Friday 19th of October 2018   

«

»

Azmoone Melli

Print this نوشته

کودتای محمد داود سر آغاز یک فاجعه بزرگ

11386_899589150060041_6190313727517666957_n Hassan%20Sharq ببرک ۲

صفحه ای از تاریخ :

کودتای محمد داود سر آغاز یک فاجعه بزرگ

بر گرفته از وبلاک وزین ( مقاومت )

تقدیم به آنانیکه هنوز وجدان ملی و احساسات اسلامی شان نمرده است ! ( ویس ناصری )

******************
محمد مصدق فقیری

سرزمین بلادیده و مردم عذاب کشیده ما طی دهه های اخیر ، فاجعه های خونبار و رنج ها و مصیبت هایی بی شمار را دیده، رژیم ها، گروه ها ورهبران گوناگونی را آزموده و تجربه کرده است.
با آنکه فاجعه ها و مصیبت های یاد شده دارای ریشه ها وپیشینه های تاریخی بوده وحد اقل باید از دهه های سی وچهل پی گرفته شود؛ ولی کودتای ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ -که سردار محمد داوود خان به رژیم سلطنتی به ظاهر مشروطه پایان داد و رژیم خود کامه و مطلقه و به ظاهر جمهوری را اساس گذاشت – سر آغاز فاجعه ها و بدبختی های بعدی کشور ما درسه دهه اخیر به شمار می رود.

کودتای ۲۶ سرطان به رهبری داوود خان وبا اشتراک صاحب منصبان کمونیست به پیروزی رسید. اکثر محققان به این باورند که شوروی ها محرک اصلی آن بودند و گروه های خلق و پرچم دستور داشتند که در این کودتا فعالانه سهم بگیرند. زیرا می خواستند که از داوود خان و نظام او به حیث یک پل و مرحله گذار جهت رسیدن به اهداف اصلی استفاده نمایند. بدون شک که خود خواهی وجاه طلبی مفرط نامبرده نیز عامل مهم کودتا بوده است.
بعضی ها می گویند که کودتا قصد و ابتکار داوود خان بود و او از افسران کمونیست در پیروزی کودتا استفاده نمود ولی برخی دیگر عقیده دارند که اصلاً کمونیست ها قصد بر اندازی رژیم شاهی وکودتا را داشتند و در مرحله نخست با تحریک و وسوسه، داوود خان را آماده ساختند و از وجود ونفوذ او استفاده نمودند.
میرمحمد صدیق فرهنگ در مورد هوس پادشاهی و ائتلاف او با کمونیست ها نوشته است:
“سردار محمد داوود از اشخاصی بود که در زندگی هرگز به مقام درجه دو، راضی نمی شوند… علایمی موجود است که وی در دوره صدارت و حتی پیش از آن هوای پادشاهی در سر داشت…” (۱)
“دولت جدید، ائتلافی است بین شخص سردار وگروه پرچم باسهم گیری تقریباً مساوی برای هر یک.” (۲)
“بیانیه خطاب به مردم داوود خان از نگاه اسلوب نگارش و محتوا با برنامه حزب دموکراتیک خلق شباهت بهم می رساند… این بیانیه وشباهت آن با نشریه های احزاب خلق و پرچم عده بیشتر مردم را راجع به آینده مشوش ساخت، اما همکاری پیروان شخص سردار با متعهدان پرچمی او در حکومت دوام یافت، زیرا پرچمی ها که یک تعداد از اعضای آشکار وپنهان حزب آنان اکنون جزء حکومت بودندو خلقی ها که آنان هم دولت جدید را تأیید می کردند، در صدد بودند که نخست حریفان شان- خصوصاً گروه ها و عناصر اسلامی- را توسط محمد داوود خان قلع و قمع نموده، سپس نفوذ خود شان را در اردو و اداره گسترش دهند و در فرصت مناسب شخص رئیس دولت را از بین برده قدرت سیاسی را به دست آرند. (۳)
مؤرخ مشهور کشور، میر غلام محمد غبار در جلد دوم کتاب “افغانستان در مسیر تاریخ” در مورد داوود خان و عاقبت کار کشور چنین می نگارد:
“پس از پایان “ دوره دموکراسی نمایشی” که منظور آن بدنامی و ناکامی دموکراسی در افغانستان بود، بازهم یک نفر از اعضای خانواده شاهی (محمد داوود خان کاکا زاده ظاهر شاه) رژیم جمهوری را نیز از (بالا) اعلام کرد (۱۹۷۳) و استبداد شدید سابق را بار دیگر آشکار کرد و تا تاریخ تحریر این کتاب (۱۳۵۲) عاقبت کار کشور کمافی السابق مبهم ، مظلم و مجهول است…” (۴)
صباح الدین کشککی ، وزیر اطلاعات وفرهنگ در آخرین کابینه رژیم سلطنتی، در مورد روابط داوود خان باکمونیست ها ودولت شوروی می نویسد:
“در سال ۱۹۷۳ محمد داوود خان صرف به حیث یک حایل توسط کمونیست ها به کار رفت” (۵)
“شواهدی موجود است که نشان می دهد روس ها سالیان متمادی برای جلب اعتماد محمد داوود کار می کردند و می کوشیدند برای غصب قدرت از طرف عناصر طرفدار مسکو و تأمین منافع توسعه جویانه کرملین از او کار بگیرند. یک تن از اقارب خاندان سلطنتی گفت (به نگارنده): مسکو می کوشید تا ازدواجی میان محمد داوود و دختر غلام نبی خان چرخی سفیر افغانستان در مسکو صورت بگیرد. این شخص را روس ها از طرف داران خود ساخته بودند. یکی از افغان ها در امریکا از قول پدرش که صاحب منصب بود گفت(به نگارنده) که ماموران سفارت شوروی در هنگامی که محمد داوود در وزارت دفاع کار می کرد، مسلسل با او ملاقات می کردند.
… شوروی ها سعی داشتند ، محمد داوود را در سیاست او در برابر پاکستان حمایت کنند و هم ترجیح بدهند تا حزب کمونیست افغانستان به رهبری کارمل خودرا با محمد داوود آمیزش دهد.
محمد داوود پرچمی ها رااز همکاران خیلی نزدیک خود می دانست… (۶)
هر دو شاخه حزب دموکراتیک خلق علناً از کودتای داوود خان حمایت کردند. نویسندگان، شعرا و سخنرانان خلق وپرچم در مدح وستایش کودتا ورهبر آن از سایرین پیش قدم بودند؛ کودتا را انقلاب و داوود خان را رهبر انقلاب نام دادند. با احساسات و طمطراق و طی نوشته ها ، سروده ها وسخنرانی های به ظاهر آتشین و انقلابی به پیشواز نظام نوین رفتند و با صدور اعلامیه حزبی، نخستین بهار و دومین بهار جمهوریت را تبریک و شادباش گفتند هر دو جناح ، بیانیه “خطاب به مردم” داوود خان را تأیید و تبلیغ نمودند و آن را مشابه به برنامه عمل حزب خویش دانستند(۷) وحتی گفته می شود که این بیانیه را کارمل نوشته ویا در نوشتن آن سهم داشته است!
شور وشوق پرچمی ها بیشتر از خلقی ها بود ، زیرا سهم عمده در کمیته مرکزی ، کابینه، قطعات اردوو ادارات دولتی به ویژه وزارت داخله و وزارت معارف داشتند.
به سرعت پرچمی ها به حیث ولسوال، علاقه دار و مدیر لیسه تعیین شدند. نبی عظیمی تعداد این ولسوال ها را از ۴۵ تا ۵۰ نفر تخمین می کند که بنا بر پیشنهاد زیارمل( مدیر قلم مخصوص وزارت امور داخله) تعیین گردیدند. زیارمل در دوران تجاوز شوروی رئیس عمومی سیاسی اردو بود.
وزارت معارف در این زمینه با وزارت داخله همکاری می کرد:
“… پژواک (نعمت الله) وزیر معارف فهرست اسامی هشتاد تن از معلمان پرچمی را نزد فیض محمد وزیر داخله فرستاد. این معلمان غیر مسلکی و بی تجربه به حیث ولسوال مقرر گردیدند. به این ترتیب آخرین مناصب دولتی نیز به دست کمونیستان افتاد.” (۸)
خلقی ها وپرچمی ها داوطلبانه برای دستگاه امنیتی رژیم در مرکز و ولایات مصروف جاسوسی و راپوردهی بودند و عناصر ضد انقلاب! و مخالف رژیم توسط آنان شناسایی و تشخیص می شدند. والیان و ولسوال ها طبق لست ترتیب شده خلقی ها و پرچمی ها به دستگیری مخالفان – وعمدتاً افراد نهضت اسلامی – اقدام می نمودند.
در مورد رابطه داوود خان با پرچم وخلق ، یک تن از ماموران اطلاعاتی داوود خان از زبان او چنین حکایت می کند:
“… ببرک کارمل را من رشد دادم ، به فاکولته رسانیدم، از زندان آزادش نمودم… حسن خان – پدرش- را من به رتبه جنرالی رسانیدم… نور محمد تره کی را من به حیث آتشه مطبوعاتی در امریکا مقرر نمودم…”
مؤلف کتاب “مقدمه یی برکودتای ثور… “ می نویسد:
“گرچه نمی توان ادعا کرد که کودتای ۱۹۷۳ (۲۶سرطان ۱۳۵۳) به هدایت و دستور شوروی به راه افتاده است، اما سلطه شوروی بر حزب دموکراتیک خلق افغانستان و همچنان قوای مسلح کشور مخصوصاً بر افسران تحصیل کرده در شوروی که در عین حال اعضای حزب مذکور نیز بودند به قدری روشن و چشمگیر بود که بسیار مشکل است برای شوروی ها نقش یک ناظر خیر خواه را واگذار کنیم. البته می توان گفت که مشاوران شوروی شاهد تدارک مقدمات کودتا در افغانستان بودند، مگر عملاً نخواستند شاه را از آن آگاه سازند، بلکه گذاشتند تا داوود با همدستی عناصر پرچمی اردو، عملیاتش را به انجام برساند. (۱۰)
اکثر محققان و ناظران خارجی نیز به ائتلاف داوود و پرچمی ها در نوشته های شان اشاره کرده اند واز جمله در کتاب “پشت پرده افغانستان” می خوانیم:
“پرچمی ها به دستور مسکو با داوود یک ائتلاف تشکیل دادند و آشکار تلاش کردند، نفوذ خود را در ارتش وادارات افزایش دهند.”
مرحوم کشککی ، کودتای ۲۶ سرطان و استعفای ظاهر شاه و حل اختلافات بعدی و آینده کشور را چنین ارزیابی می نماید:
“یک ارزیابی همه جانبه نشان می دهد که پادشاه به گمان اغلب از مقامش به خاطر مصؤونیت اعضای خانواده خود استعفا کرد وسوال مکلفیت او در برابر منافع ملی نزدش مطرح نبود… آخر الامر ، محمد داوود و برادرش محمد نعیم از یک طرف و ظاهر شاه ، شاه ولی و عبدالولی از جانب دیگر باهم اختلافات خود را فقط سه سال بعد از آن که محمد داوود قدرت را از پادشاه در سال ۱۹۷۳ غصب کرد، رفع نمودند ولی ایشان یک افغانستان خوار وپارچه پارچه را در عقب شان گذاشتند.” (۱۳)
خلاصه اینکه سردار داوود خان با حرص قدرت ، قصد خدمت ویا هردو در ۲۶سرطان ۱۳۵۲ بایک کودتایی که عمدتاً کمونیست ها در آن سهم داشتند و مورد حمایت شوروی بودند، به قدرت رسید. کمونیست ها را در بخش های نظامی و ملکی رشد داد و با نیروهای اسلامی وضد کمونیست در گیر شد وبا تضعیف آنان، راه را برای تقویت کمونیست ها و نفوذ شوروی باز نمود. بالآخره متوجه خیانت وجفای کمونیست ها وشوروی ها شد قصد کرد تا از آن ها فاصله بگیرد ولی قبل از برداشتن گام های جدی واساسی توسط دست پروردگان خود با برادر و اکثر اعضای خانواده خویش به قتل رسید وفاجعه های ۷ ثور ۵۷ و ۶ جدی ۵۸ که نتیجه وپی آمد فاجعه ۲۶ سرطان ۵۲ است، به وقوع پیوست.
—-
پی نوشت ها
۱- افغانستان در پنج قرن اخیر، جلد سوم، انتشارات وفا ۱۳۷۳ ص۲
۲- همان، ص ۱۲
۳- همان، ص ۱۵
۴- کتاب مذکور صفحه آخر
۵- دهه قانون اساسی، چاپ سوم ، پشاور ، مرکز نشراتی میوند، ۱۳۷۱، ص۸
۶- همان، صفحات ۱۸، ۱۹، ۲۰
۷- ار دو وسیاست… ص ۱۰۲
۸- الف. هارون داوود خان در چنگال ک، جی، بی ، ترجمه فارسی از حامد، پشاور ۱۳۷۶، ص ۱۰۶
۹- دکتر شاه زمان ستانکزی، سهل انگاری محمد داوود خان، ص ۶۶
۱۰- محمد اعظم سیستانی ، مقدمه یی بر کودتای ثور وپی آمد های آن درافغانستان، سویدن، ادای دار النشر افغانستان، ۱۹۹۵، ص ۵۶، و۵۷
۱۱- دیه گو کوردویز وسلیگ هرسیون، پشت پرده افغانستان، ترجمه اسدالله شفایی، تهران، انتشارات بین المللی المهدی، ۱۳۷۹، ص۱۴
دهه قانون اساسی، ص ۳۱

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/4675