این کتاب جمع کرده چهار هزار حدیث می باشد، بعضی صحصیح مسلم را بر بخاری تفضیل داده اند.(۲۱ )

     شیخ الحاکم گوید: در زیر چادر و ظاهر آسمان کبود صحیح تر از کتاب مسلم نیست، بعضی از علمای مغرب گفته او را تائید کرده اند، البته این ادعا به نسبت کمی تکرار و حسن بناء و ترتیب مسلم مورد قبول است، زیرا او در آنچه که آورده در جای دیگر باز آن را تکرار نمی کند، اما امام بخاری این عمل را تکرار کرده است. (۲۱ )

       در مقدمه شروط السته به نقل از ذهبی آمده است: أبی عمرو بن حمدان گفت: از ابن عقده سوال کردم: بخاری حافظ تر است یا مسلم؟ گفت: هر دو عالم هستند. باز مجدداً سوال را تکرار کردم. گفت: برای محمد بن إسماعیل در اهل شام اشتباه واقع می شد، زیرا او کتاب های آنان را می گرفت گاهی مردی را در جائی به کنیه او نقل می کرد، و همین مرد را در جای دیگر تکرار به اسم می آورد، اما مسلم کمتر برای او این اشتباه واقع شده چون مسانید را نوشته و مقاطیع و مراسیل را ننوشته است، و باید این را هم بدانیم که بخاری از شیوخ مسلم می باشد. (۲۱ )

       امام مسلم شافعی مذهب بوده است. مرحوم امین بک در کتاب خریطه المالک الإسلامیه می نویسد: هیچ یک از صاحبان کتب سته عرب نیستند و از جزیره العرب نمی باشند. همه اصحاب حدیث در یک عصر و در یک قرن یعنی قرن سوم هجری که قرن طلائی تدوین حدیث بود زنده گی می کرده اند، و از اخذ علم از بعضی شیوخ معلوم عصر خود شرکت جسته اند، مسلم و ترمذی کثیر الاجتماع با بخاری بوده اند، و هر وقت مسلم بر بخاری وارد می شد، او را سلام می کرد، و دست او را می بوسید. امام بخاری، مسلم، ابو داؤود، نسائی و ترمذی که در یک قرن زیسته اند، در اخذ علم از مشایخ و اساتیذ معلومه اشتراک داشته اند و چون در قرن سوم که خورشید حدیث و بسط انوار آن در آن ظهور کرده و آنها معاصر و هدف شان یکی بوده، این هم عصر بودن عقاید آنان را بیشتر به هم نزدیک می کند، مثلاً بخاری و مسلم ملتزم شده اند که حدیثی را روایت نکنند مگر اینکه متصل السند و به نقل ثقه باشد چنانکه اتصال سند از اول تا آخر آن بدون شذوذ و علت باشد، البته در عرف علمای حدیث این تعریف صحیح است و خلافی در آن نیست، لکن طریقه مسلم این است که راوی و مروی عنه در یک زمان باشند، با اینکه درک حضور همدیگر را نکرده و اجتماع با هم نداشته باشند، باز اکتفا کرده ولی بخاری اجتماع آن ها را شرط دانسته و زیادی احتیاط را منظور داشته است. (۲۱ )

       اعتراف بعضی از علماء بر مکانت و جایگاه علمی إمام مسلم

       شیخ محمد بن عبدالوهاب فراء می گوید: مسلم از علمای مردم و پاسدارنده علم بود. (۲۲ )

       ابن صلاح می گوید: خداوند مسلم را بر پایه ستاره گان رسانید، و او را امام و حجت ساخت، در شروع و ختم علم حدیث و غیر آن یاد او هست. (۲۲ )

       سلمه بن قاسم قرطبی می گوید: مسلم بن حجاج نیشابوری عالمی جلیل القدر، ثقه و از ائمه محدثین بوده که او راست کتاب صحیح که کسی مثل آنرا تصنیف نکرده است. (۲۲ )

        نووی می گوید: مسلم بن حجاج نیشابوری یکی از علمای اعلام و از بزرگان و بر جسته گان، اهل حفظ و اتقان و در طبقه بالای دانشمندان سر زمین ها و بلدان بوده و بدون خلاف همه گی اهل بینائی و عرفان بر سر آمد بودن او اعتراف دارند. (۲۲ )

         مسلم مولفات عدیده أی دارد که اغلب شان در موضوع علم حدیث بوده، که معتبر ترین و سر آمد آن تالیفات صحیح المسلم است و آن از امهات کتب احادیث نبوی(ص) در نزد اهل سنت و جماعت شمرده می شود، و دومین کتاب از صحیحین و یکی از کتب شش گانه معتبر در نزد اهل سنت و جماعت در علم حدیث است. إمام مسلم به شهادت علمای معاصرش یکی از بارز ترین و بر جسته ترین حفاظ در زمانه خود بوده است و صحیح خود را از بین سیصد هزار حدیث مسموعه انتخاب نموده و آنرا بر حسب موضوعات تقسیم بندی نموده مانند کتاب إیمان، کتاب طهارت، کتاب الصلوه، کتاب الزکوه ………… که مجموعاً ۵۴ کتاب می شود، و بعد هر کتاب را به ابواب مختلفه تقسیم بندی نموده است، زیرا بدین صورت هم از حجم کتاب کم می شود و هم ذهن متعلم و قاری بیشتر متوجه موضوعات می گردد.(۲۲ )

         تعدادی از علمای اسلامی درباره صحیح مسلم چنین ابراز نظر نموده اند:

        ابن صلاح می گوید: کتاب های ایشان یعنی بخاری و مسلم صحیح ترین کتابها بعد از کتاب الله العزیز می باشد.(۲۲ )

       نووی می گوید: امت اسلامی اجماع کردند در صحت این دو کتاب(صحیح بخاری و صحیح مسلم) و وجوب عمل به احادیث آنها، و نیز می گوید: صحیح ترین تصنیف در حدیث بلکه مطلقاً در علم صحیحان می باشد. و علماء رحهم الله اتفاق نظر دارند که صحیح ترین کتب بعد از قرآن کریم صحیح البخاری و صحیح المسلم هستند و امت اسلامی صحت آنها را قبول دارند.(۲۲ )

         مازری می گوید: صحیح المسلم یکی از صحیحین است که بعد از کتاب خدا از صحیح ترین کتابها می باشد. (۲۲ )

         سخاوی می گوید: صحیح بخاری و صحیح مسلم صحیح ترین کتابها بعد از کتاب الله می باشند. (۲۲ )

         امام الحرمین جوینی می گوید: علماء مسلمین اجماع دارند بر صحت صحیح بخاری و صحیح مسلم. (۲۲ )

         ابن تیمیه می گوید: اهل علم اتفاق کردند بر اینکه نمی بوده باشد بعد از قرآن کتابی صحیح تر از صحیح بخاری و صحیح مسلم. (۲۲ )

         ابن حجر عسقلانی می گوید: کتاب های ایشان(بخاری و مسلم) صحیح ترین کتابها بعد از کتاب الله العزیز می باشد. (۲۲ )

         سی و هفت شرح به زبان عربی و پنج شرح به غیر عربی بر کتاب صحیح المسلم نوشته شده که مهم ترین و مشهور ترین آنها قرار ذیل اند:

         الف – المعلم بفوائد کتاب صحیح مسلم بقلم أبی عبدالله محمد بن علی مازری متوفی سال ۵۳۶ هجری قمری.

         ب — إکمال المعلم فی شرح صحیح مسلم بقلم قاضی عیاض بن موسی یحصبی مالکی متوفی سال ۵۴۴ هجری قمری.

         ج – المفهم لما أشکل من تلخیص کتاب مسلم بقلم أبی العباس أحمد بن عمر بن إبراهیم قرطبی متوفی سال ۶۱۱ هجری قمری.

         د – المنهاج فی شرح الجامع الصحیح لابی الحسین بن الحجاج بقلم ابو زکریا محیی الدین یحیی بن شرف النووی شافعی متوفی سال ۶۷۶ هجری قمری که مشهور ترین شرح مسلم است.

         ه – إکمال إکمال المعلم بقلم أبی عبدالله محمد بن خلیفه الآبی مالکی متوفی سال ۷۲۸ هجری قمری که جمعی است بین شروح مازری، عیاضی، قرطبی و نوؤی.

         و – مکمل إکمال الکمال بقلم محمد بن یوسف سندوسی متوفی سال ۷۹۵ هجری قمری.

         ز – الدیباج علی صحیح مسلم بن الحجاج بقلم جلال الدین سیوطی متوفی سال ۹۱۱ هجری قمری.

         ح – شرح شیخ الإسلام زکریاء انصاری شافعی متوفی سال ۹۲۶ هجری قمری.

         ط – شرح شیخ ملا علی قاری هروی حنفی متوفی سال ۱۰۱۶ هجری قمری.

         ی – السراج الوهاج من کشف مطالب صحیح مسلم بن حجاج بقلم صدیق حسن خان قنوجی متوفی سال ۱۳۰۷ هجری قمری.

         ک – منه المنعم شرح صحیح مسلم بقلم صفی الرحمن مبارکپوری متوفی سال ۱۳۶۲ هجری قمری.

         ل – فتح الملهم شرح صحیح مسلم بقلم شبیر أحمد عثمانی دیوبندی متوفی سال ۱۳۶۹ هجری قمری.

        م – تکمله فتح الملهم بشرح صحیح مسلم بقلم محمد تقی عثمانی.

       ن – فتح المنعم شرح صحیح مسلم بقلم موسی شاهین لاشین.(۲۲ )

       س – الکوکب الوهاج والروض البهاج فی شرح صحیح مسلم بن الحجاج بقلم محمد امین بن عبدالله هرری الأتیوبی.

       مستخرجات و مستدرکاتی نیز بر کتاب صحیح المسلم نگاشته شده است که مشهور ترین آنها عبارت اند از:

       الف – کتاب الإلزامات بقلم أبی الحسن علی بن عمر دارقطنی متوفی سال ۳۸۵ هجری قمری.

       ب – کتاب المستدرک علی الصحیحین بقلم حاکم نیشابوری متوفی سال ۴۰۵ هجری قمری.

       ج – کتاب المستخرج علی الإلزامات بقلم أبی ذر عبد بن أحمد هروی متوفی سال ۴۳۴ هجری قمری.

       د – کتاب المسند الصحیح بقلم أبی بکر محمد بن رجاء نیشابوری متوفی سال ۲۸۶ هجری قمری که از معاصرین امام مسلم بوده و در اکثر شیوخ خود با مسلم شرکت داشته است.

       ه – کتاب مستخرج بقلم أبی الفضل أحمد بن مسلم نیشابوری معروف به بَزَّاز متوفی سال ۲۸۶ هجری قمری.

       و – کتاب مستخرج بقلم أبی جعفر أحمد بن حمدان حیری متوفی سال ۳۱۱ هجری قمری.

       ز – کتاب مستخرج بقلم أبی الولید حسان بن محمد قرشی فقیه شافعی متوفی سال ۳۴۴ هجری قمری.

       ح – کتاب مستخرج بقلم أبی حامد أحمد بن محمد شارکی هروی متوفی سال ۳۵۰ هجری قمری.

       ط – کتاب مستخرج بقلم أبی الشیخ عبدالله بن محمد بن جعفر بن حیان اصفهانی متوفی سال ۳۶۹ هجری قمری.

       ی – کتاب مستخرج بقلم أبی بکر محمد بن عبدالله جوزقی شافعی متوفی سال ۳۸۸ هجری قمری.

       ک – کتاب المستخرج علی صحیح مسلم بقلم أبی نعیم أحمد بن عبدالله اصفهانی متوفی سال ۴۳۰ هجری قمری. (۲۲ )

       چند کس از مولفین نیز جمع بین الصحیحین کردند و احادیثی که بین بخاری و مسلم مشترک بوده آنها را به شکل کتابی گرد آوری نموده اند که اسامی شان قرار ذیل است:

       الف – کتاب الجمع بین الصحیحین بقلم محمد بن عبدالله جوزقی متوفی سال ۳۸۸ هجری قمری.

       ب – کتاب الجمع بین الصحیحین بقلم أبی عبدالله محمد بن أبی نصر فتوح الحمیدی متوفی سال ۴۶۶ هجری قمری.

       ج – کتاب الجمع بین الصحیحین بقلم أبی محمد عبدالحق بن عبدالرحمن إشبیلی متوفی سال ۵۸۲ هجری قمری.

         د – کتاب الجمع بین الصحیحین که مسانید و مکررات از آن حذف شده است بقلم أبی حفص عمر بن بدر بن سعید ضیاء الدین کردی حنفی متوفی سال ۶۲۲ هجری قمری.

         ه – کتاب اللؤلؤ والمرجان فیما اتفق علیه الشیخان بقلم فؤاد عبدالباقی متوفی سال ۱۳۸۸ هجری قمری. (۲۲ )

         مختصرات صحیح مسلم

           تعدادی از مؤلفین کتاب صحیح مسلم را تلخیص نموده و بصورت مختصر درآورده اند که اسامی شان قرار ذیل است:

         الف – مختصر صحیح مسلم بقلم أبی عبدالله محمد بن عبدالله بن تومرث متوفی سال ۵۲۴ هجری قمری.

         ب – مختصر صحیح مسلم بقلم أبی العباس أحمد بن عمر انصاری قرطبی متوفی سال ۶۵۶ هجری قمری.

         ج – مختصر صحیح مسلم بقلم أبی محمد زکی الدین عبدالعظیم بن عبدالقوی منذری متوفی سال ۶۵۶ هجری قمری.

         د – مختصر صحیح مسلم بقلم أبی زکریاء یحیی بن شرف الدین نوؤی متوفی سال ۶۷۹ هجری قمری.

         ه – مختصر صحیح مسلم بقلم ناصرالدین ألبانی متوفی سال ۱۴۲۰ هجری قمری.

         تعدادی از علماء دربارۀ رجال صحیح مسلم کتبی را به رشتۀ تحریر درآورده اند که مشهور ترین آنها عبارت اند از:

         الف – رجال صحیح مسلم بقلم أبی بکر أحمد بن منجویه اصفهانی متوفی سال ۴۲۸ هجری قمری.

         ب – المنهاج فی رجال مسلم بن حجاج بقلم عبدالله بن أحمد بن سعید بن یربوع إشبیلی متوفی سال ۵۲۲ هجری قمری.

         ج – رجال مسلم بقلم أبی العباس أحمد بن طاهر انصاری دانی متوفی سال ۵۳۵ هجری قمری.

         د – تسمیه رجال صحیح مسلم در باره کسانی است که مسلم از آنها منفرداً روایت نموده و در روایات بخاری نیستند بقلم أبی عبدالله محمد بن أحمد بن عثمان قائماز ذهبی متوفی سال ۷۴۸ هجری قمری.

         ه – اسماء رجال مسلم بقلم عبدالله طیب بن عبدالله با مخرمه متوفی سال ۹۴۷ هجری قمری.

         و – خلاصه القوم المفهم علی تراجم جامع الإمام مسلم بقلم محمد امین بن عبدالله هرری. (۲۲ )

     إمام مسلم علاوه بر کتاب مسند الصحیح معروف به صحیح مسلم تالیفات دیگری نیز دارد که مشهور ترین آنها عبارت اند از:

۱ – کتاب مسند الکبیر علی الرجال در موضوع علم رجال.

۲ – کتاب جامع الکبیر علی الابواب.

۳ – کتاب الأسامی والکنی یا الکنی والأسماء در چهار مجلد.

۴ – کتاب التمییز فی الحدیث.

۵ – کتاب العلل یا علل الحدیث.

۶ – کتاب الوحدان.

۷ – کتاب الأفراد.

۸ – کتاب سوالات عن أحمد بن حنبل.

۹ – کتاب الانتفاع بأهب السباع( بقول حاجی خلیفه کتاب الانتفاع بجلود السباع). (۱۵ )

۱۰ – کتاب حدیث عمرو بن شعیب مذکر من لم یحتج بحدیثه و ما أخطاء فیه.

۱۱ – کتاب مشایخ مالک بن انس.

۱۲ – کتاب مشایخ سفیان الثوری.

۱۳ – کتاب مشایخ شعبه.

۱۴ – کتاب ذکر من لیس له إلا راو واحد من رواه الحدیث(بقول حاجی خلیفه کتاب من لیس له الآراء و واحد). (۱۵ )

۱۵ – کتاب المخضرمین.

۱۶ – کتاب اولاد الصحابه فمن بعدهم من المحدثین.

۱۷ – کتاب ذکر اوهام المحدثین.

۱۸ – کتاب تفصیل السنین.

۱۹ – کتاب طبقات التابعین.

۲۰ – کتاب افراد الشامیین من الحدیث عن الرسول صلی الله علیه و سلم.

۲۱ – کتاب المعمر فیه ذکر ما أخطاء معمر.

۲۲ – کتاب الأقران.

۲۳ – الرباعیات فی الحدیث.

۲۴ – طبقات الرواه.

۲۵ – کتاب التاریخ.

منابع و ماخذیکه در این نوشتار از آنها استفاده گردیده است:

۱ – تهذیب التهذیب جلد پنجم صفحه ۴۰۶ و ۴۰۷ تالیف شهاب الدین أحمد بن علی مشهور به ابن حجر عسقلانی چاپ دارالمعرفه بیروت – لبنان سال چاپ ۱۴۱۷ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۶ میلادی.

۲ – تاریخ بغداد جلد پانزدهم صفحه ۱۲۱ الی ۱۲۵ نوشته ابی بکر احمد بن علی بن ثابت معروف به خطیب بغدادی چاپ دارالکتب بیروت – لبنان به تصحیح دکتور بشار عواد معروف – تاریخ چاپ ۱۴۲۲ هجری قمری مطابق ۲۰۰۱ میلادی.

۳ – البدایه والنهایه جلد ششم صفحه ۳۶ ،۳۷ و ۳۸ تالیف ابن کثیر دمشقی چاپ دارالکتب العلمیه بیروت – لبنان- چاپ دوم سال ۲۰۰۵ میلادی مطابق سال ۱۴۲۶ هجری قمری.

۴ – انساب سمعانی جزء چهارم صفحه ۵۰۱ و ۵۰۳ تالیف امام أبی سعد عبدالکریم تمیمی سمعانی – چاپ دارالجنان بیروت – لبنان – سال چاپ ۱۴۰۸ هجری قمری مطابق ۱۹۸۸ میلادی.

۵ – سیر اعلام النبلاء جزء سوم از صفحه ۳۸۳۵ الی صفحه ۳۸۴۰ حرف میم شماره ۶۱۱۶ تالیف إمام أبی عبدالله شمس الدین ذهبی چاپ بیت الأفکار الدولیه لبنان سال چاپ ۲۰۰۴ میلادی.

۶ – وفیات الأعیان و ابناء الزمان جلد چهارم صفحه ۴۱۷ و ۴۱۸ تالیف أبی العباس أحمد بن محمد معروف به ابن خلکان چاپ دارالکتب علمیه بیروت – لبنان چاپ اول سال ۱۴۱۹ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۸ میلادی.

۷ – مراه الجنان فی تواریخ الزمان تصنیف سبط ابن الجوزی چاپ الرساله العالمیه- بیروت – لبنان – سال ۲۰۱۳ میلادی مطابق ۱۴۳۴ هجری قمری.

۸ – الجرح والتعدیل جلد هشتم صفحه ۲۰۹ و ۲۱۰ تالیف عبدالرحمن بن ابی حاتم رازی چاپ دار الکتب العلمیه – بیروت – لبنان – سال چاپ ۱۴۲۲ هجری قمری مطابق سال ۲۰۰۲ میلادی.

۹ – شذرات الذهب جلد دوم صفحه ۲۹۵ ، ۲۹۶ و ۲۹۷ تالیف شهاب الدین أبی الفلاح عبدالحی أحمد بن محمد بن عماد حنبلی چاپ دارالکتب العلمیه بیروت – لبنان – چاپ اول – سال چاپ ۱۴۱۹ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۸ میلادی.

۱۰ – هدیه العارفین جزء دوم صفحه ۴۳۱ و ۴۳۲ تالیف إسماعیل بن محمد أمین بایانی بغدادی چاپ مطبعه بهیه استانبول – ترکیه – چاپ سال ۱۹۵۱ میلادی و افست دارالتراث العربی بیروت – لبنان.

۱۱ – تقریب الثقات جزء دوم صفحه ۲۵۱ تالیف شهاب الدین أحمد بن علی مشهور به ابن حجر عسقلانی به تحقیق شیخ خلیل مأمون شبحا چاپ دارالمعرقه بیروت – لبنان – چاپ دوم سال ۱۴۱۷ هجری قمری مطابق ۱۹۹۷ میلادی.

۱۲ – الکاشف جزء سوم صفحه ۱۲۱ تالیف حافظ أبی عبدالله محمد بن أحمد ذهبی چاپ دارالفکر بیروت – لبنان سال چاپ ۱۴۱۸ هجری قمری مطابق سال ۱۹۹۷ میلادی.

۱۳ – تذکره الحفاظ جزء دوم صفحه ۵۸۹ و ۵۶۰ تالیف ابو عبدالله شمس الدین محمد ذهبی نشر دارالکتب العلمیه بیروت – لبنان.

۱۴ – اعلام زرکلی جزء هفتم صفحه ۲۲۱ و۲۲۲ تالیف خیرالدین زرکلی چاپ دارالعلم للملایین – بیروت – لبنان – چاپ پانزدهم – سال چاپ ۲۰۰۲ میلادی.

۱۵ – کشف الظنون حاجی خلیفه جلد ششم صفحه ۳۳۵ .

۱۶ – تلخیص تاریخ نیشابور شماره ۶۱۲ تالیف ابو عبدالله حاکم محمد بن عبدالله طهمانی نیشابوری – تلخیص أحمد بن محمد خلیفه نیشابوری – ناشر کتابخانه ابن سینا – طهران – ایران.

۱۷ – تاریخ کامل جلد دهم صفحه ۴۳۴۷ تالیف عزالدین ابن اثیر — بر گردان حمید رضا آژیر — سال چاپ ۱۳۸۲ هجری شمسی – چاپ اول – انتشارات اساطیر.

۱۸ – تاریخ حبیب السیر جلد دوم صفحه ۲۸۰ تالیف خواند میر با مقدمه استاد جلال الدین همائی – انتشارات خیام تهران – جمهوری اسلامی ایران.

۱۹ – تاریخ افغانستان بعد از اسلام صفحه ۷۸۱ و ۷۸۲ تالیف عبدالحی حبیبی – انتشارات افسون – چاپ اول – سال ۱۳۸۰ هجری قمری.

۲۰ – لغت نامه دهخدا جلد سیزدهم صفحه ۲۰۸۸۸ تالیف علامه علی اکبر دهخدا – ناشر موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران – چاپ دوم سال ۱۳۷۷ هجری شمسی.

۲۱ – شرح حال و زنده گی اصحاب سته تالیف محی الدین صالحی – نشر عقیده.

۲۲ – ویکیبدیا الموسوعه الحره(ویکیپیدیا آزاد) آخرین تاریخ نشر ۲۷ جولای سال ۲۰۱۵ ساعت ۴۸ /۷ دقیقه.

 

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/4850