Tuesday 16th of October 2018   

«

»

Print this نوشته

با جلالتمآب (قسمت چهارم وآخر)

 Nazok Mezaj

(طنز)  نوشته : نازک مزاج

پیوسته به گذشته

قسمت چهارم وآخر

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خبرنگار :  جلالتمآبا !

شما به عنوان رئیس جمهور معمولآ روزانه چه کار هایی را انجام میدهید ؟

جلالتمآب :  معمولآ برای بلند شدن از خواب هر کس به یک ساعت سرمیزی نیاز دارد، ولی من صبح ها با یک صدای مهیب انفجار بمب از خواب بیدار می شوم .  بعد از صرف چای صبح، ملاقات هایی با زعما و مهمانان کشور هایکه در افغانستان حضور نظامی دارند ، انجام میدهم .  

بنده در اول ، وسط و آخر هر ملاقات از همکاریهای نظامی آنها در کشور قدردانی و امتنان مینمایم . بین ساعات ۱۰ الی ۱۱ قبل از ظهر حملات انتحاری را محکوم می نمایم  . قبل از نان چاشت به خانواده های آنعده از هموطنانیکه درحملات هوایی و بمباردمان ناتو به شهادت رسیده اند، تسلیت عرض مینمایم .  درسر نان چاشت خبر میرسد که پاکستانیها وایرانیها بندر های مرزی تورخم و اسلام قلعه را مسدود کردند .

بعد از نان چاشت اما پیش از چای، حملات هوایی ناتو بر علیه غیر نظامیان را محکوم مینمایم. حین نوشیدن چای در حالیکه دندانهای خود را خلال میکنم،  رهبران ناتو به من تلیفون میکنند و از شهادت غیرنظامیان توسط نیروهای شان اظهار تأسف می کنند و وعده میسپارند که در آینده این چنین حملات وحشیانه در تفاهم با وزارت دفاع ملی افغانستان صورت خواهد گرفت . اما باز ببینی، باز صبح ، باز بمبارد، باز شهید، باز تلیفون، باز افسوس .

بعداز نوشیدن چای به تهران و اسلام آباد تلیفونی صحبت میکنم و بخاطر اظهار نظر های غیر مسئولانۀ بعضی از سیاستمدار های بیسواد ما در قبال ایران و پاکستان ، از هردو کشور عذر خواهی نموده و تلیفونی خط بینی می کشم و از آنها مسرانه خواهش میکنم که بندر های تورخم و اسلام قلعه را دوباره باز نمایند و کامیونها مواد غذایی ، نفتی وغیره را اجازۀ عبور از سرحدات شان بطرف افغانستان بدهند بخاطریکه مردم بیچارۀ ما تباه میشود . برعلاوه گریه و زاری کنان  از آنها خواهش میکنم که کامیونهای میوه جات صادراتی مارا اجازۀ ورود به کشورهای شان بدهند، بخاطریکه میوۀ تازه زود شُفتر میشه و این میوه ثمرۀ یکسال عرق ریزی دهقان بیچاره ای است که امیدش فقط بخدا و همین میوۀ باغ دیوارغلتیده اش میباشد  .

بعد ازآن درحالیکه نوک بینی ام در اثر خط بینی سوزش میکند ، بزرگان یکی از ولایات کشور را بحضور می پذیرم و در مورد مشکلات شان با ایشان صحبت میکنم . تابحال هیچ بزرگی از هیچ ولایتی را ندیدم که بگوید ، الحمدلله جور و خوش وسیر هستیم .

برعلاوه هفتۀ دو بار پرسان زخمی های عالیرتبۀ دولتی و یکبار در فاتحۀ شهدای عالیرتبۀ دولتی میروم  و ماه یکبار  هم سفر رسمی به خارج از کشور دارم .

خبرنگار :  جلالتمآب رئیس جمهور !

علاوه براینکه از عملکردهای شما و دولت انتقادهای زیادی بعمل میآید، ولی شما در زمان زعامت تان ، موفقیت هایی نیز داشته اید که نمی شود از آن انکار کرد . لطف بفرمائید و بگوئید که راز موفقیت شما در چیست ؟

جلالتمآب :  سازش .

خبرنگار :  چی ؟ سازش ؟

جلالتمآب :  نی نی نی  مممنظورم اینست که ما سازش نا پذیر هستیم . اگر بخاطر هرچیزی معامله و سازش کنیم ، بخاطر وطن ، آزادی ، مردم و دین خود با هیچ کشور جهان وبه هیچ صورت سازش نمیکنیم .

خبرنگار :  جلالتمآب ! میخواهم چند سوال شخصی از شما نمایم .

جلالتمآب :  بفرمایید .

خبرنگار :  به کدام حیوان علاقه دارید؟

جلالتمآب :  به اسپ علاقۀ فراوان دارم .

خبرنگار :  چه نوع لباس را دوست دارید ؟

جلالتمآب :  درافغانستان چپن و قره قلی را دوست دارم .

خبرنگار :  کدام غذا را زیاد دوست دارید؟

جلالتمآب :  پیزا . اگر از رستورانت خودم باشد .

خبرنگار :  از انسانهای همین عصر ، کی را خیلی دوست دارید ؟

جلالتمآب :  من همه ای انسانها را دوست دارم ، ولی جورج بش ها (پدر و پسر) هر دو را خیلی دوست دارم.

خبرنگار :  از کدام سیاستمدار افغانی بیزار هستید ؟

جلالتمآب :  عبدالله عبدالله .

خبرنگار :  اگر رئیس جمهور نباشید، چه شغلی برای تان خوش آیند خواهد بود ؟

جلالتمآب :  هیچ چیز .

خبرنگار :  در کرۀ زمین کجا را خیلی دوست دارید ؟

جلالتمآب :  ایالات متحده را .

خبرنگار :  برای چه چیز و یا چه کسی که در زنده گی تان از دست داده اید، افسوس میکنید ؟

جلالتمآب :  (باخنده) برای موهایم .

خبرنگار :   خوش آیندترین و شیرین ترین لحظه زنده گی برای شما در کجا خواهد بود ؟

جلالتمآب : مره لب جوی بسیار خوشم میایه .

خبرنگار :   از گفت و گوی تان ممنونم . موفق باشید .

جلالتمآب :  ازشما هم تشکر میکنم . شما هم موفق باشید .

پایان

Permanent link to this article: http://my.azmoone-melli.com/go/1247

1 دیدگاه

  1. محمد ناصر(احدی)

    محترم (نازک مزاج) صاحب
    من تمام قسمتهای طنز شمارا خواندم. برای تان آفرین میگویم واقعاً که بسیار زیبا مسایل را بیان کرده اید .
    خدا کند که همیشه از نوشته های تان مستفید شویم. وهمچنان از سایت آزمون ملی و مخصوصاٌ از دانشمند محترم ناصری صاحب تشکر که این طنز را نشر کردند.
    با احترام

دیدگاه‌ها غیرفعال است.