Friday 17th of August 2018   

«

»

Print this نوشته

افراط وتفریط

هر قـدر از  درد  نا لیدم درمانی نیافت

سالهاخون شددل وین غصه پایانی نیافت

کارهابرهم شدوهیچ حسن امکانی نیافت
ازعـمل گفتارها یک ذره سامانی نیافت
چون نشدشرین یقین ازگفتن حلوا دهن
درد را کی چاره سازدگفتن درد و محن   
اگربگوئیم که امروز افراط گرایی وتفریط، شیوه کار بردی اجتماعی وسیاسی روزگشته ، اشتباه نکرده باشیم .آنهائی که دیگران را افراطی خطاب میکنند درحقیقت دست اول در این پدیده دارند. استاد قرضاوی در بیان و توضیح این واژه چنین توضیح می دارد :{جهان ما انباشته از افراط گرایی است ، برخی از آن به دین ، برخی در سیاست ، برخی در فکرواندیشه ، برخی درسلوک وروش اجتماعی وروانی ، برخی اقتصادی و… اند . (نکته اهم در رابطه آنست که) افراط گرایی ، معلول فساد قانون وطغیان زمامداران ، دولتمردان و حاکمان است وگاهی هم سلوک اعضای خانواده و جامعه ( از محرومیت های متنوع ) نیز بمیان آورنده افراط وتفریط میگردد} از اینرو با درنظرداشت جزیات و عوامل، انصاف نخواهد بود( که بدون در نظر داشت عوامل ) تنها تعدادی را بر افراط گرایی دینی متهم ساخت و بر ایشان هجوم آورد . منظور ما در این مبحث ،ریشه یابی و بستر فراهمی این معضل های اجتماعیست ، نه تائید افراط گرایی دینی و نه هم افراط در ابعاد دیگر ،چه در روش ، اندیشه ، سلوک و…سیاست ، زیرا ازلحاظ دین ، هر نوع افراط( اسراف وزیاده روی است)وتفریط( نقض تمام موارد خلاف سنت الهی ) ، در تمامی شئون زندگی مادی ومعنوی(چه ازلحاظ دین ، قوم گرایی، طبی(از لحاظ خورد و.. نوش )، اقتصادی ، اخلاقی ، اجتماعی، نظامی وسیاسی) منع است… خداوند اسراف کنندگان و ازحدگذشتگان را دوست ندارد … و کلوا واشربوا ولاتسرفوا۳۱الاعراف…إنه لایحب المسرفین۱۴۱ الانعام…لایحب المعتدین۱۹۰ البقره…لا یحب من کان خواناَ أثِما۱۰۷ النسا…لایحب المستکبرین۲۳ النحل…لایحب الظالمین۱۴۰ ال عمران…لاتغلوا فی دینکم۱۷۱ النساء ) . همه موارد اسرافی مردود است و در اسلام امر به عدالت ومیانه روی است . این دیگرثابت خاص وعام است که میانه روی از ثوابت واستقرارحیات وقوانین علمی در تمام ابعادحیات هستی بحساب آمده ، حتی نظام هستی وکائنات ،که برمبنا همین اصل استوار و قایم اند . اما توجه بایدکرد ومغالطه نشودکه این بدان معنی نیست که در مقابل تفریط بی دینی(در جوامع اسلامی) مهر خاموشی بر لب گذاشت و بی تفاوت بود بلکه ، امر بخوبی ها و منع از زشتی ها وظیفه هر فرد مسلمان است . و این هم انصاف نیست ؟جوانی که در امور اسلامی میکوشند و پا بند نماز ، پاک دامنی و درجستجوی حلال بوده و ازحرام رومیگرداند وکوشش داردتامطابق آداب اسلامی زندگی کند وظاهر و باطن خود را چنانکه حکم است به آراید (مثلاَ .. گذاشتن ریش ، حجاب ، دوری از منکرات و…)آنرا متهم به افراط گرایی(و این و آن) کرد؟ نه هرگز ، این افراط نیست بلکه از اصول شریعت ودین ست . واین نوع تعامل را اگر درعلوم بشری ، چه طب ، اقتصاد وعلوم تربیتی و اجتماعی دقت نموده باشید ، ثابت است که تحقیق ، دقت و تحقق، پژوهشهای علمی هرگز بزیان وضرری نه جسم ، نه روح ونه معاشره انسانهاست بلکه همه به منفعت شخص ومحیط اجتماعی، اقتصادی ، سیاسی … واخلاقی جوامع بشری است ، چنانچه فرض کنید اگر داکتری ویا انجینری دربخش تخصص خود سعی و تلاش بیشتر به مراتب فوق داکتری پژوهش میکنند و در پی هر چه زیاد تر اندوخته ها و زیبایی های علمی ،که بدنبال خود سعادت بشری و مصلحت های اجتماعی را در قبال دارد ، میشود پس آیا این عمل ، سعی و کوشش شبا روزی این شخص ، افراط است ؟که نیست، هرگزبلکه مطابق حکم رب است که فرموده است بگو : یا رب به علمم بافزأ..رب زدنی علما َ. ..۱۱۴ طه . لذا نخست از همه ، افراط، تفریط وظلم را باید تشخیص نمود و آنرا شناخت . در شناخت نشانه های افراط گرایی باز هم از داکتر قرضاوی – درکتاب افراط گرایی دینی- چنین مینویسند :{ تعصب به رای خود و نپذیرفتن رای دیگران که هرگونه عاقبت اندیشی ومصالح خلق ومقاصدشرع را سلب کند ویامسدود نمودن دریچه هرنوع گفتگو با دیگران … و الزام همه مردم بچیزی که آفریدگار ملزم شان ، نکرده است و سختگیری بی مورد ، درشتی ،خشونت ، شکنجه وزور . و… بدگمانی بمردم}
دقت :  پس دانسته شدکه افراط گرایی خود بخود بوجود نیآمده ، بلکه علل و عوامل متعدد داشته طوریکه در فوق ذکر شد و از جمله عوامل علاوه برتکبرنفسانیت ، بی اعتمادی ها وانواع محرومیتها وعقده مندیها و نبود قوای تدافعی( تحت فشار و ظلم قرارگرفتن واز ناتوانی دست به عمل خشونت و افراطی آزیدن ) و اصطکاک وتصادم ، تضاد قدرتها ویا تمدنها ، جهت برآورده شدن اهداف شان ، در کشورهای رو به انکشاف ومستعمره نو .یعنی ایجاد انگیزه ها و مساعدی زمینه هاعمدی برای افراط گرایی تا مردم از یک جریان سیاسی و دینی روگردان شوند و…(خوب طبعیست قدرتهای با استفاده از نکات ضعف مردم همان سر زمین ، چه به تطمیع مادی و.. یا فریب ، از خودشان استفاده کنند) تا از یک طرف عقده مندیها را بوجود بیآورند و از طرفی با تفرقه زمینه انتقام گیری به اشکال مختلف در بین شان خلق کنند،از همین بنا بر اغراض سیاسی و اقتصادی (وتحرکات منافع منطقوی)، زمینه برای این بیماری(افراط گرایی) خود بخودگسترده شده و آنرا امتداد میدهند تا به اغراض و اهداف استعماری ، اقتصادی وسیاسی شان برسند . جالب اینست  بانیان وعاملین افراط گرایی ، در رویداد ها و تصادمات.. ، خود را مکلف به هیچ تقصیری ندانسته وچنان وا نمودمیکنندکه اینان ناجیان بشریت و بهترین ها اند( ما بهترین یم” أنا خیر منه …۱۱۲ الاعراف” تمام خوبی ها، دانش و همه حقوق و صلاحیت ها اجتماعی (اخلاقی و …) و داوری دنیا همه و همه ازآن شان باشد ومصلحان این قطعه خاکی همین هااند(..انما نحنُ مصلحون۱۱ البقره)ودیگران هیچ و اصلاً حق زیست ، حریت ،حصول منفعت ،آزادی … عقیده و …( محض درشعار) ندارند و نداشته باشند و اینکه برآن سرزمین ومردم در اثرتصادم و اصطکاک قدرتها، برایشان چه میگذرد اصلا مهم نیست؟؟؟( بر زمین که آتش است ، می داند..!!!)
هر که آزار روا داشت ، شدآزرده
هرکه چه کند ، در افتاد به چاه اند
بلی ! مرغ زیرک از چند جا در بند شود ، زمانی متوجه میشوند که زرع و کشت خود شان ، بلا و آفت خود شان شده . چنانچه در این ده های پسین…!!؟؟ لذا اگر واقعاً احساس نوع دوستی موجود باشد ، شایسته آنست تا بادر نظرداشت عینیت ها ، حوادث و واقعیات جهان امروز ، موارد تحلیل ، ریشه یابی و آسیب شناسی شود و عوامل و چالش ها را  برچید  . 
بنی آدم اعضای یک دیگر  اند- که  در آفریش زیک جوهر اند
چوعضوی  بدرد آورد روزگار-  دیگرعضو ها را  نه مانـد قـرار
توکز محنت دیگران بی غمی –   نشـاید که   نـامت  نهند آدمی  

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/1485