Thursday 13th of December 2018   

«

»

Print this نوشته

آیا عامل اصلی و اساسی این بدبختی های دیروز و امروز ملت ما ، حزب دیموکراتیک خلق افغانستان ( حزب وطن ) و کودتا های نظامی پی در پی آنها و همکاری شان با تجاوز و اشغال شوروی و جنک با ملت شان ، نمی باشد. و آیا آنها مقصر اصلی و اولی تراژیدی طن شان نمیباشند ؟

Komunist aha 41607109_844417282243895_1216392422084797977_n

 هموطن گرامی آقای راز ولی با تقدیم احترام به شما ، ممنون از جواب شما ، با وجود این نوشته احساساتی شما ، بنده صمیمانه خدمت شما عرض میدارم که بنابر فرموده ای شاعری ( بوی بغض و بوی کین و بوی آز – در سخن گفتن بیاید بوی پیاز ) از حرف حرف شما ، از سطر سطر نوشته شما ، از هر موقف گیری و تبصره های جناب شما درک نمودم و بعد از اینکه دانستم جناب شان برای تحصیلات در دوران حاکمیت حزب دیموکراتیک خلق و رژیم داکتر نجیب در تاشکند تشریف داشتند ، عمیقا” میدانم که جناب شان یکی از اعضای آن جریان بوده اید . این کاملا” حق مدنی شماست ، با کدام دین و عقیده زیست مینمایید ، در کدام حزب و جریان سیاسی حضور دارید و قس علی هذا . آرزو داشتم واقعا” جریتمندانه و با شجاعت اخلاقی این اعتراف را مینمودید تا نزد وجدان خویش ، فامیل ، خانواده ، دوستان و رفقای دیروز تان بی اعتبار نمی گردانیدید . و اما و اگر صادقانه و با وجدان پاک ، بدون حب و بغض شخصی و بدور از احساسات خشک حزبی ، تنظیمی ، ایدلوژیکی ، کیش شخصیت و غیره ، با نظر داشت منافع علیا ملت خویش با جریانات و قضایای سی ، چهل سال گذشته بر بگردیم و رویداد ها را با بصیرت سیاسی به جر و بحث بگیریم ، دردمندانه و سوگمندانه با صفحه سیاه و تاریک نقش یک گروپی از هموطنان به اصطلاح روشنفکر مان در چوکات همین حزب دیموکراتیک خلق بر میخوریم که با وجود ادعای ( وطنپرستی ! ) صادقانه در خدمت منافع آزمندانه کشور همسایه مان یعنی شوروی قرار میگیرند و با سلاح ایدلوژی کمونیزم به جنگ ملت مومن ، معتقد و مسلمان خویش میروند . شعار شان روشنفکری و آرمان شان تحقق عدالت اجتماعی بود و اما با فرد فرد ملت خویش بخاطر اینکه آنها معتقد و مومن بودند و دیگر ایدولوژی اینها را و جهانببینی شانرا ، برداشت شان را از خدا ، جهان ، انسان ، و تفسیر شانرا از خلقت ، کاینات ، مرگ و زندگی ، حلال و حرام و خلاصه اخلاق و روابط انسانی را نمی پذیرفتند ، عملا” دشمن بودند و از ایشان نفرت داشتند ، چنانچه در زمان حاکمیت شان حتی دست فروشان بیسواد و بیچاره را بجرم ضدیت با نانقلاب برگشت ناپذیر سوسیالیستی – کمونستی شان به قتلگاه ها فرستادند . روسها بخاطر اهداف و برنامه های جهانی و سلطه جویی خویش خواستند بسوی شرق پیشروی نمایند ، بنا” اولین اقدام آنها سرنگونی رژیم شاهی و استقرار نظام جدید و حاکمیت انقلابی وابسته بخود شان در افغانستان بود . شما را بخدا آقای راز ولی ، آیا در اولین کودتای نظامی در افغانستان در ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ خورشیدی همین رفقای پرچمی شما دوشادوش مرحوم سردار محمد داود خان ، دست به اقدام نظامی نزدید ؟ آیا سرقت سیاسی و به خیابان کشیدن ارتش و اردوی یک کشور را برای کسب و احراز قدرت سیاسی و سرنگونی یک رژیم نسبتا” مشروع ایکه هم ّپارلمان داشت و هم شورا ، هم مطبوعات آزاد و هم فعالیت نسبتا” آزاد احزاب و جریانها ، هم صدراعظم داشت و هم سه قوه فعال تشکیل دهنده یک نظام مشروع ، اردو غیر سیاسی بود و در عزل و نصب پنچ صدراعظم دهه دیموکراسی اصلا” به خیابانها و ادارات دولتی نریختند . همه چیز به روال عادی و نورمال بود . ولی زمانیکه روسها خواستند عمل نمایند ، همین پرچمداران شوروی با اغفال آن سردار مغرور که عمیقا” ابتدا در اندیشه انتقامگیری از رقیب خویش ( مرحوم سردار ولی داماد و پسر کاکای شاه و پسر کاکای خود مرحوم سردار محمد داود خان ) در داخل دودمانش بود و بعدا” وسواس قدرتخواهی و شهرت طلبی ، در کودتا ۲۶ سرطان دست به غصب قدرت سیاسی یازیدند . داستان جمهوریت اول و خیانت و ظلم و جنایات و کشتار مخالفین سیاسی حزب دیموکراتیک خلق توسط باند پرچم در زیر قبای مرحوم سردار محمد داود خان و باز براه اندازی کودتای خونین و منفور هفت ثور ۱۳۵۷ خورشیدی توسط همین کودتاچیان و خوردضابطان ، همکاران و متعهدین دیروزی شهید محمد داود خان و شهادت مظلومانه و دسته جمعی سردار محمد داود با تمام فامیل بیچاره و بیگناهش ( ۴۷ نفر زن و مرد و خورد و بزرگ ) ، خود یک صحنه و صفحه بسیار تراژیک و غمبارمیباشد که لکه ننگ و نفرین ابدی بر پیشانی همین کودتا چیان مزدور و بی دین و عقیده کمونست حزب شما خواهد ماند . داستان جنایات و کشتار های خونین و هولناگ ملت خویش را در آن زمان و بعد از هفت ثور حتما” شنیده ودیده اید . پلچرخی و یلیگون های آن شاهد زنده و انکار ناپذیر این جنایات میباشد . تجاوز شوروی در ۶ جدی ۱۳۵۸ خورشیدی ، آخرین میخ را بر تابوت حزب و دولت دست نشانده و مزدور و منفور دیموکراتیک خلق کوبید . کشتار وحشیانه ملت تان و تجاوز بیرحمانه بر بیگناهان و بیدفاعان مردم تان بجرم داشتن عقیده بخدا (ج) و عشق به آزادی و استقلال خواهی و ضدیت با اشغال و اشغالگر ، ملت شما را مجبور به مهاجرت میلیونی نمود . ملت مظلوم مان برای دفاع از حیثیت ، ناموس ، جان و مال خویش و برای مبارزه و مقاومت در برابر اشغالگر و متجاوز و جنگ با کسانیکه بر عقیده و دین و مسجد و مقدسات شان بیرحمانه و با عربده و بدمستی هجوم آورده بودند ، مردانه به کوه ها بلند شدند . همین کودتا های نظامی و غصب و غارت قدرت سیاسی ، تجاوز بر مقدسات و ارزشهای ملت تان ، این ملت صلح پسند و مطیع و فرمانبردار را که زمانی با یک سوته و چوپ عسکری ، صلح و امنیت در دور ترین نقاط آن حکمفرما بود ، به ملت مسلح و جنگجو و پرخاشگر مبدل ساخت. متاسفانه امروز افغانستان با هزاران مشکلات و بدبختی ها مواجه ساخت . آری دوست عزیز آقای راز ولی ، این شما و حزب شما بودید که با ملت خویش ، با عقیده و باورهایش ، با تاریخ و افتخاراتش در جنگ و ستیز قرار گرفتید . بر ملت خویش ظلم و تجاوز نمودید . اردو را سیاسی ساختید. مکاتب و پوهنتونها را سیاسی ساختید . در و دیوار را سرخ نمودید و فقط شعار دادید . ملیونها هموطن خویشرا مجبور به هجرت به دیار بیگانه ساختید ، صد ها هزار هموطن خویش را که اصلا” هیچ آگاهی و مهارتی نظامی نداشتند و کاملا ” افراد ملکی و غیر نظامی بودند ، به چنگویان حرفه ای مبدل نمودید .زمین ، خانه ، مال و منال این به هجرت رفتگان و فراری های خانه و کاشانه شانرا ظالمانه و مغرورانه غصب نمودید و چور و چپاول داشتید . ملکیت مردم خویش را به اصطلاح آنروزی ( تحت تامین دولت !!) آوردید و اموال و املاک شانرا در کمال بیشرمی اشغال نمودید . منحیث مشت نمونه خروار ، سرنوشت فامیل خودم در آن زمان اختناق و ترور ( سالیان نخست کودتا و تجاوز شوروی ) در مکروریان کابل بسیار مصادق این جریان دردناک غصب و چور و چپاول حزبی ها میباشد . ما در ظرف سه سال چهار بار باید کوچ مینمودیم چراکه همان اپارتمانی را که ما به هزاران مشسکل بکرایه میگرفتیم ، چند ماه بعد بخاطریکه صاحب آن افغانستان را ترک نموده و یا به بهانه اینکه صاحب اصلی آن در دیگر مناطق شهر دارای منازل شخصی است ، آن اپارتمان از جانب یکی از بزرگان و قدرتمندان زورگوی حزب شما بصورت غاصبانه اشغال میگردید و باید کرایه نشین ظرف یک هفته آنرا جبرا” ترک مینمود . این است فرهنگ چور و چپاول در نظام حزب شما . اگر این ملیارد ها دالر ایکه امروز به افغانستان میاید ، دیروز میامد ، یقینا” آنرا رهبران حزب شما مانند پول های سفارتخانه هایکه دارایی آنرا چور نمودند ، توسط آقای عمرزی ( بانکدار و تجار معروف و خزانه دار شخصی داکتر نجیب ) حتما” به هندوستان منتقل میگردید . و داکتر صاحب نجیب اگر توفیق فرار میافت ، حتما” آنرا با حود میبرد. . هموطن گرامی آقای راز ولی صاحب ! اگر امروز ملت شما مسلح است ، اگر یکی بگفته شما اشرار شد و دیگر طالب و القاعده و چه وچه ، مسوول و مقصر همه اش همان قدرتخواهی ، مزدوری ، وابستکی ، و اطاعت و بندگی متجاوز بیگانه توسط شما و دشمنی شما با ملت تان و براه انداختن جنگ ظالمانه بر علیه ملت تان بوده است . اگر امروز ایران، پاکستان و دیگران تجاوز مینمایند و مداخله دارند ، بخاطری دشمنی شما با ملت تان بود ، بخاطر مجبور ساختن ملت تان به پناه بردن به آغوش کشور های بیگانه بود. بدلیل این است که شما بعنوان معلمین مزدوری ، وابستگی و جاسوسی و مزدبگیری ، سرمشق قرار گرفتید . آری ، متاسفانه و بدبختانه همین فرهنگ بیگانه پرستی و همکاری با متجاوز و اشغالگر نیز میراث حزب شما و حاکمیت شما میباشد . به هزاران نفر از فعالان سیاسی و نظامی سرشناس حزب شما امروز عملا” بازهم در گنار اشغال و اشغالگر قرار دارند و مدافع بیگانگان میباشند . شما میگویید که در راکتباران و جنگ های کابل کی مقصر است ؟ شما را بخدا وند بزرگ سوگندآقای راز ولی ! آیا حزب شما و دولت داکتر نجیب ادعای آنرا نداشت که ما در اردو ، خاد ، گارد خاص ، پلیس و ده ها ارگان امنیتی دیگر سیصدو پنچاه هزار ( ۳۵۰٫۰۰۰) پرسونل داریم . در ماه ثور ۱۳۷۱ خورشیدی زمانیکه نجیب فرار نمود و در درون حزب شما کودتا صورت پذیرفت و هریک به گروه های مختلف مجاهدین و همتباران و همگیشان خویش پیوستند و کلا” مورد عفو عمومی رهبران قدرتخواه و معامله گر مجاهدین قرار گرفتند ، آیا آنها در این جنگ ها و کشمکش ها اشتراک نه نمودند ؟ آیا جنرال خدای داد هزاره و تمام پرسونل خاد و کمونستهای هزاره در کنار حزب وحدت سینه های مردم را نبریدند و بر فرق مردم میخ نکوبیدند ؟ آیا جنرالان بدنام و ظالم حزب شما که تاجکتبار بودند به جمعیت و دولت استاد ربانی نپوستند و حتی تا به امروز در کنار همان امپریالیزم امریکا در جنگ ها اشتراک نمی نمایند ( مانند بابه جان ، جنرال هلال و صد های دیگرش ). آیا ملیشه های بدنام گلم جم از دامان حزب و حاکمیت شما سر بر نیاورد که تا با امروز با ملت خویش می جنگند و جنایت و فحشا مینمایند ؟ همچنان جنایت گروپ خلقی های ظالم و وحشی و همکاری و اشتراک شان در ویرانی کابل با آقای حکمتیار را حافظه تاریخ فراموش نمی نماید ! بنا” اینکه همه جنایات بعد از سقوط نجیب را فقط بدامان مجاهدین میگذارید ، منصفانه و قرین به حقیقت نمی باشد .تا سخن دیگر خدا حافظ – فقط هموطن شما ویس ناصری – روز چهارشنبه ۳ سپتمبر ۲۰۱۴ میلادی – جرمنی Mehr anzeigen

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/4549