Tuesday 13th of November 2018   

«

»

Azmoone Melli

Print this نوشته

هَیَّاج بن بِسطَام تمیمی بُرجَمِی حنظلی خراسانی هروی

إرسالی دانشمند گرامی جناب أقای عبدالکریم غریق / هالند

هَیَّاج بن بِسطَام تمیمی بُرجَمِی حنظلی خراسانی هروی: هیاج بن بسطام تمیمی برجمی حنظلی مکنی به ابو خالد خراسانی هروی پدر خالد بن هیاج بوده است، موصوف در شهر هرات زاده شده، او خانواده و اجدادش در هرات زنده گی می کرده اند، . هیاج بن بسطام بعد از آنکه به سن رشد رسید، و علوم مقدماتی را در آن شهر فرا گرفت، عازم نیشابور شد، که در آن هنگام یکی از مراکز مهم و مشهور فرنگی و علمی آن زمان بود، و مدت مدیدی نیز در آن شهر مصروف فراگیری علم و دانش بود، بعد از آن عازم بغداد که مرکز خلافت عباسی و محل تجمع علماء و دانشمندان ان روزگار بود گردید، و از علمای مشمور آن زمان کسب دانش کرد، و او شگرد مخصوص امام جعفر صادق و امام اعظم ابو حنیفه بود. و درباره سخاوت امام جعفر صادق(رض) میگوید: ( کان جعفر بن محمد یطعم حتی لا یبقی لعیاله شئ. ) ترجمه: چنان امام جعفر صادق(رض) با دست باز غذا می داد، تا جائیکه برای عیال و فرزندانش چیزی باقی نمی ماند.
وی از إبراهیم بن مسلم هجری، إسحاق بن مره ، إسماعیل بن أبی خالد، إسماعیل بن عیاش، اشرس یمانی، جعفر بن محمد بن علی(امام جعفر صادق)، إبراهیم ابن طهمان هروی، حبیب بن أبی عالیه، حسن بن دینار، حسن بن عبیدالله نخعی، حسن بن عماره، حمید طویل، خالدالحذاء، داؤد بن أبی هند، روح بن قاسم، سری بن إسماعیل، سعید بن إیاس جریری، سعید بن عبدالله دوست و همراه وهب بن منبه، سعید بن عبید، سفیان ثوری، سلیمان تیمی، عبدالله بن محرز، عنبسه بن عبدالرحمن قرشی، عوف أعرابی، لیث بن أبی سلیم، محمد بن إسحاق بن یسار، محمد بن أبی حفص، محمد بن عمرو بن علقمه ، مسعر بن کدام، امام اعظم أبی حنیفه نعمان بن ثابت، هشام دستوائی، یحیی بن إسحاق حضرمی، یزید بن کیسان، یونس بن عبید، أبی سعد بقال و أبی مالک أشجعی حدیث روایت نموده، و از او پسرش خالد، إبراهیم بن عبدالله بن حاتم هروی، إسماعیل بن عیسی عطار، خالد بن أبی یزید قرنی، داؤد بن عمرو ضبی، داؤد بن محبر، زافر بن سلیمان قوهستانی، سعید بن سلیمان واسطی، شریح بن مسلمه تنوخی، ابوصلت عبدالسلام بن صالح هروی، أبوالولید عبدالله بن سعید کرخی، عثمان بن سعید بن مره مری، علی بن أبی هاشم بن طبراخ، مالک بن سلیمان هروی، محمد بن بکار بن ریَّان، معلی بن منصور رازی، مکی بن إبراهیم بلخی، یحیی بن أبی بکیر کرمانی، یحیی بن یوسف بن أبی کریمه زمی، یوسف بن صالح یشکری فراء، یونس بن محمد مؤدب، أبو إبراهیم ترجمانی، أبو إسحاق طالقانی روایت نموده اند.
خطیب بغدادی در تاریخ بغداد مینویسد: هیاج بن بسطام تمیمی حنظلی هروی بوده، و کنیه او را ابو بسطام و بعضی ابو خالد و تعدادی هم ابو یحیی گفته اند، وی به بغداد رفت و در آنجا از برجسته ترین علمای آن عصر مانند یونس بن عبید، داؤد بن أبی هند، عبدالله بن عون، یزید بن کیسان، إسماعیل بن أبی خالد، لیث بن أبی سلیم، سعید جُرَیرِی، هشام دَستُوائی، عوف أعرابی، حسین بن ذکوان معلم، حبیب بن أبی عالیه و امام أبو حنیفه نعمان بن ثابت کسب علم و دانش نموده است.
ابوالقاسم عمر بن حسین بن إبراهیم خفاف از عمر بن محمد بن علی ناقد و او از ابوالفضل جعفر بن أحمد بن محمد بن صَبَّاح جَرجرانی و او از محمد بن بکار بن رَیَّان و او از هیاج بن بسطام تمیمی هروی و او از داؤد بن أبی هند و او از أبی نضره و او از أبی سعید خدری روایت نموده، که گفت: حضرت عمر فاروق(رض) بر ما خطبه خواند، و گفت: شاید من شما را از چیز های نهی کنم، که از آنها خوش شما بیاید، و به چیز های امر کنم، که از آنها خوش شما نیاید، و مطالبی را در باره سود خواری بیان نمود …………… الحدیث.
محمد بن عمر بن بکیر مُقرِی از حسین بن أحمد بن محمد صَفَّار هروی و او از أبو إسحاق أحمد بن محمد بن یاسین و او از محمد بن عبدالرحمن سامی و او از خالد بن هیاج بن بسطام و او از أبی الهیاج بن بسطام روایت نموده، که گفت: کنیه هیاج بن بسطام أبی بسطام بوده است. و از ابن یاسین روایت شده، که گفت: از یزید بن خالد نواسه هیاج شنیدم، که مرا از خانواده خود آگاه ساخت، و گفت: کنیه هیاج بن بسطام ابو خالد بوده است. و باز ابن یاسین میگوید: علی بن عبدالعزیز در مکه از قول إبراهیم بن عبدالله هروی برایم گفت: کنیه هیاج بن بسطام هروی ابو یحیی می باشد.
و در کتاب أبی الحسن محمد بن عباس بن أحمد بن محمد بن فُرات(قزار) به خط خودش آمده است: محمد بن عباس ضَبِّی هروی از أبو إسحاق أحمد بن محمد بن یاسین هروی و او از محمد بن عبدالرحیم روایت نموده، که گفت: از أبا هُذَیل خالد بن هیاج شنیدم، که نسب خود را چنین شرج می نمود: من خالد بن هیاج بن بسطام بن هیاج بن عمران بن فُضَیل بن عائذ بن قتیره بن عجر بن همس بن غالب بن حنظله بن مالک بن زید مناه بن تمیم بن مُر بن اُدَّ بن طابِخَه بن إلیاس بن مُضَر بن نزار بن مَعَدَّ بن عدنان هستم. راوی میگوید: خالد بن هیاج از پدرش روایت می کرد، که پدرش ابوالهیاج عمران بن فضیل در وفدی به حضور رسول اکرم(ص) رسید، مسلمان شد، و در کنار رسول الله(ص) اقامت نمود، و ملازم آنحضرت(ص) بود، تا وفات یافت، و پیامبر اسلام(ص) او را به دست خود کفن کردند.
ابن حجر عسقلانی نیز به نقل از ابو موسی و ابن منده آورده است : عمران بن فضیل بن عائذ تیمی برجمی مکنی به ابو خالد پدر بزرگ پدر هیاج از جمله اصحاب رسول الله(ص) بوده، و مینویسد: حافظ أبی إسحاق بن یاسین گفته است:عمران بن فضیل بن عائذ برجمی تیمی از جمله کسانی از صحابه بوده که از هرات آمده اند. و علاء الدین مغلطای بکجری حنفی نیز همین مطلب را تادید نموده است.
محمد بن بکیر از حسن بن أحمد صفار و او از أحمد بن محمد بن یاسین و او از محمد بن عُصَم(عاصم) روایت نموده، که گفته است: به همراه هیاج بن بسطام به حج می رفتم، وقتی به بغداد رسیدیم، و او به مردم صحبت نمود، چنان مردم بر وی گرد آمدند، که از شمار بیرون بود، و وقتی او میخواست به همراه مردم بیرون شود، اصحاب حدیث گفتند: چقدر انبان این مرد خراسانی پر است، و او از هجوم مردم گریخت، و مدتی را در خانه أی اجاره أی اقامت نمود، و با بعضی ها در آنجا صحبت می نمود، همین حکایت را از حسین بن إدریس نیز شنیدم.
سعید بن هناد گفته است: من فصیح تر از هیاج را ندیدم، و وقتی در بغداد خطابه می داد، صد هزار نفر خطابه او را گوش می کردند، و از فصاحتش تعجب می نمودند.
ابو حاتم به نقل از سعید بن هناد میگوید: از محمد بن یحیی ذهلی در باره هیاج پرسان نمودم، گفت: او در نزد ما ثقه است.
محمد بن بکیر از حسن بن أحمد صفار و او از أحمد بن محمد بن یاسین و او أحمد بن محمد بن عبدالرحمن قرشی و او از محمد بن سعید هَنَّاد روایت نموده، که گفت: از پدرم شنیدم، که می گفت: من محدثی را فصیح السان تر از هیاج بن بسطام حنظلی ندیدم، و وقتی در عراق سخن می گفت: صد هزار نفر از مردم بر او گرد آمده بودند، از فصاحتش تعجب می کردند، و حرفهای او را می نوشتند. سعید بن هناد میگوید: پدرم می گفت: من در نزد جریر بن عبدالحمید بودم، برایش از هیاج یاد کردم، و گفتم: برای هیاج چه جایگاهی را در کنار محدثین می بینی؟ گفت: من او را هم پایه لیث بن أبی سلیم می بینم.
ابن یاسین میگوید: از یوسف بن إدریس شنیدم، که از أحمد بن جریر حکایت می کرد، که او از مکی بن إبراهیم بلخی شنیده، که می گفته است: من از هیاج ثقه تر، راستگو تر و عالم تر ندیدم، و در بغداد بر کسی مردم اینقدر جمع نشدند که بر او جمع شدند، و او از بزرگترین و فصیح ترین مردمان بود. و میگوید: از مکی شنیدم، که می گفت: در بغداد هیاج فتوی می داد، و او مردی فقیه و ادیب النفس بود.
و ابن یاسین میگوید: از فضل بن عبدالله شنیدم، که می گفت: مالک بن سلیمان هروی گفته است: هیاج دانا ترین، حلیم ترین، فقیه ترین، سخی ترین، شجاع ترین، کامل ترین، رحیم ترین و شدید ترین مردم در راه دین خدای عزوجل بود.
و ابن یاسین میگوید: از فضل بن عبدالله شنیدم، که می گفت: از مالک بن سلیمان شنیدم، که گفت: ما در نزد هیاج بن بسطام مطلب می نوشتیم، و وقتی از درس حدیث فارغ می شدیم، ما را به وضوء کردن می خواند، و بعد بر سر دستر خوان می آورد، و همگی را صدا می کرد، تا کسی میخواست یا نمی خواست و بعد با تمام شان غذا می خورد. میگوید: برایم فضل خبر داد، که حسین بن عمیر أعمش گفته است: ممکن نبود کسی با هیاج بن بسطام صحبت کند، و از او حدیث بشنود، تا به همراهش غذا نخورد، و سفره اش هموار بود، برای دانش آموزان درس حدیث، و هر کس در نزدش برای تحصیل حدیث می آمد، از طعامش نیز صرف می نمود.
محمد بن یحیی ذهلی میگوید: هیاج بن بسطام هروی در نزد ما ثقه است.
ابوبکر أحمد بن محمد أُشنانی از أحمد بن محمد بن عبدوس طرائفی و او از عثمان بن سعید دارمی روایت نموده، و میگوید: در تاریخش دارمی آورده است: از یحیی بن معین در باره هیاج بن بسطام سوال نمودم، گفت: او چیزی نیست.
سُکَّرِی از محمد بن عبدالله شافعی و او از جعفر بن محمد بن أزهر و او از ابن غَلابی روایت نموده، که گفت: یحیی بن معین گفته است: هیاج بن بسطام ثقه نیست.
عبیدالله بن عمر واعظ از پدرش و او از محمد بن مَخلَد و او از عباس بن محمد دوری روایت نموده، که گفت: از یحیی بن معین شنیدم، که می گفت: هیاج بن بسطام هروی ضعیف الحدیث است.
ضمیری از علی بن حسن رازی و او از محمد بن حسین زعفرانی و او از أحمد بن زهیر روایت نموده، که گفت: از یحیی بن معین شنیدم، که می گفت: هیاج بن بسطام چیزی نیست.
عتیقی از محمد بن عَدِی بصری در کتابش و او از ابو عبید محمد بن علی آجری روایت نموده، که گفت: از ابو داؤد در بارۀ هیاج بن بسطام پرسیدم، گفت: او هروی است و حدیث او را ترک کنید، که چیزی نیست.
عبدالله بن أحمد بن حنبل به نقل از پدرش میگوید: هیاج بن بسطام هروی متروک الحدیث است.
محمد بن علی مُقرِی از ابو مسلم عبدالرحمن بن محمد بن عبدالله بن مهران و او از عبدالمؤمن بن خلف نسفی(نسائی) روایت نموده، که گفت: از ابا علی صالح بن محمد در باره هیاج بن بسطام سوال نمودم، گفت: حدیث او را ترک کنید.
محمد بن أحمد بن یعقوب از محمد بن نعیم ضبی و او از إبراهیم بن محمد فقیه بخاری و او از صالح بن محمد روایت نموده، که گفت: شیخ هروی هیاج بن بسطام منکرالحدیث است، و در احادیث او معنای نیست، و از احادیث او به جز دو یا سه حدیث به جهت اعتبار بیشتر ننوشتم، من به این مطلب آگاه نبودم، تا اینکه به هرات رفتم، و احادیث منکر زیادی از او را در دست هرویان دیدم.
ابن نعیم میگوید: احادیث منکری را که صالح بن محمد از هیاج در دست مردم دیده است، گناه از خالد پسر هیاج می باشد، که آنها را به او نسبت داده است.
حاکم میگوید: همین احادیث را که صالح بن محمد در هرات از هیاج رویت نموده، گناه از پسرش خالد می باشد، که به او نسبت داده شده است.
محمد بن علی مقری از حافظ محمد بن عبدالله نیشابوری و او از ابابکر محمد بن داؤد بن سلیمان روایت نموده، که می گفت: از یحیی بن أحمد بن زیاد هروی شنیدم، که می گفت: تمام احادیث منکری را که به هیاج نسبت داده اند، از جهت پسرش خالد است، و خود هیاج فی نفسه ثقه می باشد.
بَرقَانِی از أحمد بن سعید بن سعد و او از عبدالکریم بن أحمد بن شعیب نسائی و او از پدرش روایت نموده، که گفت: هیاج هروی ضعیف است.
ابن فضل از عبدالله بن جعفر و او از یعقوب بن سفیان در باب کسانی که از روایت شان باید اعتراض کرد، روایت نموده، و گفته است: از دوستانم در باره کسانی که آنها را ضعیف می شمارند، شنیدم، که از آن جماعت یکی هم هیاج بن بسطام را ذکر کرده اند.
عبدالرحمن بن أبی حاتم رازی میگوید: از پدرم شنیدم، که می گفت: احادیث هیاج بن بسطام هروی بر عباس بن محمد دوری خوانده شد. او گفت: از یحیی بن معین شنیدم، که می گفت: هیاج بن بسطام هروی ضعیف الحدیث است، و او چیزی نیست. و باز عبدالرحمن بن أبی حاتم میگوید: از پدرم در باره أی هیاج بن بسطام هروی پرسیده شد، او گفت: حدیث او را می نویسم، اما آنرا حجت نمی گیرم.
ابن حبان گفته است: او مرجئی مذهب بوده، و احادیث موضوعی را از ثقات روایت نموده است.
ابن بکیر از حسین بن أحمد صفار و او از أحمد بن محمد بن یاسین و او از حسین بن إدریس و او از خالد بن هیاج روایت نموده، که گفت: پدرم مریض گردید، امیر خزیمه بن خازم یا حازم(والی هرات در دوران مهدی عباسی) طبیبی هندی را به نزد او فرستاد، طبیب مذکور او را هفت روز از خوردن چیزی منع کرد، پدرم صبر و تحمل نمود، و باز طبیب آمد، و هفت روز دیگر پدرم را از خوردن چیزی منع کرد، پدرم قاصدی را به نزد خزیمه بن خازم فرستاد، و گفت: کدام شیطان را بر من فرستاده أی که اراده دارد مرا بکشد. میگوید: امیر خزیمه طبیبی دیگر برای پدرم فرستاد، و او پدرم را سر پا کرد و تکیه داد، و به او گفت: گوشتی کباب تهیه نمایند، و او بخورد، تا سیر شود، پدرم چنان کرد، و از مریضی بهبودی یافت.
ابن یاسین میگوید: از یزید بن خالد پسر دختر هیاج شنیدم، که می گفت: خالد بن هیاج گفته است: پدرم هیاج گفت: اگر می خورم و می آشامم دنیا را اراده ندارم، و اگر لقاء الله نمی بود، بهشت، نعمت های آن، و زیبائی های شانرا از آخرت اراده نداشتم، و از دنیا و آخرت جز خداوند(ج) اراده أی دیگری ندارم.
ابن بکیر از حسین بن أحمد و او از ابن یاسین روایت نموده، که گفت: از محمد بن عبدالرحمن سامی شنیدم، که می گفت: هیاج بن بسطام هروی پیش از ختم سال ۱۷۷ هجری قمری وفات یافت.
أحمد بن حَیُّوه میگوید: از أبا صلت هروی شنیدم که می گفت: هیاج در سال ۱۷۷ هجری قمری وفات یافت، و از هیاج قبل از رفتنش به عراق حدیث شنیده است.
ابونضر عبدالرحمن بن عبدالجبار فامی هروی میگوید: هیاج بن بسطام هروی در سال ۱۷۷ هجری قمری وفات یافت.
ابن ماجه به روایت از هیاج حدیثی را به نقل از عبدالخالق و او از انس در باره اعتکاف روایت نموده، که چنین است: (المعتکف یتبع الجنازه، و یعودالمریض.) ترجمه: شخص معتکف می تواند به نماز جنازه اشتراک کند و به عیادت مریض برود.
با توجه به توضیحات فوق در می یابیم که هیاج بن بسطام هروی یکی از شخصیت های مبرز عصر خویش بوده، که مثل همه کسانی که دارای مقام شامخ علمی اند، موافقین و مخالفینی نیز داشته اند، و منتقدین هیاج بن بسطام بیشتر حدیث گرایان افراطی بوده اند، که باید توجه داشته باشیم در عصر نامبرده که همان اوائل دوران خلافت عباسی بود، و هنوز حدیث شکل تدوین شده أی نداشته و بیشتر توجه علماء و دانشمندان اسلامی به گرد آوری و انسجام فکری، گذشت و تسامح بوده، و منطق رجاء و امیدواری در حلقه های علمی مطرح می شده، و مکتب مرجئه تاثیرات فکری خود را داشته است، اما در وسط دوران خلافت عباسی بعد از آنکه مقابله و اختلافات اهل حدیث با خرد گرایان معتزلی شدت گرفت، بعضی از بزرگان اهل حدیث علاوه بر آن که با معتزلیان مقابله کردند، مکاتب فکری قبل از خود را نیز مورد هجوم قرار دادند، و بعضی شخصیت های مهم را نیز متهم جهت گیری به آن مکاتب نمودند، که تهمت مرجئی بودن امام بزرگوار امام اعظم ابوحنیفه نعمان بن ثابت استاد هیاج بن بسطام هروی نیز از همین گونه و سنخ است، و این مطلب که یحیی بن معین، ابن حبان و تعدادی دیگر احادیث هیاج بن بسطام را قبول ندارند، و او را مرجئی گفته اند، نیز از همین گونه اتهامات است، و نمی تواند شخصیت بزرگ علمی او را خدشه دار کند، و پر واضح است که هیاج بن بسطام هروی یکی از شخصیت های بزرگ علمی و استوانه های عصر خود بوده است، که باید هرویان در بزرگ داشت مقام علمی و فرهنگی کمر ببندند.
تهذیب التهذیب جلد ششم صفحه ۵۶
تاریخ بغداد جلد شانزدهم از صفحه ۱۲۴ الی صفحه ۱۳۰
تقریب التهذیب جزء دوم صفحه ۳۳۱
الکاشف جزء سوم صفحه ۲۱۷
الجرح والتعدیل جلد نهم صفحه ۱۳۸ و ۱۳۹
الاصابه صفحه ۹۵۷
تهذیب الکمال مری

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/4558