Tuesday 16th of October 2018   

«

»

Azmoone Melli

Print this نوشته

إمام ابو محمد حسین بن مسعود بغوی هروی

Garig-1

نوشته و تحقیق دانشمند گرامی جناب آقای عبدالکریم غریق – هالند

۱۰ فبروری ۲۰۱۵ میلادی

 

شیخ الإسلام ، إمام، علامه حافظ ابو محمد حسین بن مسعود بن محمد بغوی هروی شافعی معروف به فراء یا ابن فراء بوده، و ملقب به محی السنه، محی الدین، ناصرالحدیث، ظهیرالدین، رکن الدین، شیخ الإسلام و عالم اهل خراسان می باشد. پدرش شغل پوستین دوزی داشت، و از طریق ساخت و فروش پوستین امرار معاش می کرد، به همین سبب او را فراء یعنی پوستین دوز می گفتند، و به این نام مشهور بود. موصوف شخصیتی مفسر، قاری، محدث، شاعر، فقیه و عالمی برجسته بوده، و از بزرگان و پیشوایان عصر خود می باشد. او در منطقۀ بغ یا بغشور زاده شده است، که ناحیه أی بین هرات و مروالرود(بادغیس کنونی) و متعلق به خراسان کهن بوده است، و بعضی هم آنرا شهر و یا دهی بین هرات و سرخس گفته اند، و می گویند آبش شور بوده و اندر میانه بیابان است، که از آن منطقه عده أی کثیری از محدثین، فقها و اهل علم بر خواسته اند.

تاریخ تولد حسین بن مسعود بغوی معروف به فراء را یاقوت حموی در ماه جمادی الاول سال ۴۳۳ هجری قمری و زرکلی در سال ۴۳۶ هجری قمری گفته اند، و وفات او را اغلب مؤرخان در سال ۵۱۶ هجری قمری و بعضی هم سال ۵۱۰ هجری قمری نگاشته اند، و سن او را هفتاد و چند، هشتاد، هشتاد سه سال یا متجاوز از آن پنداشته اند.

ذهبی در کتاب سیر أعلام النبلاء می نویسد: آگاهی چندانی از آنچه مربوط به زنده گی فامیلی و تعداد اعضای فامیل بغوی می شود، در دست نیست، زیرا إمام بغوی در یک خانواده نسبتاً فقیر متولد گردیده بود، چنانکه اکثر علمای مشهور همین حالت را داشتند.

موصوف فقه را از شیخ شافعی قاضی حسین بن محمد مروزی صاحب کتاب التعلیق قبل از سال ۴۶۰ هجری قمری آموخت. و از أبی عمر عبدالواحد بن أحمد ملیحی (هروی)، أبی الحسن محمد بن محمد شیرزی، جمال الإسلام أبی الحسن عبدالرحمن بن محمد داودی، یعقوب بن أحمد صیرفی، أبی الحسن علی بن یوسف جوینی، أبی الفضل زیاد بن محمد بن محمد حنفی، أحمد بن أبی نصر کوفانی (هروی) ، حسان منیعی، أبی بکر محمد بن أبی الهیثم ترابی و عدۀ دیگر حدیث روایت نموده، و از او ابو منصور محمد بن أسعد عطاری معروف به حفده، ابوالفتوح محمد بن محمد طائی، ابوالمکارم فضل الله بن محمد نوقانی و جماعتی دیگر روایت نموده اند. بغوی ملقب به محی السنه و رکن الدین بوده، و انسانی بر گزیده، پیشوا، عالم، علامه، زاهد و با قناعت بود، و ی با نان خشک تنها روزگار می گذراند، و شخصی برازنده و پرهیزگار بود. او شغل پوستین دوزی داشت، و از آن تحصیل رزق می کرد، و مشغول تصانیف خود بود. امام بغوی زنده گی زاهدانۀ داشت و بیشتر اوقات خود را به عبادت، تألیف و تدریس سپری می کرد، وی بدون طهارت بر حلقۀ درس حاضر نمی شد، و در لباس خود نیز مقتصد بود، لباسی ساده و عمامۀ کوچک داشت، و بر روش سلف زنده گی می کرد، او در علم تفسیر، حدیث و فقه مهارت سرشار داشت. حسین بن مسعود بغوی در شهر مروالرود از شهرهای خراسان در ماه شوال ۵۱۶ هجری قمری وفات یافت، و در جوار مرقد شیخش قاضی حسین دفن گردید. او هفتاد و چند سال زنده گی کرد، خداوند او را رحمت کند.

حسین بن مسعود بغوی جهت فرا گیری علوم ابتداء به مروالرود رفت، و باز به جاه های زیادی سفر کرد، و از شیوخ بسیاری علم آموخت، او در تفسیر، حدیث، فقه، ادب، شعر و سائر علوم به مقام بسی عالی رسید، که ضیاء الدین عمر پدر إمام فخرالدین رازی نیز از جملۀ شاگردان او بوده است.

إمام بغوی چنانکه اکثر علماء در شرح حالش نگاشته اند، عقیده اهل سنت و جماعت داشت. ابوبکر محمد بن عبدالغنی بن أبی بکر بن شجاع حنبلی ملقب به معین الدین بغدادی و معروف به ابن نقطه متوفی سال ۶۲۹ هجری قمری می گوید: بغوی إمام، حافظ، ثقه و صالح بوده است، و این از درجات تعدیل و تقویم است، و إمام ذهبی او را بر منهج سلف از روی حل و عقد گفته است، و از این تعاریف مشخص می شود که او بر عقیدۀ اهل سنت و جماعت بوده است، و اما مذهب او را اکثر علماء بر اساس فقاهت مذهب امام شافعی گفته و او را از ائمه مذهب شافعی دانسته اند، این مطلب را ابن خلکان، ذهبی، سبکی و دیگران نیز تأئید نموده اند.

بغوی وقتی مذهب شافعی را اختیار کرد، که عده أی از علمای شافعی را ملاقات و از آنها درس فقه آموخت، و حرص و تلاش او را برای فراگیری علم و دانش وادار کرد، تا به جا های مختلف سفر کند، و از جمله در سال ۴۶۰ هجری قمری به مروالرود رفت، و از نزد امام عصرش قاضی حسین بن محمد مروزی درس گرفت، علاوتاً بر نقاط مختلف خراسان سفر کرد، و از نزد عالمان بسیاری علم آموخت، و از بسیاری شان از صحاح، سنن، مسانید، درس مذاهب اربعه بخصوص فقه شافعی آموخته و روایت نمود، و بعد به محضر علمای علم لغت پیوست، و از ایشان رموز کتابت، شرح لغات، معانی و تفسیر آنها را فراگرفت. او در علم فقه، تفسیر، حدیث، ادبیات، رجال، معرفت اسامی صحابه و روایت اخبار تبحر داشت، و از معاصران امام محمد غزالی بود. امام بغوی زبان فارسی را نکو می دانست به آن شعر می گفت و افزون بر تالیف دو کتاب به زبان فارسی در تفسیر عربی خود نیز کلمات فارسی را آورده است.

شیوخ إمام حسین بن مسعود بغوی عبارت اند از:

۱ – قاضی ابو علی حسین بن محمد بن أحمد مروزی محدث و فقیه شافعی زمانه اش در خراسان متوفی سال ۴۶۲ هجری قمری که بغوی از شاگردان مخصوص او بوده است.

۲ – محدث ابوعمر عبدالواحد بن أحمد بن أبی القاسم ملیحی هروی راوی حدیث از نعیمی متوفی سال ۴۶۳ هجری قمری.

۳ – ابوبکر یعقوب بن أحمد صیرفی نیشابوری متوفی سال ۴۶۶ هجری قمری.

۴ – ابو علی حسان بن سعید منیعی مروزی از اهالی مروالرود که شخصی برجسته ، پرهیزگار و متواضع بود و در سال ۴۶۳ هجری قمری وفات یافت.

۵ – ابوبکر محمد بن عبدالصمد ترابی مروزی.

۶ – شیخ ابوالقاسم عبدالکریم بن عبدالملک بن طلحه قشیری نیشابوری ملقب به شیخ خراسان در زمانه اش که شخصی عالم و زاهد بود و در سال ۴۶۵ هجری قمری وفات یافت.

۷ – حافظ ابو صالح أحمد بن عبدالملک بن علی بن أحمد نیشابوری متوفی سال ۴۷۰ هجری قمری محدث مشهور و ثقه در خراسان.

۸ – مفتی نیشابورابو تراب عبدالباقی بن یوسف بن علی بن صالح بن عبدالملک مراغی فقیه شافعی متوفی سال ۴۹۲ هجری قمری.

۹ – إمام فاضل ابو طاهر عمر بن عبدالعزیز بن أحمد بن یوسف قاشانی مروزی که شخصیتی فقیه، اصولی، متکلم و پرهیزگار بود.

۱۰ – ابوالحسن محمد بن محمد شریزی.

۱۱ – أبو سعد أحمد بن محمد بن عباس خطیب حمیدی.

۱۲ – ابو محمد عبدالله بن عبدالصمد بن أحمد بن موسی جوزانی.

۱۳ – محدث صوفی شیخ حجاز ابوالحسن علی بن یوسف جوینی عموی امام الحرمین متوفی سال ۴۶۳ هجری قمری.

۱۴ – ابو جعفر محمد بن عبدالله بن محمد بن معلم طوسی.

۱۵ – ابو طاهر محمد بن علی بن محمد بن علی بن بویه الرزاد.

۱۶ – شیخ الزهاد در هرات ابوبکر أحمد بن أبی نصر کوفانی هروی.

۱۷ – ابو منصور محمد بن عبدالملک مظفری سرخسی.

۱۸ – ابو عبدالله محمد بن فضل بن جعفر خرقی.

۱۹ – ابوالحسن علی بن حسین بن حسن قرینینی.

۲۰ – إمام ابوالحسن عبدالرحمن بن محمد بن محمد بن مظفر داؤدی فوشنجی که شخصی فقیه، زاهد، صوفی و نیکوکار بود.

و از شاگردان بر جسته إمام ابو محمد حسین بن مسعود بغوی اشخاص ذیل می باشند:

۱ – برادرش علامه مفتی ابو علی حسن بن مسعود بغوی متوفی سال ۵۲۷ یا ۵۲۹ هجری قمری.

۲ – فقیه المناظر عبدالرحمن بن علی بن أبی العباس نعیمی موفقی که شخصیتی عابد و وارسته بود ، و در سال ۵۴۲ هجری قمری وفات یافت.

۳ – عمر بن حسن بن حسین رازی پدر إمام فخرالدین رازی صاحب تفسیر کبیر متوفی سال ۶۰۶ هجری قمری.

۴ – مجدالدین ابو منصور محمد بن أسعد بن محمد بن حسین بن قاسم شافعی عطاردی معروف به نواسه عطاردی از اهالی نیشابور متوفی سال ۵۷۱ هجری قمری بوده، و او بود که کتاب شرح السنه را از مولفش امام بغوی نقل کرد، و از او جمع کثیری از علمای شریعت اخذ کرده اند.

۵ – محمد بن حسین بن محمد بن حسین بن علی بن یعقوب مروزی زاغولی که شخصیتی دانشمند، صالح و آگاه به حدیث بود، و در سال ۵۵۹ هجری قمری وفات یافت.

۶ – ابوالفتوح محمد بن محمد بن علی طائی همدانی محدث مشهور و متوفی سال ۵۵۵ هجری قمری که شخصیتی فقیه، محدث و ادیب بود، و از تالیفاتش کتاب الاربعین فی ارشاد السالکین إلی منازل المتقین می باشد، که جمع کثیری از علماء کتاب الاربعین او را نقل کرده اند.

۷ – ملکدار بن أبی عمرو عمرکی قزوینی که از ائمه مذهب شافعی بود، و در سال ۵۳۵ هجری قمری وفات یافت.

۳ – ابوالمکارم فضل الله بن محمد نوقانی و او آخرین کسی است که از امام بغوی روایت کرده، و تا سال ۶۰۰ هجری قمری زنده بوده است، و فخر بن علی بن بخاری شیخ ذهبی نیز از او نقل کرده است، و تعداد زیادی از علمای اهل مرو از او علم آموختند.

می گویند: إمام بغوی را امتیازات زیادی بود که اثر بزرگی در پیروزی او به گرفتن القابش به إمام، محی السنه، شیخ الإسلام و غیره داشت که به او داده، و در شرح حالش آورده اند، او حافظ قرآن بود و زنده گی اش از قرائتش تاثیر پذیرفته بود، و عالم به زنده گانی صحابه و تابعین بود، و آن در تفسیرش مشهود است. إمام بغوی با چشمی بینا به مذهب شافعی می نگریست، و عالم به خلافات در بین مذاهب اربعه بود، و از جمله أئمه و حافظ حدیث بشمار می رفت، اما در مذهب تعصب نداشت، و حریص بر نشر علوم قرآن و سنت بود.

ابوالمحاسن جمال الدین یوسف بن تعزی بردی اتابکی متوفی سال ۸۷۴ هجری قمری در کتاب النجوم الزاهره آورده است: امام بغوی سفر های متعدی کرده، و از شیوخ بسیاری دانش آموخته و در تفسیر حدیث، فقه، ادبیات و علوم دیگر به مراتب عالی رسید، و استادان او را در فنون مختلف تا ۳۷ تن گفته اند.

داؤدی در کتاب طبقات المفسرین می نویسد: حسین بن مسعود بغوی إمام در تفسیر، إمام در حدیث، إمام در فقه و شخصیتی بزرگوار، پرهیزگار و زاهد بود، و فقه را در نزد قاضی حسین مروزی آموخت، و او از جمله شاگردان مخصوص قاضی حسین مروزی بود، و از قاضی حسین، أبی عمر عبدالواحد ملیحی، أبی الحسن داودی، أبی الحسن محمد بن محمد شیرزی و دیگران حدیث شنید. نامبرده همیشه با طهارت به حلقه درسش حاضر می گردید، و به خوردن نانی تنها قناعت داشت، و در ماه شوال سال ۵۱۰ هجری قمری در مروالرود وفات یافت، و در جوار شیخش قاضی حسین مدفون گشت.

علامه تاج الدین عبدالوهاب سبکی متوفی سال ۷۷۱ هجری قمری در کتاب طبقات الشافعیه الکبری آورده است: حسین بن مسعود فراء معروف به شیخ ابو محمد بغوی و ملقب به محی السنه و رکن الدین بوده است. موصوف إمامی بزرگ، فقیهی پرهیزگار، مفسری توانا، محدثی جستجوگر، جامع بین علم و عمل، سالک راه سلف و سر آمد روزگار خود بود. فقه را از قاضی حسین آموخت، و از شاگردان مخصوص او بود، نامبرده شخص پرهیزگار بود، و همیشه نان تنها مصرف می نمود، و بدون طهارت بر حلقۀ درسش حاضر نمی شد، از جماعتی حدیث شنید که از جمله آنها از ابو عمر عبدالواحد ملیحی، ابو الحسن عبدالرحمن بن محمد داودی، ابوبکر یعقوب بن أحمد صَیرفی، ابوالحسن علی بن یوسف جوینی، ابوالفضل زیاد بن محمد حنفی، أحمد بن أبی نصر کوفانی، حسان بن محمد منیعی، ابوبکر محمد بن هیثم ترابی، ابوالحسن محمد بن محمد شیرَزِی، شیخش قاضی حسین و دیگران روایت نموده، و این روایات بعد از سال ۴۶۰ هجری قمری بوده است، و از او ابو منصور محمد بن أسعد عطاری معروف به حَفَدَه، ابوالفتوح محمد بن محمد طائی و جماعتی دیگر که آخرین ایشان ابوالمکارم فضل الله بن محمد نُوقانی بوده، که تا سال ۶۰۰ هجری قمری زنده بوده است، روایت کرده اند. وی در تفسیر ، حدیث و فقه در نقل و تحقیق یگانه عصر خود بوده، و او را جامع علوم القرآن والسنه والفقه می گفتند. خداوند او را رحمت کند. بغوی در ماه شوال سال ۵۱۶ هجری قمری وفات یافت، و در مروالرود در محل سکونتش و در جوار شیخش قاضی حسین بن محمد بن أحمد مرورودی او را دفن نمودند، ذهبی عمر او را متجاوز از هشتاد سال گفته است، و امام فخرالدین رازی موصوف را متمایل به مذهب حنفی آورده است.

ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن إبراهیم بن أبی بکر معروف به ابن خلکان متوفی سال ۶۸۱ هجری قمری در کتاب وفیات الأعیان می نویسد: ابو محمد حسین بن مسعود بن محمد بغوی معروف به فراء و ملقب به ظهیرالدین فقیه شافعی، محدث، مفسر و بحری از علوم بوده است. موصوف فقه را از قاضی حسین بن محمد آموخت، و کتابی در تفسیر قرآن کریم تالیف نمود، او دربارۀ توضیح مشکلات و فهم احادیث رسول الله(ص) نیز کتابی را برشتۀ تحریر درآورد، نامبرده هیچ وقت بدون طهارت بر حلقۀ درس خود حاضر نمی شد، و کتب بسیاری را تصنیف نمود از جمله کتاب التهذیب در فقه، کتاب شرح السنه در حدیث، کتاب معالم التنزیل در تفسیر قرآن کریم ، کتاب المصابیح در جمع بین صحیحین و غیره را می توان نام برد. نامبرده در ماه شوال سال ۵۱۰ هجری قمری در مرورود وفات یافت، و در نزد شیخش قاضی حسین به مقبره طالقان دفن گردید، و قبر وی در آنجا مشهور است. و در کتاب فوائد السفریه که آنرا شیخ حافظ زکی الدین عبدالعظیم منذری جمع آوری نموده، آمده است که موصوف در سال ۵۱۶ هجری قمری وفات یافته است، و این قول را مؤرخین راجح می دانند.

إمام شهاب الدین أبی الفلاح عبدالحی بن أحمد بن محمد بن عماد عکری دمشقی حنبلی متوفی سال ۱۰۸۹ هجری قمری در کتاب شذرات الذهب آورده است: ابو محمد حسین بن مسعود بن محمد بغوی معروف به فراء و ملقب به محی السنه در سال ۵۱۶ هجری قمری وفات یافت، موصوف فقیه شافعی، محدث، مفسر، صاحب تصانیف و عالم اهل خراسان بود. از أبی عمر ملیحی، ابوالحسن داودی و هم ردیفان شان حدیث روایت نمود، و او شخصی برگزیده، زاهد و قانع بود و همیشه از نان تنها تناول می کرد، پدرش شغل پوشتین دوزی داشت، و او را علاوه بر محی السنه رکن الدین نیز می گفتند، و چنانکه در کتاب العبر آمده است او در ماه شوال سال ۵۱۶ هجری قمری در مروالرود وفات یافت، و نامبرده را در کنار شیخش قاضی حسین دفن کردند.

حسین بن عبدالرحمن بن محمد ملقب به بدرالدین و معروف به ابن أهدل مورخ اشعری شافعی یمنی متوفی سال ۷۷۹ هجری قمری می گوید: حسین بن مسعود بغوی شخصیتی صاحب فنون، جامع، زاهد، پرهیزگار، با قناعت و فقیه بود، او را مصنفات مفیدی است، او فقه را در نزد قاضی حسین آموخت، و جماعتی از او حدیث شنیدند. و بدان سبب او را بغوی گویند، که نسبت او را با بغ قریه أی در نزدیک هرات داده اند. او جامع علوم قرآن، سنت و فقه بود، و متجاوز از هشتاد سال عمر نمود، خدایش بیامرزد.

حافظ عمادالدین أبی الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر قریشی دمشقی متوفی سال ۷۷۴ هجری قمری در کتاب البدایه والنهایه می نویسد: حسین بن مسعود بن محمد بغوی عالم زمانه و یگانه عصرش از روی دینداری، پرهیزگاری، زهد، عبادت و نیکوکاری بود، او صاحب کتابهای تفسیر، شرح السنه، التهذیب در فقه، الجمع بین الصحیحین والمصابیح در صحاح می باشد، و در نزد قاضی حسین شاگردی نمود، و علامه زمانش بود. نامبرده در مروالرود شهری از شهرهای خراسان در ماه شوال سال ۵۱۶ هجری قمری یا به گفتۀ بعضی از مؤرخین در سال ۵۱۰ هجری قمری وفات یافت، و در جوار شیخش قاضی حسین در طالقان دفن گردیده است. وی هفتاد و چند سال عمر نمود.

صلاح الدین ابوالصفاء خلیل بن أیبک بن عبدالله تبکی صفدی دمشقی شافعی متوفی سال ۷۶۹ هجری قمری در کتاب الوافی بالوفیات می نویسد: حسین بن مسعود بن محمد بغوی هروی معروف به فراء فقیه شافعی، محدث، مفسر و بحری از علوم بود، او فقه شافعی را در نزد حسین بن محمد آموخت و تفسیری مشهور را تالیف کرد، و بسیاری از مشکلات دروس حدیثی را حل نمود، او مردی پرهیزگار بود، و بدون وضوء بر حلقۀ تدریس نمی نشست، و کتاب تهذیب در فقه را تالیف کرد، و کتاب شرح السنه را در علم حدیث به رشتۀ تحریر در آورد، و کتاب مصابیح او جمع بین احادیث صحیح بخاری و مسلم است، نامبرده در سال ۵۱۶ هجری قمری در مروالرود وفات یافت، و در نزد شیخش قاضی حسین به مقبره طالقان دفن گردید.

خیرالدین بن محمود بن محمد بن علی بن فارس زِرِکُلِی کردی شاعر و مورخ سوری متوفی سال ۱۳۹۶ هجری قمری در کتاب الاعلام می نویسد: حسین بن مسعود بن محمد بغوی معروف به فراء یا ابن الفراء مکنی به ابو محمد و ملقب به محی السنه در سال ۴۳۶ هجری قمری مطابق به سال ۱۰۴۴ میلادی در منطقۀ بغا از قراء خراسان که بین هرات و مرو واقع گردیده زاده شد است، او مردی فقیه، محدث و مفسر بود، و در سال ۵۱۰ هجری قمری مطابق سال ۱۱۱۷ میلادی در مروالرود وفات یافت، وفاتش در روایات دیگر سال ۵۱۶ هجری قمری آمده است.

جلال الدین عبدالرحمن بن کمال بن محمد خضیری سیوطی مصری متوفی سال ۹۱۱ هجری قمری در کتاب طبقات الحفاظ او را حسین بن محمد بن مسعود گفته است.

کارل بروکلمان خاور شناس مشهور آلمانی متوفی سال ۱۹۵۶ میلادی در کتاب الأدب العربی آورده است: ابو محمد حسین بن مسعود بغوی معروف به فراء ملقب به رکن الدین و محی السنه بوده، و اصل او از منطقۀ بغ یا بغشور به خراسان بوده است. او فقه را در مروالرود در نزد قاضی ابو علی حسین بن محمد بن أحمد مرورودی آموخت، و در آنجا اقامت گزید، تا اینکه در ماه شوال سال ۵۱۶ هجری قمری مطابق ماه دسمبر سال ۱۱۲۲ میلادی وفات یافت، بعضی از مورخین وفات او را در ماه شوال سال ۵۱۰ هجری قمری مطابق به ماه فبروری سال ۱۱۱۷ میلادی گفته اند.

حمدالله بن تاج الدین بن حمد بن نصر مستوفی قزوینی متوفی سال ۷۵۰ هجری قمری در کتاب تاریخ گزیده می نویسد: محی السنه ابو محمد حسین بن مسعود الفراء البغوی از مشاهیر علماء است، معلصر قائم خلیفه(عباسی) بود، تصانیف بسیار دارد، کتاب معالم التنزیل در تفسیر و شرح السنه در حدیث و تهذیب در فقه از تصانیف اواست، و من اشعاره:

دلدار زما   کرانه     می   طلبد           در کوی فراق خانه می طلبد

با دل گفتم: چه کرده ام راست بگوی         گفتا : چه کنم بهانه می طلبد

علامه دهخدا در لغت نامه اش می نگارد: حسین بن مسعود بن محمد بغوی شافعی معروف به ابن فراء در مروالرود خراسان در سال ۵۱۶ هجری قمری مطابق سال ۱۱۲۲ میلادی پس از هفتاد و اندی سال عمر و دیدن بیش از هشتاد راوی حدیث در گذشت.

دکتر ذبیح الله صفاء در کتاب تاریخ ادبیات ایران آورده است: از تفاسیر مشهور عامه(اهل سنت و جماعت) تفسیر معالم التنزیل از ابو محمد حسین بن مسعود معروف به فَرَّاء بغوی است که منسوب به شهری میان هرات و مرو است. بغوی در حدود سال ۵۱۶ هجری قمری وفات یافت. وی از فقهای بزرگ اسلام و از علمای مشهور مذهب شافعیه در قرن پنجم هجری بوده، و در تفسیر، حدیث و فقه سر آمد علمای عصر خود محسوب می شد، و تالیفات متعددی در این علوم داشته است. بغوی در تالیف معالم التنزیل از تفاسیر متقدمان استفاده کرده، و به هر مناسبت اخباری راجع به آیات آورده، و در بارۀ قصص و ذکر اخبار تاریخی هم وارد شده است، این کتاب چند بار به چاپ رسیده است. نامبرده کتب متعددی در فقه و تفسیر نگاشته است.

آثار و تصانیف إمام حسین بن مسعود بغوی معروف به فراء به حدود شانزده کتاب می رسند که عبارت اند:

۱ – معالم التنزیل در تفسیر قرآن کریم معروف به تفسیر بغوی. اما زرکلی نام تفسیر بغوی را لباب التأویل فی معالم التنزیل آورده، که این عنوان نام کتاب علاء الدین علی بن محمد بغدادی صوفی معروف به خازن متوفی سال ۷۴۱ هجری قمری است که تفسیر معالم التنزیل را خلاصه کرده است، تفسیر بغوی چندین مرتبه خلاصه گردیده، که نشانۀ اهمیت آن است. بر تفسیر بغوی شروح زیادی نیز نوشته شده، و در جا های مختلفی به چاپ رسیده است. بغوی در مقدمه تفسیرش دیدگاه های خود را در بارۀ تفسیر، تأویل، ظاهر، باطن و تفسیر به رأی آورده است، این تفسیر از نوع تفاسیر روائی است، و چنین ویژه گی های دارد: تفسیر آیه به آیات دیگر، ذکر احادیث مختلف در تفسیر، پذیرش قول اکثر المفسیرین، دقت در معانی لغوی کلمات، توجه به قواعد صرفی و نحوی در تفسیر، حل تعارض میان برخی آیات، اشاره به مطالب علمی و نجومی در تفسیر، اشاره به چگونگی نزول و ترتیب سوره های قرآن، نقد و بررسی قرائت های مختلف و اثرات آنها بر معانی کلام، توجه به اصول فقه در تفسیر آیات، ارائه نظریات کلامی در تفسیر و تفسیر برخی آیات با دیدگاه های کلامی أشعری. بروکلمان مستشرق آلمانی تفسیر مذکوررا خلاصه أی از تفسیر الکشف والبیان أحمد بن محمد ثعلبی متوفی سال ۴۲۷ هجری قمری گفته است. برخی از منابع تفسیر دیگری را نیز به امام بغوی نسبت داده اند که اثری از آن در دست نیست.

۲ – إرشاد الأنوار فی شمائل نبی المختار که در رامپور هند به چاپ رسیده است.

۳ – التهذیب فی الفروع در فقه شافعی که در دمشق و قاهره به چاپ رسیده است..

۴ – الجمع بین الصحیحین بخاری و مسلم.

۵ – الکفایه فی الفروع درفقه که بغوی آنرا به زبان فارسی نوشت، و آن در بارۀ اصطلاحات فقهی است.

۶ – مصابیح السنه یا مصابیح السنن و یا مصابیح الدجی که بیشتر شهرت بغوی به سبب تالیف همین کتاب است، و آن مجموعه أی از احادیثی است که إمام بغوی آنرا از هفت کتاب معتبر حدیث جمع آوری نموده است، و مشتمل بر ۴۷۱۹ و بقولی ۴۹۳۱حدیث بوده، که ۳۲۵ حدیث را از صحیح بخاری و ۸۷۵ حدیث را از صحیح مسلم و بقیه احادیث را از کتابهای دیگر گرفته است، و کتابی است که در آن اسناد حدیث را حذف کرده و مستقیماً حدیث را از رسول الله(ص) نقل می کند، و سندی که حدیث را از صحابه، تابعین و ما بعد شان نقل کرده نمی آورد، و تاج الدین ابو نصر عبدالوهاب بن محمد حسینی متوفی سال ۸۷۵ هجری قمری آنرا تلخیص کرده است. این کتاب مورد عنایت و توجه علماء و دانشمندان واقع گردیده، که شروح متعددی نیز برآن نگاشته اند، از جمله امام، علامه ولی الدین ابو عبدالله محمد بن عبدالله خطیب عمری تبریزی از بزرگان قرن هشتم هجری قمری متوفی سال ۷۴۰ یا ۷۴۱ هجری قمری مطابق سال ۱۳۴۰ میلادی تکمله أی بر آن نگاشته و منبع حدیث را مشخص کرده، و احادیثی مناسب دیگری نیز بر هر باب آن افزوده، و آنرا مشکاه المصابیح نامیده، و نگارش آن را در سال ۷۳۷ هجری قمری به پایه اکمال رسانیده است، خطیب عمری تبریزی ذیلی نیز بر مشکاه المصابیح به عنوان کتاب اسماء الرجال المشکاه نگاشته است. که کتاب مشکاه المصابیح را شیخ عبدالحق بن سیف الدین بن سعد بخاری دهلوی حنفی متوفی سال ۱۰۵۲ هجری قمری از علمای بزرگ معاصر جهانگیر و شاجهان پادشان مغولی هند به زبان فارسی درآورد، و نام آنرا اشعه اللمعات گذاشت، که امروزه در بین حلقات علمی و درسی به شیخ عبدالحق معروف است. کتاب مشکاه المصابیح به انگلیسی نیز ترجمه گردیده است، و ملا علی قاری هروی متوفی سال ۱۹۱۴ هجری قمری نیز شرحی به نام مرقاه المفاتیح بر کتاب مشکاه المصابیح نگاشته، و امروزه از کتابهای معروف حدیثی است. و عبدالطیف بن عبدالعزیز بن ملک(فرشته) نیز در حدود سال ۸۵۰ هجری قمری مطابق سال ۱۴۴۶ میلادی کتاب مصابیح السنه امام بغوی را شرح نموده است، و از شروح دیگر کتاب مصابیح السنه کتاب مفاتیح الرجاء بقلم محمد بن محمد عاقولی واسطی متوفای سال ۷۹۴ هجری قمری و شرح عبدالله بن عمر بیضاوی متوفای سال ۷۱۶ هجری قمری می باشد، و کسان دیگری نیز آنرا شرح کرده اند.

۷ — کتاب شرح السنه که در جا های مختلفی به چاپ رسیده است، و بعضی هم اشتباهاً آنرا منسوب به ابو عبدالله محمد بن عمر بغوی کرده اند.

۸ – الکفایه در علم قرائت.

۹ – معجم الشیوخ که آنرا حافظ ابن حجر عسقلانی در کتاب تهذیب التهذیب یاد آوری کرده است.

۱۰ – کتاب الأربعون(چهل حدیث)

۱۱ – ترجمه الأحکام در فروع که آن هم به زبان فارسی است.

۱۲ – شرح جامع ترمذی که در مدینه منوره چاپ شده است.

۱۳ – فتاوی بغوی.

۱۴ – فتاوی مروزی که تعلیقات بغوی بر فتاوی استادش قاضی حسین مرورودی است.

۱۵ – المدخل إلی مصابیح السنه.

۱۶ – شرح مختصر مزنی.

———-

منابع و ماخذ که این مطلب از آن بر گرفته شده است:

۱ — سیر اعلام النبلاء جزء اول صفحه ۱۵۱۴ و ۱۵۱۵ شماره ۱۷۷۶٫٫

۲ – کتاب الوافی بالوفیات جلد سیزدهم صفحه ۶۳

۳ – وفیات الاعیان جلد دوم صفحه ۱۱۵ و ۱۱۶

۴ – شذرات الذهب جلد چهارم صفحه ۱۸۹ و ۱۹۰

۵ – البدایه والنهایه جلد ششم صفحه ۲۱۱

۶ – طبقات الشافعیه جزء هفتم از صفحه ۷۶ الی صفحه ۸۰ شماره ۷۶۷

۷ – اعلام زرکلی جزء دوم صفحه ۲۵۹

۸ – کشف الظنون حاجی خلیفه جلد پنجم صفحه ۲۵۶

۹ – کتاب الادب العربی بروکلمان جلد ششم از صفحه ۱۳۴ الی صفحه ۱۴۴

۱۰ – مقدمه کتاب مرقاه المصابیح صفحه ۱۰ ، ۱۱ و ۱۲

۱۱ – الفهرست ابن ندیم جلد دوم صفحه ۴۲۳

۱۲ –تاریخ گزیده حمدالله مستوفی صفحه ۸۰۹ و ۸۱۰

۱۳ – لغت نامه دهخدا جلد ششم صفحه ۹۰۵۱

۱۴ – تاریخ ادبیات ایران بقلم دکتر ذبیح الله صفاء جلد دوم صفحه ۲۶۰ ، ۲۶۱ و ۲۶۲

۱۵ – المسالک والمماک اصطخری صفحه ۲۱۳

۱۶ – دائره المعارف موسسه الحره

۱۷ – دانشنامه حوزه

 

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/4672